تحریریه اقتصادآنلاین
دیدگاه : ۰

برای آنکه بهترین دوست همسرت باشی و او را جذب کنی

"می‌توان «عشق» را همانند روز اول آشنایی حفظ کرد؟" این پرسشی است که اغلب اوقات با آن مواجه می شویم اما پاسخ به آن مطلب مورد نظر ما نیست!

به گزارش اقتصاد آنلاین، درست است که لازمه "دوست خوب بودن" داشتن علاقه است و میان زوجین از آن به عنوان عشق یاد می شود اما این دو تنها لازم و ملزوم یکدیگر هستند نه تمامیت آنچه به آن نیاز داریم تا بتوانیم یک رابطه عاشقانه را به صورتی دوستانه و مسالمت آمیز پیش ببریم.

پیامبر اکرم اسلام (ص) می‌فرماید: «کسی که همسری بر می‎گزیند باید بزرگش بدارد».این خطاست که برخی از مردها همسر خود را تنها وسیله کامجویی بداند یا او را خدمتگزار به شمار آورد و سخن گفتنش با او به شیوه دستور دادن باشد باید کوشید در همه مسائلی که برای شما و همسرتان مهم است با او به رایزنی بپردازید و اگر مخالفتی هم بود همراه با احترام باشد، زیرا مشورت شما با او احترامی است به اندیشه او و گویی با این کار خود موقعیتی را برای او در نظر گرفته‌اید که می‎توانید روی آن حساب کنید.

مشورت انسان با همسرش موجب می‎شود که رفته رفته او به یک انسان اندیشمند، دانا و مدبر تبدیل شود. از همین جهت است که مرد باید دوست همسر خود باشد نه فقط شوی او چنانکه همسر نیز باید بکوشد دوست شوی خود باشد و در غیر این‌صورت هریک از دوطرف در رابطه با طرف دیگر، خود را در بن بست خواهد یافت و پیوند آن دو به پیوندی مکانیکی و بیولوژیک تبدیل خواهد شد که ادامه‌ای نخواهد داشت.

حال برای رسیدن به رابطه ای دوستانه باید نکاتی را رعایت کنیم:

۱.همدیگر را صادقانه تحسین و تمجید کنید

نابراین باید آموخت که چگونه به مناسبت‌های مختلف صادقانه قدردانی کرد. زن وظیفه ندارد کارهایی از قبیل نظافت منزل و آشپزی را انجام دهد ولی با این وجود بدون هیچ بهایی این امور را به انجام می‎رساند پس چرا نباید قدر او را دانست. تمجید و تشویق زن از شوهر او را به یک قهرمان تبدیل می‎کند تا آنجا که گفته شده در ورای هر مرد بزرگی زن او قرار دارد چنانکه در ورای هر مرد شکست‌خورده‌ای نیز همسر او دیده می‎شود.

۲.دوری از انتقادات گزنده

بسیاری از اوقات انتقاد گزنده موجب بروز عدم هماهنگی همیشگی میان زن و شوهر می‌شود و اگر می‎خواهیم خانه ما مرکز آرامش و راحتی باشد و بوی خوش محبت و تشویق و اخلاص به مشام برسد زن و شوهر باید از انتقاد گزنده از یکدیگر خودداری کنند و پسندیده نیست که زن و شوهر همیشه در مقابل اشتباهات یکدیگر خود را به کوری بزنند بلکه پسندیده است که اشتباهات خود را بزرگ نکنند و پیوسته از انتقادهای گزنده دوری کنند و به خشونت توسل نجویند.

۳.بیشتر از هر کس با او بخندید

با همسرتان بیشتر از هر کس دیگری جوک بگویید و بخندید : زندگی رنگ و بوی شادی به خودش میگیرد و همسرتان جدیت را کنار می گذارد و شما برای مدتی کوتاه مشکلات را فراموش میکنید.

