تحریریه اقتصادآنلاین
دیدگاه : ۱

این مدل ازدواج ها، آخرش شکسته!

​برای اینکه دریابیم میزان طلاق و شکست در ازدواج ها چگونه است راه سختی پیش رو نداریم حتی نیازی نیست چندان به آمار رسمی متوسل شویم.

به گزارش اقتصاد آنلاین، کافی است تنها نگاهی به اطراف خودمان بیاندازیم؛ به نزدیکان و اقوام دورتر، آن وقت می بینیم نسبت به 5،10 یا 20 سال پیش چقدر همه چیز تغییر پیدا کرده و چند تن از خویشاوندان ما حالا تن به طلاق داده اند و بعضا از این اتفاق خوشحال یا ناراحت هستند.

همان طور که مدتی پیش در اخباری رسمی منتشر شد طی چند سال اخیر دلیل اکثر جدایی ها کمبود محبت، بی عاطفه بودن و عدم تفاهم است و از روزگاری که زوجین تنها به دلایلی از قبیل اعتیاد یا خیانت، از یکدیگر جدا می شدند فاصله گرفته ایم.

آمار رسمی از میزان طلاق در ایران چه می گوید؟

بنابراعلام مرکز آمار ایران در سال 1399، 5 میلیون و 567 هزار و 31 مورد ازدواج در کشور به ثبت رسیده که یک میلیون و 831 هزار و 93 زوج از یکدیگر جدا شده اند. همچنین آمارها نشان می دهد که از هر سه ازدواج در سال 1400 یک مورد به طلاق منجر شده است.

مجموع ازدواج کشور در تابستان 1400، 134 هزارو 208 مورد بوده است.محاسبات نشان می‌دهد که ازدواج در ایران در فاصله 1390 تا 1399، بیش از 36 درصد کاهش یافته است. بر این اساس، میزان طلاق در ایران از سال 1390 تا 1399 حدود 28 درصد افزایش داشته است.

مواردی که می توانند کار زوجین را به طلاق برسانند

در این مطلب قصد داریم به بررسی مواردی بپردازیم که بیش از هر چی باعث بروز اختلاف میان زوجین و شکست در ازدواج می شود.

مواردی هستند که وجود آن ها در رابطه می تواند بسیار دردسر ساز بوده و مشکلات زیادی را به وجود بیاورد و در نهایت شکست و جدایی را به همراه داشته باشد به همین دلیل در صورتی که هر یک از این ضعف ها و عوامل را مشاهده کردید باید در جست و جوی اقدامی مناسب باشید. از این عوامل شکست و نا موفقیت در ازدواج می توان به موارد زیر اشاره کرد که عبارت اند از :

1. اعتیاد

بر اساس مطالعات مشاوره قبل طلاق وقتی با کسی که اعتیاد دارد رابطه دارید ، در واقع همانند این است که خود را به خطر انداخته اید. آسیبی که مواد مخدر و اعتیاد آور در پی دارد در مطالعات مختلف بسیار مطرح شده است. مواد مخدر توجه او ، وقت و روان او را از شما منحرف می کند و در نهایت هم از او بیزار خواهید شد.

از لحاظ علمی بسیاری از موارد هستند که اعتیاد آورند. مانند قمار و خرید ، کافئین و سیگار که مصرف کننده را تحت تاثیر قرار می دهد و لی آسیب آن به اندازه ی مواد مخدر و الکل نیست. تاثیر مخرب اعتیاد بر رابطه این است که با قابلیت صمیمیت همسر شما تداخل می کند.

مواد مخدر احساسات او را کرخت می کند. هنگامی که کسی مست می کند ، نسبت به هر آن چه در دنیای خارج یا حتی درون او می گذرد ، بی خبر و در نتیجه بی اعتنا خواهد بود. افرادی که اعتیاد دارند رفتار های ضد و نقیض بسیاری دارند و افسردگی دائم ، عدم مسئولیت پذیری ، فقدان میل جنسی ، دعوا و بهانه گیری زیاد ، بی احساسی و کرختی عاطفی و... از این دسته هستند.

2. اختلالات جنسی

طبق نظر روانشناسان اعتیاد و اشتغال ذهنی مدام به رابطه جنسی ، عدم عزت نفس و نجابت جنسی و مشکل در اجرای عمل جنسی از مواردی هستند که رابطه را به شدت دچار مشکل می کند. اگر باواقعیت این که همسرتان اعتیاد جنسی دارد رو به رو نشوید ، رابطه ی خود را به تباهی خواهید کشاند.

