بازگشت به زندگی پس از 6‌ سال کابوس

مرد جوانی که با نقشه‌ای برنامه‌ریزی شده، مزاحم همسرش را کشت و جسدش را به آتش کشید، پس از گذشت ٦‌سال از وقوع جنایت توانست رضایت خانواده اولیای دم را جلب کند.

ساعت ٤ صبح روز ٢٧ مرداد‌ سال ٨٨ ماموران پلیس زمانی که درحال گشتزنی بودند، متوجه آتش‌سوزی در اطراف جاده‌ای در شهرری شدند. آنها بلافاصله به سراغ این آتش رفتند که متوجه شدند مردی درمیان شعله‌های این آتش درحال سوختن است. بلافاصله آتش‌نشانی و اورژانس درجریان ماجرا قرار گرفت و تلاش‌ها دراین‌باره آغاز شد. ماموران در نخستین گام از تجسس‌های خود پس از خاموش شدن شعله‌های آتش موفق به شناسایی هویت جسد سوخته شدند. با شناسایی هویت جسد خانواده وی نیز شناسایی شدند و تحت تحقیق قرار گرفتند. پسر این مرد در تحقیقات به ماموران گفت: «پدرم به تنهایی زندگی می‌کرد و هیچ دشمنی نداشت. نمی‌دانیم چرا به قتل رسیده است.» با این اظهارات ماموران به تحقیق بیشتر در این رابطه پرداختند و درنهایت از طریق ردیابی تلفن ‌همراه مقتول به زنی که از اقوام دورش بود، مشکوک شدند.

آنها این زن را دستگیر کرده و او را تحت بازجویی قرار دادند. وی در بازجویی‌ها درحالی که منکر هرگونه قتل بود، درنهایت اعتراف کرد و گفت: «مدتی بود که با شوهرم اختلافات شدیدی داشتم و به دلیل اعتیادش می‌خواستم از او جدا شوم. ولی شوهرم طلاقم نمی‌داد و خیلی مرا اذیت می‌کرد تا این‌که خواهرم به من گفت مقتول به نام ایمان که از اقوام دورمان است، می‌تواند کاری کند تا به راحتی از شوهرم جدا شوم. برای همین من به سراغ ایمان رفتم تا کارهای طلاقم را انجام دهد. او از من خواست به خانه‌اش بروم تا در این مورد با هم صحبت کنیم. اما وقتی به آنجا رفتم، متوجه شدم که قصد و نیت بدی دارد. می‌خواستم فرار کنم که مانعم شد و مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. پس از آن از من فیلم تهیه کرد و تهدیدم کرد که اگر حرفی به کسی بزنم، این فیلم را پخش می‌کند. ایمان هر روز به سراغم می‌آمد و با تهدید از من می‌خواست که با او در ارتباط باشم. از دست تهدیدهای ایمان یک روز خوش نداشتم تا این‌که درنهایت شوهرم هم متوجه این موضوع شد و از من خواست ایمان را به خانه‌مان بکشانم. اول مخالفت کردم ولی وقتی اصرارهایش را دیدم، من هم اینکار را کردم. روزی که ایمان به خانه ما آمد، شوهرم بعد از این‌که ایمان را شکنجه داد، او را با ضربات چوب به سرش کشت. بعد از آن با هم جسدش را به اطراف جاده منتقل کردیم و آن را به آتش کشیدیم. اما خودروی مقتول همچنان درخانه ما بود که آن را هم بردیم و درخیابان با ریختن بنزین آتش زدیم.»

با اعتراف این زن، شوهر وی نیز دستگیر شد و به این جنایت اعتراف کرد. وی به ماموران گفت: «وقتی شنیدم که این مرد همسرم را مورد آزار و اذیت قرار داده، به شدت عصبانی شدم. تصمیم به انتقام گرفتم. برای همین ایمان را به خانه‌مان کشاندم و او را کشتم. مقتول کاری کرده بود که قابل بخشش نبود و من باید از او انتقام می‌گرفتم. درواقع من از ناموسم دفاع کردم و آن‌قدر عصبانی بودم که تصمیم به انجام چنین کاری گرفتم.» پس از اعترافات این زن و شوهر، آنها صحنه قتل را نیز بازسازی کردند و پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. این و زن شوهر در این شعبه محاکمه شدند. درجلسه محاکمه خانواده اولیای دم درخواست قصاص متهم را کردند. این زن و شوهر نیز با اعتراف به جرم خود اظهارات قبلی خود را تکرار کردند. در پایان آن جلسه نیز هیأت قضائی وارد شور شدند و متهم ردیف اول را به قصاص محکوم کردند. زن جوان نیز به سه‌سال زندان محکوم شد. پس از صدور حکم، خانواده اولیای دم در مورد زن جوان رضایت خود را اعلام کردند و این زن از زندان آزاد شد. ولی آنها همچنان اصرار بر قصاص قاتل داشتند تا این‌که حکم اعدام به تأیید قضات دیوان‌عالی کشور نیز رسید و متهم در یک قدمی چوبه دار قرار گرفت. درحالی‌ که او در لیست اعدامی‌ها بود و به‌زودی حکمش اجرا می‌شد، درنهایت پس از گذشت ٦سال از وقوع جنایت، صبح دیروز خانواده اولیای دم با حضور در شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران، رضایت خود را اعلام کردند و گفتند: «تنها به خاطر فرزندان متهم که بی‌سرپرست و تیم می‌شوند، رضایت می‌دهیم.» به این ترتیب مرد جوان پس از گذشت ٦‌سال از مجازات اعدام رهایی یافت و به زندگی‌اش بازگشت.

x