۴.در شرایط سخت روی همسرتان حساب کنید

بدون شک شما می توانید وقتی که زمین می خورید و از نظر روحی ناراحت هستید، روی همسرتان حساب کنید و بدانید که کنار شما می ایستد و حمایتتان می کند. او شما را وقتی که به او نیاز دارید ترک نمی کند و مثل یک دوست خوب شما را سوال پیچ نمی کند.

۵.کار خاصی انجام نمی دهید اما حس خوبی دارید

یاز نیست شما همسرتان را برای اینکه تاثیر بیشتری روی همسرتان بگذارید تغییر دهید، همین که کنار همسرتان بنشینید و به عوامل بیرونی تکیه نکنید برای رابطه شما کافی است.

۶.مصاحبت با یکدیگر

شما هیچ وقت از این که با دوستانتان صحبت می کنید احساس بدی ندارید. تصور کنید همسرتان بهترین دوستتان است. شما می توانید شب را بیدار بمانید و با همسرتان صحبت کنید و از صحبت کردنتان لذت ببرید.

تذکر یک روانشناس:آغوش امنی باشیم

پونه مقیمی، روانشناس بالینی، ‌یکی از متن های خود را اینچنین آغاز می کند و می‌نویسد:

آنچه که ما را به واقع پدر و مادر می کند، داشتنِ فرزند نیست بلکه آغوش ماست.زمانی که آغوشِ ما بر روی دردها و رنج هایی که می بینیم باز باشد.زمانی که آغوش ما امن باشد تا سری بتواند بر شانه اش تکیه کند و رها از قضاوت خودش باشد.زمانی که آغوش ما صبور باشد و اجازه دهد آدمی در پناهش بزرگ شود، اشتباه کند، برگردد و آغوشمان را دریغ نکنیم. برای تجربه ی عشق و احساس نیرومند دوست داشتن لازم نیست مانند تمام آن چه در داستان ها و فیلم ها به ما نشان می دهند کسی یا شخصی را در کنارشان داشته باشیم و یا حتما فرزندی را به دنیا آورده باشیم‌. به نظرم نهایت عشق و دوست داشتن «آغوش» بودن است نه «آغوش» پیدا کردن.

این نهایت عشق است. این که بتوانیم فردی را دوست داشته باشیم و آغوشمان امنیت او باشد تا بتواند رشد کند و هر زمان لازم بود برگردد و سرش را بر شانه هایمان بگذارد و نفسی تازه کند از عشقی که حس می کند.از احساسی که در آغوشمان جریان دارد تا بزرگ شود، بزرگ و بزرگتر در ذهن و روان.اگر می خواهیم نهایت قدرت عشق را تجربه کنیم باید بیاموزیم چطور آغوش باشیم.برای همین گاهی بعضی آدم ها، پدر و مادر می شوند بدون این که بدانند. بدون این که فرزندی داشته باشند، بدون این که ازدواج کرده باشند و شریکی مادام العمری داشته باشند.

شرح پایانی

از نظر روانی‌ هر انسانی‌ نیازهایی‌ دارد، مانند مطرح ‌شدن، پذیرفته ‌شدن، ایمن ‌بودن‌ و تعلق‌ داشتن‌ که‌ هر یک‌ از این‌ نیازهای‌ درونی‌ تا حدودی‌ در ازدواج‌ برآورده‌ می ‌شود. شما می‌ خواهید شوهرتان‌ از هر نظر بی‌ عیب‌ باشد، در حالی‌ که‌ از عیب های‌ خود بی‌ خبرید...البته‌ فقط‌ زن ها نیستند که‌ مرتکب‌ چنین‌ اشتباهی‌ می‌ شوند؛ کم‌ نیستند مردانی‌ که‌ همواره‌ از زنان‌ خود خرده‌ می‌ گیرند.

