رطب خورده کی منع رطب کند؟
تحمل بحران یک چیز است و زخم زبان خوردن در تحمل بحران چیزی دیگر. این روزها شرایط اقتصادی در کشور را تقریباً همگان درک میکنند و با توجه به ملزومات این شرایط، اغلب قریب به اتفاق جامعه، از فعالان اقتصادی گرفته تا مردم عادی همگی در راستای تحمل شرایطی که به وجود آمده تلاش میکنند.
اما آنچه باعث میشود برخی از تحمل این شرایط مأیوس و دلسرد شوند، سخنانی است که بعضاً برخی مسئولان آنها را عنوان میکنند بدون آنکه صغری و کبری استدلال خود را بررسی کرده باشند. شرایط حساس اقتصادی کشور و وضعیت پیش آمده که بلا استثناء فضا و بستر و ساختار کلی اقتصاد کشور را با معضل مواجه کرده است، دیگر بر همگان مشخص و عیان است و سخن پیرامون آن امری است تکراری. بسیاری - شاید بتوان گفت همه - این شرایط را درک میکنند و علیرغم شکایاتی که از وضع موجود دارند اما، تحمل این شرایط را به دلیل تحمیل شدن آن بر صدر تا ذیل جامعه امری لازم تلقی میکنند. اما نباید فراموش کرد که گاهی سخنی از زبان مسئولی به میان میآید که ناخودآگاه فرد را دچار دلسردی از تحمل شرایط میکند. سخنانی که طی ماههای اخیر چندین بار شاهد آنها بودهایم. امروز رییس مرکز صنایع نوین وزارت صنعت، معدن و تجارت مهدی معصومی، عنوان کرده است که تعطیلی برخی بنگاههای تولیدی به دلیل قصور و کوتاهی خودشان است. وی صراحتاً بیان کرده است: برخی صاحبان واحدهای تولیدی هیچگونه سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه نکردهاند و در همین حال انتظار دارند در شرایط بحرانی هیچ اتفاقی برای آنها نیفتد. معصومی گفته است: برخی بنگاههای تولیدی به دلیل کوتاهی خودشان در شرایط سخت اقتصادی از بین میروند. بدون سرمایهگذاری روی بحث کیفیت و تحقیق و توسعه تولیدکنندگان نمیتوانند انتظار داشته باشند که در شرایط بحرانی پابرجا بمانند. به هر حال، ظاهراً این استدلالی است صحیح و منطق پشت آن نیز اساساً صحیح است. بدون شک هر بنگاه تولیدی باید پیش بینی از شرایط آینده داشته باشد و با سرمایه گذاری بر روی مباحث مدیریتی و تحقیقات به روز در حوزه کاری خود بتواند از آخرین دستاوردها برای بهبود کسب و کار و مدیریت بحران استفاده کند. اما به راستی این سخنی است که مسئولین دولتی باید بگویند؟ آیا مطرح شدن این استدلال از زبان مسئولان دولتی خود ناقض آن نیست؟ پیش بینی، مدیریت، سرمایه گذاری بر روی تحقیقات و فناوریهای نوین در همه بخشهای تولید از مدیریت منابع تا مدیریت سازمانی همگی در جایی امکانپذیر و جوابگو است که حداقل ثباتی در شرایط اقتصادی و ساختار اقتصادی کشور وجود داشته باشد. درجایی که تنها همین یک ماهه اخیر کافی است تا خط بطلانی بزرگ بر روی ادعای ثبات در فضای اقتصادی کشور بکشیم، آیا سخن گفتن از این که تعطیلی بنگاههای تولیدی تقصیر خودشان است، استدلالی صحیح است؟ آیا مسئولین با عملکرد و اقدامات خود طی ماههای - و حتی سالهای قبل - شرایطی را فراهم کردهاند که فعالان اقتصادی و مردم عادی در جامعه بتوانند برای یک ماه آینده خود تصمیمی صحیح اتخاذ کنند؟ روند عملکرد قوا طی ماههای اخیر به گونه ای بوده است که بدون هیچ شک و شبهه ای جای هیچ تصمیم گیری و آینده نگری را برای افراد باقی نگذاشته است. بعضاً عملکردهای انفعالی یا بر عکس کهکشانی مسئولان در همه قوا کوچکترین نشانی از ثبات را از فضای اقتصادی جامعه گرفته و توان پیش بینی و مدیریت صحیح را از افراد دریغ کرده است. تحمل بحران یک چیز است و زخم زبان خورد در حین تحمل چیز دیگر. حتماً بنگاههای اقتصادی وجود دارند که طی این مدت بیش از همیشه به روشهای غلط مدیریتی خود پی بردهاند و تاوان آن را نیز در این شرایط به سختی پس دادهاند. هیچ کس در این میان مسئول نیست جز خود کسانی که برای سالیان دراز به روشهای مدیریتی غلط خود ادامه داده بودند و شرایط به گونه ای نبوده که الزامی در تغییر روش ببینند. سرزنش این دست از فعالان اقتصادی کاملاً به جا و صحیح است اما نه از سوی مسئولینی که خود در به وجود آمدن این شرایط یا وخیمتر کردن آن بی تقصیر نبودهاند. آیا یک چنین روشی در برخورد با مسائل، رفع مسئولیت و به معنای واقعی کلمه فرافکنی نیست؟