و یا زمانی که متوجه شوید همسرتان اظهار نظر های جنسی به دوستان شما ، غریبه ها و.... دارد  یا لمس کردن و تماس های بدنی بیجا ، نا مناسب و ناشایست دیگران و همچنین خیانت عملی و نا توانی جنسی و سرعت انزال یا بی علاقگی نسبت به روابط جنسی از موارد دیگر هستند که اگر به آن ها توجه نشود رابطه را با مشکل مواجه خواهد کرد.

3. خشم

زندگی با فرد عصبی دشوار است زیرا نمی توان تشخیص داد چه زمانی منفجر خواهد شد. و به همین دلیل همیشه با تنش و استرس با او زندگی خواهید کرد و زمانی که با فردی خشمگین زندگی می کنید، احساس آرامش و آسایش نخواهید داشت.

بر اساس مطالعات روانشناسان وقتی همسرتان خشمگین است سعی خواهید کرد که همواره خود را با او وقف دهید و قسمت هایی از خود را تغییر دهید تا موجب تحریک عصبانیت او نشود. البته عصبانیت در هر فردی وجود دارد و هر فردی ممکن است در برخی موقعیت های نا مناسب عصبانی شود منظور ما خشم و عصبانیتی است که غیر عادی و نا مناسب باشد.

4. نابالغی همسر

عدم مسئولیت پذیری مالی و اقتصادی با بی فکری و بی خیالی همسر شما نسبت به امور مالی در طرز رفتار او نسبت به شما نیز نمود خواهد داشت ،همچنین غیر قابل اعتماد بودن او حصول رابطه ای سالم و بالغانه را برای شما نا ممکن خواهد کرد. وقتی با شخصی غیر قابل اتکا درگیر رابطه هستید پ، نا گزیر نقش والد را برای او ایفا خواهید کرد و مدام باید کارهایش را برایش یادآوری کنید و نزد دوستان و خانواده به دلیل کم کاری های او دلیل بتراشید.

در نتیجه نمی توانید به او اعتماد کنید و احترامی هم برایش قائل نخواهید بود. به همین دلیل با گذر زمان زمان نسبت به او احساس خشم خواهید کرد ، نداشتن هدف و انگیزه در همسر نیز از موارد دیگری است که می تواند ازدواج را با خطر مواجه کند.

5. تخریب روانی در دوران کودکی

طبق نظر متخصص روانشناسان کودک همه  ما احساسات حل و فصل نشده ای را از دوران کودکی به روابط حال خود می آوریم و می توان گفت که گذشته ی ما تا حد زیادی شخصیت بزرگسالی ما را شکل می دهد. نمی توان کسی را پیدا کرد که دوران کودکی خود را کاملا سالم گذرانده باشد.

اما برخی موارد هستند که فرد را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. آزار جنسی و ضربه ی عاطفی ناشی از آن ، آزار کلامی و جسمی ، ترک شدن از سوی والدین مانند طلاق ، مرگ ، دوری و... ، اختلالات تغذیه ای ، اعتیاد یکی از والدین به الکل و مواد مخدر ، تعصبات شدید مذهبی و..... از مواردی هستند که به شدت می تواند به فرد آسیب وارد کند و اثرات آن را در بزرگسالی دید.

اختلالاتی که منجر به چالش های مبهم می شوند

موارد ذکر شده همگی جز آن دسته از اختلالاتی هستند که زمان زیادی برای بروز آنها نیاز نیست و احتمالا طی مدت زمانی کوتاه یکی از زوجین به آنها پی خواهد برد اما مشکلاتی عمقی تر در منِش و رفتار انسان ها نیز وجود دارد که می توانند سبب ناسازگاری شود که البته شاید این رفتارها به خودی خود نا هنجاری در یک شخص به شمار نرود اما زندگی مشترک را می تواند به چالش هایی مبهم بکشاند.

چند مورد از این موارد را ذکر خواهیم کرد:

  • هوش

اگر هوش زن و شوهر به یک اندازه باشد رابطه زناشویی با گرفتاری کمتری روبه رو می شود. توجه داشته باشید که «تحصیلات» ملاک نظر نیست چرا که بعضی از اشخاص بسیار باهوش، به هر دلیل ممکن است به دانشگاه راه پیدا نکنند. منظور این است که زن و شوهر به لحاظ بهره هوشی باید در یک ردیف قرار داشته باشند.

باید بتوانند افکار خود را توضیح دهند، وقتی به موضوعی نگاه می کنند، ظرافت های آن را به یک اندازه دریابند و... اگر یکی از طرفین ازدواج اغلب گمان کند که همسرش متوجه منظور او نشده است، شرایط ناخوشایندی به وجود می آید.