به‌ هر حال‌ فراموش‌ نکنید هیچ‌ توهینی‌ بزرگتر از این‌ نوع‌ عدم‌ پذیرش ها نیست.اولین‌ گام‌ برای‌ به‌ وجود آوردن‌ یک‌ زندگی‌ زناشویی‌ موفق‌ ، پذیرفتن‌ واقعیت هاست. از جمله‌ واقعیت هایی‌ که‌ باید درک‌ و پذیرفته‌ شوند، معنای‌ ازدواج‌ است؛ باید دانست‌ ازدواج‌ یک‌ نوع‌ شرکت‌ است‌ که‌ نیاز به‌ رعایت‌ اصول‌ و قوانینی‌ دارد.

ازدواج‌ کلمه ‌ای‌ جادویی‌ نیست‌ که‌ بتواند همه‌ نیازهای‌ ما را برآورده‌ سازد. مورد دیگر این‌ است‌ که‌ باید همسر خود را همراه‌ با محاسن‌ و معایبش‌ بپذیرید. البته‌ پیشنهاد نمی ‌کنیم‌ بی ‌انصافی، بی ‌رحمی، بی ‌نزاکتی‌ و رفتارهای‌ ناشایست‌ او را برای‌ همیشه‌ تحمل‌ کنید، زیرا آدمی‌ قادر است‌ رفتار خود را اصلاح‌ کند؛ اما فراموش‌ نکنید هرگز قادر نیست‌ ماهیت‌ خود را عوض‌ کند.

اجازه‌ دهید این‌ مسئله‌ را با یک‌ مثال‌ بیشتر بررسی‌ کنیم.برای‌ ایجاد این‌ صفا و صمیمیت‌ لازم‌ است‌ موانع‌ را شناسایی‌ کنید و آنها را یکی‌ پس‌ از دیگری‌ از سر راه‌ بردارید. ممکن‌ است‌ همسرتان‌ نتواند تاجری‌ موفق‌ یا ورزشکاری‌ مشهور شود، اما مثلاً می ‌تواند کارمندی‌ خوب‌ و متعهد باشد.

باید بدانید همه‌ انسان ها از ذوق‌ و استعداد یکسان‌ برخوردار نیستند. اگر همسر شما در زمینه‌ تجارت، ورزش‌ یا هنر موفق‌ نیست‌ و ذوقی‌ نشان‌ نمی ‌دهد، نباید به‌ خودتان‌ اجازه‌ دهید که‌ درباره‌ اش‌ بد قضاوت‌ کنید و او را مورد ارزیابی‌ نادرست‌ قرار دهید.

نباید هر روز یأس‌ و ناامیدی‌ نشان‌ دهید و مثلاً بگویید چرا شوهر من‌ مثل‌ شوهر خواهرم‌ نیست‌ که‌ فلان‌ ماشین‌ آخرین‌ مدل‌ را داشته‌ باشد یا چرا مانند شوهر دوستم‌ سرشناس‌ و معروف‌ نیست. همان‌ طور که‌ شما نمی ‌توانید مثل‌ دوست‌ یا خواهر خود باشید، شوهر شما نیز نمی‌تواند مثل‌ شوهران‌ آنها باشد!

اگر به‌ انجام‌ چنین‌ کارها و تکرار چنین‌ حرف هایی‌ در زندگی‌ ادامه‌ دهید، نه‌ تنها شوهر خود را نسبت‌ به‌ زندگی‌ دلسرد کرده‌اید و او را به شدت‌ آزرده‌ خاطر ساخته‌ اید، بلکه‌ این‌ رفتار شما مقدمه‌ ای‌ خواهد شد برای‌ از هم‌ پاشیدن‌ زندگی…بنابراین‌ فراموش‌ نکنید که‌ پذیرفتن‌ واقعیت ها زیربنای‌ هر نوع‌ موفقیت‌ و روابط‌ سالم‌ است.

منبع: اقتصاد آنلاين
این مطلب برایم مفید است
۱۱ نفر این پست را پسندیده اند
ارسال نظر

دیگر رسانه‌ها