کد خبر 520564

۵ اقدام موثر برای بازگشت به کار!

همه ما به وقفه‌های طبیعی کاری احتیاج داریم. هرچند ممکن است احساس شود فقط باید به جلو حرکت کنیم و خودمان را مجبور کنیم که کار را تمام کنیم، اما تحقیقات نشان می‌دهد که وقفه‌های کوتاه‌مدت می‌تواند تمرکز ما را بهبود بخشد، انرژی را دوباره پر و بهره‌وری را افزایش دهد.

به گزارش اقتصاد آنلاین، بعضی روزها، بازگشت به کار یک مبارزه واقعی است. تحت فشار قرار گرفتن کارهای بی پایان یا وسوسه شدن توسط رسانه های اجتماعی آسان است و می‌توانیم سریعاً کاری را که باید انجام شود ، منطقه بندی و به تعویق بیندازیم.

بیایید واقعیت ها را ببینیم - هنگامی که به سمت حواس پرتی کشیده شدیم ، تمرکز مجدد و ایجاد انگیزه برای بازگشت به کار تقریباً غیرممکن است. بنابراین چگونه می‌توانید دنده ها را عوض کنید و در واقع به کار خود برگردید؟ این پنج استراتژی اثبات شده را برای شروع دوباره کار و پایان کارهایی که باید انجام شود امتحان کنید:

1. یک وقفه محدود ایجاد کنید

همه ما به وقفه های طبیعی کاری احتیاج داریم. هرچند ممکن است احساس شود فقط باید به جلو حرکت کنیم و خودمان را مجبور کنیم که کار را تمام کنیم ، اما تحقیقات نشان می‌دهد که وقفه های کوتاه مدت می توانند تمرکز  ما را بهبود بخشند، انرژی را دوباره پر کنند و بهره‌وری را افزایش دهند.

بنابراین ، به جای اینکه به خود فشار بیاورید تا "به کار خود برگردید" ، یک استراحت عمدی برای بازگشت انرژی ایجاد کنید و از مکث لحظه ای که در واقع به آن نیاز دارید لذت ببرید.

اما نکته اصلی این است که وقفه - یک وقفه باشد. برای اینکه خودتان را در وقت استراحت گم نکنید و دیگر هرگز به کارتان برنگردید ، یک وقت سنج را برای استراحت تنظیم کنید. وقتی مغز شما می داند که وقفه موقت است ، به احتمال زیاد مزایای استراحت را به حداکثر می رساند و سعی نمی‌کند در جریان تفکر جدیدی گیر بیفتید.

چه در یک مکث 15 دقیقه ای باشید و چه در یک ناهار 30 دقیقه ای ، یک وقفه با زمان محدود به شما امکان می‌دهد استراحت کنید، بنابراین با خاموش شدن تایمر می‌توانید دوباره به آن برگردید.

2. برای انجام وظیفه به خودتان پاداش دهید

وقتی احساس انگیزه نمی کنیم ، موثرترین راه ایجاد انگیزه است. جایزه ای فراهم کنید که در صورت انجام وظیفه به خودتان اعطا کنید - این می‌تواند یک پیاده روی بعد از ظهر ، یک  بستنی یا یک ساعت بازی ویدیویی در پایان روز کاری باشد. هر پاداشی را که انتخاب می کنید، فقط مطمئن شوید که آن پاداشی است که واقعاً شما را به وجد می آورد و مشتاقانه منتظر آن هستید.

پیش بینی پاداش به شما انگیزه می‌دهد که کار را به پایان برسانید زیرا شروع می کنید کار را با پاداش لذت بخشی که پس از آن دریافت خواهید کرد مرتبط کنید. به عنوان مثال ، اگر باید گزارشی را تا پایان روز تمام کنید، می‌توانید با انتخاب غذای مورد علاقه خود برای شام تصمیم به جشن بگیرید. در کل روز ، فکر آن وعده غذایی خوشمزه می‌تواند به شما کمک کند تا کار را به پایان برسانید.

