{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
کد خبر 407729

هفدهم دی از راه رسید؛ سالروز درگذشت جهان پهلوان غلامرضا تختی. ۱۷ دی ۱۳۴۶ بود که خبر رسید این اسطوره ورزش و کشتی ایران در هتل آتلانتیک تهران جان خود را از دست داده است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران، خبری که همه را در بهت و حیرت فرو برد و تختی روی دوش جمعیت قابل توجه مردم تهران، تشییع و در قبرستان ابن بابویه در شهر ری به خاک سپرده شد. با این که بیش از نیم قرن از درگذشت تختی می‌گذرد ولی نام و یاد او در دل و قلب مردم ایران جاری است و هر سال در 17 دی جمعیت زیادی بر سر مزار او حاضر می‌شوند. محمدرضا طالقانی یکی از چهره‌های ویژه کشتی ایران است که هر ساله در مراسم یادبود تختی حاضر می‌شود و همیشه در صحبت‌های خود به او اشاره کرده است.

محمد رضا طالقانی که سابقه ریاست فدراسیون کشتی را نیز در کارنامه دارد، درباره مراسم پنجاه و دومین سالروز درگذشت تختی که صبح امروز در ابن بابویه برگزار می‌شود گفت: «من شاگرد مکتب تختی هستم و به دلیل اتفاقاتی که در روزهای اخیر افتاده، صحبت‌هایم را با تسلیت شهادت پهلوان و علمدار مکتب شیعه حاج قاسم سلیمانی آغاز می‌کنم. حاج قاسم سرباز 80 میلیون ایرانی بود و با توجه به مراسم تشییعی که در این چند روز مردم در شهرهای مختلف انجام دادند، ثابت کردند که چقدر برای مرام او ارزش قائل هستند. علاقه مردم نشان می‌دهد که شهید سلیمانی چقدر بزرگ و بامرام بود و من این موضوع را به آقا تختی بسط می‌دهم که هر جا مرام پهلوانی باشد، شخص هیچگاه گم نمی‌شود، 50 سال که چیزی نیست.»

طالقانی که با 8 مدال بین‌المللی جزو بزرگان تاریخ کشتی ایران است، صحبت‌هایش را با خواندن این شعر ادامه داد: «هزار سال گذشت از حکایت لیلی هنوز مردم صحرانشین سیه پوشند. مگر می‌شود چیزهایی را از دل مردم برد؟ یکی از اینها آقا تختی است که با مرامش و کارهایی که در بین مردم ترویج کرد، ماندگار شد. هر سال هم شعله یاد او بیشتر می‌شود و تا مرام پهلوانی هست، آقا تختی هم هست. فردا (امروز) همه شیفتگان مرام پهلوانی و مشتی‌گری در ابن بابویه جمع می‌شوند تا یاد آقا تختی را گرامی بدارند. مردم که همواره این مرام را ترویج می‌کنند و خودم هم به آنجا می‌روم تا به عنوان یک شاگرد در کلاس آقا تختی حاضر باشم.»

طالقانی که 3 سال پهلوان پایتخت شد و در سال ۹۲ هم سرپرستی فدراسیون کشتی پهلوانی و ورزش باستانی را برعهده داشت، دلیل این که از سردار سلیمانی به عنوان  «پهلوان» یاد کرد را چنین توضیح داد: «مردم او را سردار دل‌ها خطاب می‌کنند و با وجود اینکه تنها بخشی از کارهای خوب و بزرگ او را می‌دانند اما اینطور به او علاقه دارند، بنابراین مگر می‌شود از او به عنوان یک پهلوان یاد نکرد؟ من خیلی سال بود که حاج قاسم را می‌شناختم. او آدم بی بدیل، کم توقع و بی شیله پیله‌ای بود. من چند وقت پیش برادر ایشان را دیدم. به او گفتم که من مدتی است حاج قاسم را ندیده ام و در جوابم گفت که سردار سوریه است و پیغامت را می‌رسانم. مدتی بعد برادر شهید سلیمانی به مجلسی که ما سیزدهم هر ماه برگزار می‌کنیم، آمد و یک جعبه زیبای منبت کاری شده همراه یک بیرق خانم حضرت زینب (س) از طرف سردار سلیمانی به ما داد و گفت حاج قاسم به محض اینکه از سوریه آمد و پیغامت را شنید، گفت این را برای فلانی ببر. همین یک نشانه کوچک است از اینکه این مرد چقدر بزرگ بود؛ من از حاج قاسم خبر گرفتم و او محبت کرد و از طریق برادرش هدیه ای ارزشمند برایم فرستاد. در این چند روز همان بیرق را به سر در خانه ام زده ام تا نشان دهم علم همیشه در دست علمدارانی مانند ایشان است و این افراد هیچ وقت از خاطر و یادها کمرنگ نخواهند شد.»

طالقانی خاطرات دیگری هم از سردار رشید اسلام دارد:«از سال‌ها پیش در مقاطعی ایشان را می‌دیدم، از جمله در سال‌های جنگ تحمیلی. پس از آن هم در مواردی مثل زمانی که برای زیارت رفته بودم، در سوریه ایشان را دیدم. البته حاج قاسم در این سال‌ها آنقدر درگیر مبارزه با نامردان داعش بود که کمتر فرصت دیدار مهیا می‌شد. حاج قاسم همیشه در صف اول بود و نیازی به خاطره ندارد. 4 روز از شهادت ایشان می‌گذرد و مردم همه جای دنیا درباره اش صحبت می‌کنند. پهلوان قاسم سلیمانی نشان داد کسانی هستند که مردم می‌توانند به آنها تکیه کنند. او به تمام معنا، امنیت ملی ما بود و تصور خودم این بود که به یک دژ مستحکم تکیه داده‌ام. مگر پهلوان فقط در کشتی است؟ پهلوان کسی است که کارهای ماندگار می‌کند و بدون تردید حاج قاسم هم یکی از این پهلوان‌هاست.»

طالقانی که درحال حاضر یکی از اعضای هیأت رئیسه فدراسیون کشتی است، درباره ارتباط شهید سلیمانی با ورزشکاران گفت:«حاج قاسم خیلی ورزشکاران را دوست داشت. ایشان سر من منت می‌گذاشت و می‌گفت که حاج پهلوان با ورزش چه می‌کنی؟ پاسخ من هم مشخص بود و می‌گفتم که مگر می‌شود بدون ورزش باشم؟ حاج قاسم همیشه در کوه و کمر و در واقع همراه با ورزش بود. مگر می‌شود کسی در طول شبانه روز به خاطر اینکه ما امنیت داشته باشیم، در حال مبارزه باشد و ورزشکار نباشد؟ در آخر هم می‌خواهم بگویم که متاع کفر و دین بی مشتری نیست. هر جا که صدای حقانیتی بلند می‌شود، برخی هستند که می‌خواهند آن را منکوب کنند. کنار آزادیخواهان همیشه عَلَم نامردی هم بوده و هست.»‌‌

ارسال نظر

آخرین قیمت ها از کف بازار
سایر بخش های خبری