  • قدرت طلبی

اگر نیاز شما به قدرت و سلطه گری در یک حد باشد، وقتی در دایره حل مساله می ایستید، هیچ کدام تان کوتاه نمی آیید و هر دو روی موضع خود پافشاری می کنید، یعنی کارتان در زندگی مشترک سخت خواهد بود. دفاع کردن از عقاید خود و گفتگو برای توجیه طرف مقابل اقدام خوبی است اما تا وقتی که در حد مذاکره بماند و به بحث و پافشاری روی نظر خود منجر نشود.

از یک مرحله ای به بعد، طرفین باید یا با هم صلح کنند یعنی توافق کنند که نظر یکی را بپذیرند یا به نظر طرف مقابل احترام بگذارند و از بحث کردن دست بردارند. زن و مردی که نیاز بالایی به سلطه گری دارند سخت تر با هم کنار می آیند.

  • میل به آزادی

آزادی یعنی نپذیرفتن مالکیت دیگری. وقتی کسی سعی می کند مالکیت این نوع آدم ها شود، مثل آدم هایی که نیاز به قدرت در آنها شدید است، جنگ و دعوا راه نمی اندازند، بلکه زندگی مشترک را ول می کنند. زندگی مشترک وقتی ادامه پیدا می کند که نیاز به قدرت و نیاز به آزادی آدم ها کم باشد.

اگر یکی از طرفین نیاز زیادی به آزادی و دیگری نیاز کمی به آزادی داشته باشد، تا وقتی طرف دوم آزادی اولی را محدود نکند مشکلی پیش نمی آید. وقتی نیاز به آزادی طرفین زیاد است گاهی اوقات ازدواج آنها تداوم خواهد یافت و گاهی اوقات تداوم نخواهد یافت.

اگر آنها آزادی دلخواه یکدیگر را بپذیرند در کنار هم می مانند. آنها برای با هم ماندن باید در مورد آزادی هایی که می خواهند از یکدیگر سلب کنند، حرف بزنند. باید بدانید که ازدواج موقعیتی نیست که در آن بتوانیم تا آزادی کامل پیش برویم.

دلبستگی اجتنابی و اضطرابی

آلن دوباتن در کتاب "سیرعشق" به بررسی موردی می پردازد که با خواندن و آگاهی بر آن می توان بر بخش عمده ای از ترس ها در ازداج و روابط غلبه کرد.

او در این کتاب نوشته است «افرادی که در سن کم به خاطر شرایط خانوادگی خود مأیوس شده اند در بزرگسالی و در مواجهه با مشکلات یا ابهامات موجود در روابطشان، عموما دو نوع واکنش نشان خواهند داد: اول، تمایل به رفتاری هراسناک، چسبنده و کنترل کننده - "دلبستگی اضطرابی" و دوم، تمایل به عقب نشینی دفاعی- "دلبستگی اجتنابی".

فرد مضطرب مایل است مدام شریک زندگی اش را چک کند، برونریزی ناگهانی حسادت داشته باشد و بیشتر عمرش حسرت بخورد که روابطشان "صمیمانه تر" نیست. فرد اجتناب کننده به نوبه خود، از نیاز به "فاصله" صحبت می کند، از تنهایی خود لذت می برد و در مواقعی از مقتضیات صمیمیت جنسی در هراس است.

مشخصه مدل دلبستگی اجتنابی، میل شدید به اجتناب از دعوا و مواجهه کمتر با دیگری است زمانی که نیازهای عاطفی برآورده نشده اند. شخص اجتناب کننده به سرعت تصور می کند که دیگران می خواهند به او حمله کنند و نمی توان با آن ها منطقی حرف زد. فقط باید فرار کرد، فاصله گرفت و سرد رفتار کرد.

متأسفانه، افراد اجتناب کننده عموما نمی توانند الگوی رفتار دفاعی و وحشت زده خود را برای شریک زندگی شان توضیح دهند، در نتیجه، دلایل رفتار انزواطلبانه آنان همچنان پنهان می ماند و به راحتی می توان رفتار آنان را با بی تفاوتی و بی خیالی اشتباه گرفت، در حالی که در اصل خلاف آن صحت دارد: فرد اجتناب کننده شدیدا اهل مبالات است، فقط مسئله این است که دوست داشتن به نظرش خیلی پر مخاطره است.