اما برای پاداش دادن به خود فقط لازم نیست صبر کنید تا کارتان تمام شود. در حقیقت ، تحقیقات نشان می‌دهد که پاداش های دوره ای زودتر در واقع باعث افزایش بهره‌وری و تمرکز بیشتر می شوند.

بنابراین ، به جای اینکه منتظر بمانید تا کل کار را برای به دست آوردن پاداش بزرگ به پایان برسانید ، می‌توانید پاداش های کوچکتری را در این بین برنامه ریزی کنید ، مانند نوشیدن قهوه بعد از قسمت اول سریال یا پیاده روی در محله بعد از قسمت دوم. این وقفه های کوچک هم محدود به زمان هستند (همانطور که در استراتژی فوق ذکر شد) و هم پاداش دارند تا انگیزه شما برای ادامه کار را فراهم کنند. و این انگیزه اضافی می‌تواند به شما کمک کند تا به کار خود برگردید و وظایف را با مقاومت بسیار کمتری انجام دهید.

3. یک لیست هوشمند برای انجام کارها تهیه کنید

بازگشت به کار وقتی کارهای زیادی برای انجام وجود دارد طاقت فرسا است. و این روزها، کارهای بی پایان در لیست کارهایی که انجام می‌دهیم ، حتی شروع به کار با آنها را دشوار می‌کند. وقتی لیست زیادی برای انجام کار پیدا کردیم ، اولین غریزه ما این است که به جای اینکه حتی به آن لیست نگاه کنیم ، از انجام هر کاری اجتناب می کنیم.

لیست های عمومی برای انجام کارها برای اکثر افراد کارایی ندارد زیرا قبل از شروع کارها باعث ایجاد فشار زیاد می شوند. اما آنچه که کارساز است یک اولویت بندی قابل کنترل برای آنچه واقعاً باید انجام شود، است.

برای شروع با یک لیست هوشمند برای انجام کارها، لیستی از تمام کارهایی که باید انجام دهید تهیه کنید و سپس سه کار ضروری را که انجام می دهید ستاره دار کنید و بقیه لیست را کنار بگذارید.

وقتی مجبور می‌شویم فقط سه کار را اولویت بندی کنیم ، تمرکز خود را به سمت آنچه بیشترین تأثیر را دارد می گذاریم. و سه کار نسبت به 50 وظیفه ای که قبلاً در لیست خود داشتیم بسیار قابل کنترل است ، بنابراین جمع آوری انگیزه برای بازگشت به کار راحت تر است. همه ما می‌توانیم سه چیز ساده را تمام کنیم.

و سپس ، اگر این سه کار را با صرف وقت سپری کردید ، ادامه دهید و سه مورد دیگر را انتخاب کنید ، و سپس سه کار دیگر را انجام دهید. با تقسیم لیست به مجموعه های سه تایی به ترتیب اولویت ، از فشار زیاد می‌کاهید و احتمال بررسی بیشتر از لیست را افزایش می دهید.

از قضا ، وقتی می خواهید لیست خود را فقط به سه وظیفه کاهش دهید ، در واقع انجام بیشتر کارها را امکان پذیر می کنید زیرا لیست را با بیت های قابل کنترل مدیریت می کنید که باعث کاهش فشار ، افزایش بهره‌وری و حفظ انگیزه لازم برای انجام همه کارها می شود.

4. برای پشتیبانی تماس بگیرید

طبق قانون اینرسی نیوتن ، یک جسم در حالت استراحت خواهد ماند مگر اینکه توسط یک نیروی خارجی به عمل درآید. یا به عبارت دیگر، بعید است که بدون کمی حمایت ، دوباره خود را به حرکت در آورید.

وقتی کاری را متوقف کردید ، شروع دوباره به کار خیلی سخت است. بنابراین شانس حضور در آنجا بدون وجود نیروی خارجی بسیار کم است. این بدان معنی است که شما برای ایجاد انگیزه مجدد به چیزی خارج از خودتان - مانند یک دوست یا همکار - نیاز دارید.

