بانکهای ایرانی کوچک شدهاند
ایجاد شعبه بانکهای ایرانی در دیگر کشورها، موضوعی است که اخیرا زیاد در مورد آن بحث میشود. اخیرا هم در این رابطه مذاکراتی بین رئیس کل بانک مرکزی ایران و رئیس پارلمان فرانسه صورت گرفته تا زمینهها برای ایجاد شعب بانکهای ایرانی در آن کشور فراهم آید.
یک اقتصاددان با برشمردن زوایای گوناگون طرحهایی از این دست اعتقاد دارد که نظام بانکی ایران برای اینکه بتواند در این مورد فعالیت گسترده ای داشته باشد، نیازمند اصلاحات ساختاری است.
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان ، بهروزهادی زنوز تاکید میکند:«افتتاح یک یا چند شعبه در سایر کشورها حلال همه مشکلات ارتباطات بین المللی بانکهای ما نخواهد بود.»
اخیرا صحبتهایی مبنی بر دایر شدن شعب بانکهای ایرانی در کشورهای دیگر و از جمله کشورهای اروپایی مطرح شده است. آیا به لحاظ تاریخی، پیش از این هم این اتفاق سابقه داشته است؟
قبل از انقلاب بانکهای معروف ایرانی و از جمله بانک ملی در پایتخت کشورهای پیشرفته شعبه داشتند و عمدتا هم در حوزه اعتبارات اسنادی فعالیت میکردند و خدماتی را هم به ایرانیان خارج از کشور ارائه می دادند که میتوانستند نقل و انتقالات مالی خودشان را انجام دهند یا اینکه ارزهای خود را به سایر ارزهای دیگر تبدیل کنند. حتی بعد از انقلاب هم چند بانک خارجی در ایران فعالیت میکردند و با این وجود اقدام به ارائه اعتبارات نمی کردند و فقط رابط شرکتهای خارجی با شرکتهای ایرانی در امور بانکی بودند. مثلا چون ایتالیاییها در صنایع سنگین و به ویژه در صنعت فولاد با ایران قرارداد داشتتند، یک بانک ایتالیایی عملیات مربوط به همان قراردادها و نقل و انتقالات مالی شرکتهای ایتالیایی و طرفهای ایرانی را انجام می داد و به عملیات بانکی گسترده در کشور اقدام نمی کرد.
به چه دلیل این نوع از مراودات بانکی قطع شد؟
بخشی از این موضوع به گسترده شدن دامنه تحریمهای غرب علیه ایران مربوط میشود، اما بخش دیگری از آن به ساختار بانکی ایران ارتباط دارد. یعنی اینکه نظام بانکی ایران به لحاظ ساختاری با مشکلاتی مواجه است که بانکهای خارجی و نظام بانکداری جهانی برای برقراری چنین مراوده ای با نظام بانکی ایران با احتیاط برخورد میکند. در حال حاضر مقررات بانکی ایران فاصله زیادی با مقررات مصوب در نظام بانکداری جهانی دارد.
این مقرراتی که اشاره میکنید کدام است؟
از سال ۲۰۰۸ به این سو که بحران بانکی و سرمایه در بازار آمریکا به وجود آمد و به کل جهان سرایت کرد، کشورهای پیشرفته تلاش کردند برای ایجاد پایداری در بازارهای مالی مقررات جدیدی وضع کنند. بخشی از این مقررات وضع شده نیز مربوط به قوانین بانکی است که در «بازل یک» پیش بینی شده بود. بعد از آن و با پیچیده تر شدن عملیاتهای بانکی «بازل دو» مطرح شد و در نهایت و به دلیل عدم کفایت و کارایی مقررات تدوین شده«بازل سه» طراحی و عملیاتی شد. نظام بانکی ایران از زمانی که به دلیل تحریمها ارتباطش با نظام بانکی جهان قطع شد، حتی نتوانسته مقررات مربوط به بازل یک را اجرایی کند، چه برسد به اینکه موفق شده باشد ساختار و انتظامات خود را بر اساس بازل سه که بسیار هم سختگیرانه است، تطبیق دهد. تا زمانی که این اصلاحات رخ ندهد، فعالیت شعب بانکهای ایرانی در سایر کشورها تنها به برخی از عملیاتهای بانکی محدود میشود.