شکست دوباره در ازدواج دوم و سوم

متاسفانه یکی از مشکلاتی که برخی از افراد امروزه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، شکست و ناکامی در ازدواج‌های دوم یا سومشان است. یعنی کسانی که از همسر خود طلاق گرفته اند و دوباره ازدواج کرده‌اند اما در ازدواج های بعدیشان نیز نتوانستند به موفقیتی دست پیدا کنند. دلایل این امر متفاوتند:

  • یکبار طعمش را چشیده ام و زنده مانده ام

اگر کسی قبلاً طلاق را تجربه کرده باشد و بداند که می تواند با این شکست غم انگیز کنار بیاید، ترسش از این که دوباره با چنین اتفاقی در زندگی روبه رو بشود، کمتر می شود. کسی که یک بار طعم طلاق را چشیده است، با خودش فکر می کند که: "یک بار این سختی را پشت سر گذاشته ام و جان به سلامت به در برده ام... پس باز هم می توانم." به علاوه احتمال این که چنین فردی با دیدن نخستین نشانه های مشکل پا به فرار بگذارد، بیشتر است.

بنابراین به جای این که بگوییم با هر بار ازدواج کردن تجربه بیشتری در ازدواج به دست می آوریم، باید بگوییم که بعد از هر ازدواج در طلاق گرفتن باتجربه تر میشویم!

  • کوله بار طلاق

وقتی دو نفر از هم جدا می شوند و طلاق را به چشم فرصتی برای درس گرفتن نمی بینند و تمام باورهای منفی نسبت به رابطه و خشم و نفرتشان را با خود به ازدواج بعدی می برند، طبیعی است که ازدواج بعدی نیز فرجامی جز شکست نداشته باشد. اگر همسر سابقتان به شما خیانت کرده باشد، ممکن است به همسر جدیدتان هم نتوانید اعتماد کنید. ابتدا باید چاره ای برای عزت نفس پایین، خشم و آزردگی هایتان بیاندیشید و بعد به ازدواج دوم فکر کنید.

  • زمان نگذاشتن برای شناخت طرف مقابل

هیچ کس نمی تواند همیشه رفتاری ایدهآل داشته باشد و همواره بهترین نسخه از شخصیت خود را به نمایش بگذارد، قبل از آن که سرنوشت تان را به سرنوشت دیگری گره بزنید، باید با روی دیگر او هم آشنا شوید و ببینید که چطور با استرس، انتقاد، بدشانسی، سختی، جواب رد شنیدن و شکست کنار می آید. شما دو نفر در کنار هم چطور می توانید مشکلات مشترک تان را حل کنید؟

  • ازدواج دوم و فرزندان ناتنی

فرزندان در ازدواج اول عامل هایی هستند که پدر و مادر را، حتی در سخت ترین روزها کنار هم نگه می دارند، بالعکس فرزندان ناتنی در ازدواج های بعدی مانند حلالی هستند که چسب ارتباط بین همسران را در خود حل می کنند و منجر به جدایی آنها می شوند. فرزندان ازدواج های قبلی باعث پیچیده تر شدن ازدواج های بعدی والدین شان می شوند. هرچه پای فرزندان بیشتری در میان باشد، شرایط پیچیده تر می شود. یاد گرفتن زندگی با فرزندان دیگری اصلاً آسان نیست.

  • مشکلی به نام همسر سابق

افرادی که برای بار دوم و سوم ازدواج می کنند، باید با همسران سابق یکدیگر نیز در ارتباط باشند، به خصوص اگر پای فرزندان مشترک نیز در میان باشد. به طور کلی هر چه شخصیت های بیشتری درگیر باشند، زندگی در چنین خانواده مختلطی دیوانه کننده تر می شود. هماهنگ شدن با این روابط مشکلات جدیدی را ایجاد می کند و دشمنی هایی را به وجود می آورد تا پویایی خانواده جدید هر چه پیچیده تر شود.

به علاوه در حالی که بعضی از ازدواج مجدد همسر سابق شان خوشحال می شوند، به خصوص اگر دیگر مجبور به پرداخت نفقه نباشند، عده دیگری نیز ناراحت می شوند و از فکر این که همسر سابق شان به آنها خیانت کرده است، خونشان به جوش می آید. حتی برخی همسران خشمگین به دلایل مختلف و غالباً بی اهمیت همسر سابق شان را مدتها بعد از طلاق به دادگاه می کشانند، فقط به این خاطر که به او نشان بدهند که هنوز زندگی شان را در چنگ خود دارند.

این مطلب برایم مفید است
۱۸ نفر این پست را پسندیده اند
ارسال نظر

  • ناشناس
    ۰ ۰

    این چرت پرتا چیه آخه ! وقتی دو نفر همو دوست داشته باشن همه چی تمام ولی غیر از این کسانی هستند مجبوری ازدواج کردن یا فکر ذهن پول فقط

دیگر رسانه‌ها