اگر احساس می کنید گیر کرده اید و قادر به بازگشت به کار نیستید ، از کسی که می‌تواند کمی انگیزه به شما بدهد ، پشتیبانی کنید. شما می‌توانید ایده های همکار خود را رد کنید تا دوباره الهام بگیرید. یا با یک تماس تلفنی سریع با یک دوست مقاومت خود را دوباره بدست آورید. یا حتی ایده های جدیدی در مورد چگونگی مقابله با پروژه از یک زاویه جدید بدست آورید.

در حقیقت ، تحقیقات حتی نشان می‌دهد که گفتگوی سریع با همکاران و دوستان می‌تواند در واقع ناحیه ای از مغز را کنترل کند که تمرکز ، برنامه ریزی ، اولویت بندی و حتی سازمان را کنترل می‌کند. این بدان معناست که اختصاص دادن لحظه ای برای صحبت و درخواست پشتیبانی می‌تواند مغز شما را به گونه ای بهینه سازد که حتی موثرتر باشد.

​بنابراین ، دفعه دیگر که گیر افتادید ، به دنبال پشتیبانی بروید و راه خود را برای بازگشت به انگیزه جستوجو کنید.

5. فقط شروع کنید ، از کوچک شروع کنید

سخت ترین قسمت بازگشت به کار همیشه - بازگشت به کار - یا در واقع شروع دوباره کار است.

اما هر پروژه بزرگی فقط مجموعه ای از مراحل ساده و کوچک است. یک پیشنهاد فقط با یک کلمه شروع می شود. تماس تلفنی با شماره گیری یک شماره آغاز می شود. ابتکار جدید فقط با یک ایمیل شروع می شود. همه چیز فقط با یک شروع آغاز می شود.

شروع کار وقتی که نمی دانید چگونه کل پروژه را به اتمام برسانید یا در مورد نتیجه نهایی وضوح داشته باشید ، ممکن است طاقت فرسا باشد. پس نکنید.

در عوض، شروع کنید. به عنوان مثال ، بگذارید بگوییم که یک بلوک بزرگ نویسنده دارید. می‌توانید تایپ کردن را شروع کنید ، "من نمی دانم چه بنویسم ، اما امروز تصمیم دارم بنویسم. بنابراین من قصد دارم تایپ کردن را ادامه دهم تا زمانی که ایده ای داشته باشم. " و حالا شما شروع کرده اید. شما قبلاً بر بزرگترین مانع غلبه کرده اید - نوشتن کلمات در یک صفحه.

شاید هنوز وضوح نداشته باشید ، اما خود را به حالتی برده اید که به شما این وضوح را بدهد.

با شروع کار دوباره ، ذهن شما دنده ها را دوباره به حالت کار باز می‌کند. برای بازگشت به آن لازم نیست انگیزه داشته باشید. شما فقط باید شروع کنید

کلام آخر

وقتی از کار خود خارج شدید ، بازگشت به کار بسیار دشوار است. این می‌تواند کاملاً طاقت فرسا باشد ، مثل اینکه هیچ چیزی نمی‌تواند شما را از بین ببرد. و همه کارها فقط بالای سر شما آویزان است و باعث می شود حتی از تعویق خود لذت نبرید.

در واقع مغز هنگامی عمیقا درگیر حالت کار است در مقابل حالت غیر کاری عملکرد متفاوتی دارد و تغییر در یک حالت به دیگری را دشوار می‌کند.

به همین دلیل ما به استراتژی های اثبات شده ای نیاز داریم که بتواند به شما کمک کند دوباره به کار خود برگردید و سرانجام آنچه را که باید انجام شود از لیست خارج کنید.

با دادن وقفه های زمانی محدود به خود ، ایجاد پاداش ، ایجاد یک لیست هوشمند برای انجام کارها ، تماس با پشتیبانی و شروع کار ، خود را برای موفقیت در انجام همه کارها آماده می کنید.

و هرچه زودتر به کار خود برگردید ، زودتر می‌توانید کارها را به پایان برسانید و از وقت مرخصی خود لذت ببرید بدون اینکه درگیر چیز دیگری باشید.