بعد از آنکه ارزش پول ملی کاهش یافت، بحران بانکی داخلی به قدری تعمیق شد که ترازنامه بانکهای کشور وضع نامساعدی پیدا کردند و با تبدیل ترازنامه آنها به دلار، عملا بانکهای ایرانی کوچک شدند. در کنار این موضوع، اساسا در ترازنامههای بانکهای ایران، استانداردهای حسابداری رعایت نشده بود. در این وضعیت، وقتی که بانکهای خارجی مجموعه ای از این معضلات را مورد توجه قرار میدهند، به این نتیجه می رسند که با یک نظام بانکی طرف هستند که معتبر نیست و از این رو تمایلی پیدا نمی کنند تا با آن مراودات بانکی و پولی برقرار کنند. حالا هر چند ما برخی از قوانین بانکی خود را اصلاح کرده ایم، اما همچنان تا وضع مطلوب فاصله داریم. یعنی حتی با اینکه ما قانون پولشویی را مصوب و اجرایی کرده ایم، اما طبق استانداردهای بین المللی همچنان از این نظر آسیبپذیر هستیم.
با این همه برای رفع این معضلات چه راهکاری میتوان ارائه کرد؟
بانکهای ایرانی باید اصلاحات ساختاری انجام دهند؛ یعنی باید در اساسنامه، مقررات و استانداردهای نظام بانکی ایران اصلاحات اساسی صورت بگیرد. در اعتبار سنجی بانکهای ایرانی و در اعتبارسنجی مشتریان بانکهای ایرانی باید یک بازنگری ساختاری صورت بگیرد؛ آنچنان که در رتبه سنجیهایی که صورت میگیرد، جایگاه نظام بانکی ایران ارتقا یابد. در صورتی که این اتفاقات رخ دهد میتوان امیدوار بود که بانکهای خارجی برای ایجاد مراودات گسترده بانکی با بانکهای ایرانی با اعتماد و رغبت پیشقدم شوند. در غیر این صورت صرف ایجاد یک یا چند شعبه از بانکهای ایرانی در خارج از کشور تنها یک گشایش کوچک ایجاد میکند، ولی حلال همه مشکلات ارتباطات بین المللی بانکهای ما نخواهد بود.
چه تفاوتی بین افتتاح یک شعبه بانک خارجی در ایران با افتتاح یک شعبه بانک ایرانی در خارج از کشور وجود دارد؟
بانکهای ایران به دلیل اینکه در تنگنای مالی قراردارند، در موقعیتی نیستند که در خارج از کشور و برای شرکتهای خارجی بتوانند منابع مالی فراهم کنند. بنابراین بانکهای ما در خارج تنها میتوانند واسطهای برای تجار ایرانی با طرفهای خارجی آنها باشند. این شعب میتوانند گشایش ال سی ویا پرداخت بدهیهای تجار ایرانی به بانکهای خارجی را تسهیل کنند. مضاف بر اینکه امکان نقل و انتقال پول را برای ایرانیان خارج از کشور مهیا میکنند. در واقع نوعی عملیات صرافی است که توسط این شعب در خارج از کشور صورت میگیرد. ولی وقتی یک بانک خارجی در ایران شعبه ایجاد میکند، از آنجایی که بر اساس استانداردهای بین المللی فعالیت خود را آغاز میکند، با بانکهای داخلی وارد یک رقابت میشود. در واقع آن بانک منابع مالی به ایران می آورد که منابع تسهیلات دهی است و چون منابعی که آن بانک خارجی تجهیز میکند ارزانتر تمام میشود، نظام بانکی کشور را وارد یک رقابت میکند. این رقابت از سویی هم میتواند باعث تعدیل نرخهای بهره در نظام بانکی کشور شود.
با وجود قوانین فعلی که در نظام بانکی ایران وجود دارد، تا چه میزان زمینه و امکان برای شکل گیری چنین مراوده ای وجود دارد؟
البته بانکهای خارجی با شیوه بانکداری اسلامی آشنایی دارند و از این رو آنها میتوانند طبق ضوابط بانکهای ایرانی هم کار کنند. با این همه بعید می دانم که تحت قانون پولی و بانکی فعلی و قانون بانکداری بدون ربای فعلی بشود برای حضور بانکهای خارجی در ایران مجوز صادر کرد.البته اخیرا دولت و بانک مرکزی دو لایحه تهیه کرده اند که که یکی از آنها به استقلال بانک مرکزی مربوط میشود و دیگری هم قانون بانکداری است. اگر این قوانین در مجلس به تصویب برسد، به نظر می آید که چارچوب مناسبی برای حضور بانکهای خارجی در ایران فراهم می آید.