انگیزه خارجی چیست و چگونه کار می‌کند؟

"آب! من به آب احتیاج دارم!" دوست من تامی فریاد زد و باعث شد همه سرها در رستوران سوشی برگردند تا ببینند چه خبر است. ما فقط همان جا نشسته بودیم و به او می خندیدیم در حالی که او لگد می زد و روی صندلی اش می چرخید. آیا نباید به بدبخت دیگری که به وضوح دچار مشکل شده بود می خندیدیم؟ آیا نسبت به اوضاع و احوال او حساس نبودیم؟ نه ، نه به روشی که ممکن است فکر کنید.

نورون ها در مناطق مختلف مغز متشکل از سیستم پاداش با استفاده از دوپامین ارتباط برقرار می کنند. این نورون ها پاداش ها را پردازش می کنند و متعاقباً رفتار را ایجاد می کنند. نورونهای آزاد کننده دوپامین هنگامی که انتظار دریافت پاداش را داریم فعال می شوند. دوپامین همچنین خاطرات مربوط به پاداش را افزایش می‌دهد.

این خود جایزه نیست بلکه انتظار یک پاداش است که قدرتمندانه واکنش ها و خاطرات احساسی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یادگیری پاداش زمانی اتفاق می افتد که ما چیزی غیر منتظره را تجربه کنیم - زمانی که پاداش واقعی با آنچه در غیر این صورت پیش بینی می کنیم متفاوت باشد. اگر پاداشی بیشتر از حد پیش بینی شده باشد ، سیگنالینگ دوپامین افزایش می یابد. اگر پاداشی کمتر از حد انتظار باشد ، سیگنالینگ دوپامین کاهش می یابد.

همیشه یک نوجوان بی عقل نیست که تصمیم احمقانه می گیرد - با توجه به افزایش سن ، تصمیم گیری با محوریت احساسات تغییر می‌کند. نوجوانان ممکن است تصمیم های  مخاطره آمیز بیشتری بگیرند زیرا مغز آنها هنوز بالغ نشده و مستعد پذیرش توسط همسالان خود است. بزرگترهای مسن تر نیز می توانند تصمیمات مخاطره آمیز تری بگیرند زیرا عملکرد قشر پیشانی مغز با افزایش سن کاهش می یابد.

انجمن روانشناسی آمریکا اینگونه تعریف می‌کند: انگیزه بیرونی انگیزه ای خارجی برای انجام فعالیت خاصی است ، به ویژه انگیزه ای که ناشی از انتظار مجازات یا پاداش است. به نظر می رسد ، "من واقعاً می خواهم آن تبلیغ برای کسب درآمد بیشتر.

​از طرف دیگر ، انگیزه ذاتی انگیزه ای برای انجام فعالیت خاصی است که بیش از آنکه به دلیل مزایای خارجی حاصل شود ، از لذت در فعالیت ناشی می شود. به نظر می رسد ، "من برای رسیدن به آن ارتقا سخت تلاش خواهم کرد تا در کار بتوانم رضایت بیشتری داشته باشم.

مثال بالا یک مورد روشن از انگیزه های خارجی بود.

انگیزه خارجی رفتار پاداش محور است. این نوعی تهویه مطبوع است. روانشناس B.F. Skinner به تعریف این روش یادگیری نسبت داده می شود که در آن عواقب پاسخ احتمال تکرار آن را تعیین می‌کند. این بدان معناست که رفتاری که پاداش و تقویت می شود احتمالاً تکرار خواهد شد و رفتاری که مجازات می شود کمتر اتفاق می افتد. در مورد شرط بندی مانند Tommy’s ، انتظار پرداخت پاداشی است که رفتار را تقویت می‌کند.

توسعه انگیزه خارجی

 از زمان جوانی در هر موقعیت و محیطی از والدین ، ​​دوستان ، معلمان و جامعه خود یاد می گیریم. این امر معمولاً با تقلید از رفتار مانند همه گونه های اجتماعی اتفاق می افتد. تأثیر دائماً اتفاق می افتد ، خواه متوجه آن شویم یا نشویم.

مثالهای ملموس خارجی:

  • شرکت در مسابقات ورزشی برای اعطای جوایز
  • تمیز کردن اتاق خود برای جلوگیری از فریاد والدین
  • شرکت در یک مسابقه برای برنده شدن بورس تحصیلی یا جایزه
  • مطالعه بخاطر اینکه می خواهید نمره خوبی در یک کلاس داشته باشید

جوایز خارجی روانشناختی:

  • • انجام کارهای خیریه برای جلب توجه
  • • کمک به یک همکلاسی برای تمجید از معلم
  • • انجام کاری برای جلوگیری از قضاوت دیگران

محرک های بیرونی همچنان که رشد می کنیم و رشد می کنند در زندگی ما نقش دارند. یکی از مناطق بسیار تأثیرگذار که دیده می شود کار است. بسیاری از شما که این را می خوانید اولین شغلی را که در دوران نوجوانی داشتید به خاطر می آورید. فرقی نمی کرد که در یک رستوران فست فود کار می کردید یا در مرکز خرید. بخشی از دنیای کار بودن به معنای یک چیز بود - فیش حقوقی. اگر معامله استخدام را به خاطر نمی آورید ، باید اولین فیش حقوقی خود را دریافت کنید.

دریافت پول به معنای پولی در جیب شما بود که برای خود و خواسته های خود خرج می کنید. این به معنای استقلال بود. به دست آوردن استقلال مرحله حیاتی توسعه در این سال های شکل گیری است. استقلال مالی تنها یکی از مولفه هایی است که برای سال های آینده تأثیرگذار است.

​با تشویق جوانان به داشتن شغل مناسب ، تأثیر مالی همچنان ادامه دارد. بسیاری از افراد شغلی را انتخاب می کنند که قابل توجه ترین پاداش مالی را نسبت به دیگری فراهم کند که از آن لذت بیشتری ببرند. این افراد توسط مشوقان بیرونی هدایت می شوند. تامی هنوز کاملا آنجا نبود ، بنابراین هر کجا که می توانست دنبال پول می گشت.

پاداش های مالی امروزه یکی از بزرگترین منابع ایجاد انگیزه درونی در جامعه است ، اما تنها نوع انگیزه دهنده نیست. پاداش ها یا مشوق های دیگر اغلب انگیزه قابل توجهی فراهم می کنند و به اشکال مختلف در می آیند. تشویق ، ستایش یا شهرت همه می‌تواند به عنوان انگیزه در شرایط خاص استفاده شود. این ها همچنین از دوران جوانی ما جاسازی شده است زیرا همه ما هیجان دریافت یک ستاره طلا را در تکالیف خود یا تشویق های جمعیت را هنگام اجرای برنامه در زمین یا صحنه به یاد می آوریم.

خواه مالی باشد و خواه غیر آن ، انگیزه های بیرونی می توانند در کار و زندگی ما نقش داشته باشند.

قدرت انگیزه بیرونی

وقتی انگیزه خارجی را با انگیزه ذاتی مقایسه می کنید ، به نظر می رسد که مورد نخست در جامعه پاداش محور ما بسیار موثر است. تا به حال اصطلاح "آویزان کردن هویج" را شنیده اید؟

همیشه اینطور نیست ، باگ بانی. در سال 1964 ، ویکتور وروم روانشناس آنچه را وی تئوری انتظار می نامید برای توضیح چگونگی عملکرد انگیزه های خارجی ایجاد کرد. بر اساس تحقیقات خود ، او نتیجه گرفت که برای ایجاد انگیزه در خارج از کشور ، لازم است سه عنصر مهم داشته باشد:

  • انتظار - اعتقادی به توانایی دادن پاداش. انتظارات و سطح اعتماد به نفس افراد در مورد آنچه قادر به انجام آن هستند متفاوت است.
  • ابزار - برداشتی که به عنوان یک احتمال وجود دارد و در واقع پاداش خواهد داشت.

 ظرفیت - عمق نیاز به پاداش ها

لازم به ذکر است که تحقیقات ویکتور وروم با کارمندان یک تجارت انجام شده است ، بنابراین این یک تئوری متناسب با همه نیست. هنوز هم واقعیت هایی باقی مانده است که بسیاری از ما مانند یک دوست هجده ساله ام ، بر اساس پاداش اقدام خواهیم کرد.​

بیشتر بخوانید
ارسال نظر