کد خبر 515951

پشت پرده قتل خونین در ورامین

عصر چهارم مردادماه سال ۹۸ درگیری مقابل بوتیک لباسی در ورامین به پلیس اعلام شد .در آن درگیری صاحب مغازه که مرد ۳۷ ساله ای به نام میثم بود چاقو خورد و به بیمارستان منتقل شد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از رکنا، شواهد نشان می‌داد وی در درگیری با دو برادر به نام یزدان و سامان زخمی شده است. دو برادر بازداشت شدند و میثم که به بیمارستان منتقل شده بود ساعتی بعد به خاطر شدت جراحات جان سپرد و دو برادر به درگیری خونین با صاحب مغازه اعتراف کردند.

آنها به بازسازی صحنه جرم پرداختند و به اتهام مشارکت در  قتل  در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند.

در ابتدای جلسه اولیای درخواست  قصاص  را برای دو برادر مطرح کردند .پدر قربانی گفت :پسرم سال‌ها بود بوتیک لباس داشت. دو برادر سر قیمت لباس با پسرم درگیر شدند و بی رحمانه او را کشتند .حالا من برای هر دو آنها درخواست  قصاص  دارم.

سپس یزدان ۳۹ ساله که چندین سابقه کیفری در  پرونده  اش دارد در جایگاه ویژه ایستاد و قتل را گردن گرفت.

وی در تشریح جزئیات ماجرا گفت: من به مغازه میثم رفته بودم تا لباس بخرم اما سر قیمت لباس با هم بحث کردیم .او یکباره عصبانی شد و با میله آهنی به من حمله کرد و من را از مغازه بیرون انداخت .من که از رفتار او ناراحت شده بودم با چوب و چاقو به سمت مغازه اش رفتم.

وی ادامه داد: میثم عصبانی بود که لباس هایش را از تنش در آورد تا با هم درگیر شویم .درگیری میان ما بالا گرفت و او چند ضربه با میله آهنی به من زد .من هم چاقو کشیدم و می‌خواستم به کتف او بزنم اما چون یکباره حرکت کرد و چاقو ناخواسته به شاهرگ او برخورد کرد. من ۵ سال بود به خاطر حمل  مواد مخدر  در زندان بودم و به تازگی از زندان آزاد شده بودم که این بار به اتهام  قتل  بازداشت شدم.

وی درباره اتهام برادرش گفت :باور کنید برادرم در این قتل دستی نداشت .وقتی درگیری من و صاحب مغازه بالا گرفت پسرم که همراهم بود به بیرون از مغازه رفت و برادرانم را که کمی آن طرف‌تر  قصابی  داشت صدا زد . همان موقع برادرم به حمایت از من وارد مغازه شد اما هیچ ضربه ای به میثم نزد. من به تنهایی او را کشتم.

وقتی سامان ۳۵ ساله در جایگاه ایستاد ، منکر مشارکت در قتل شد.

وی گفت: من در مغازه قصابی بودم که برادر زاده ام در حالی که هراسان بود مقابل مغازه آمد و گفت پدرش با صاحب بوتیک درگیر شده و صاحب بوتیک می‌خواهد پدرش را بکشد .من بلافاصله به انجا رفتم. میثم لباسش را در آورده بود وعربده می کشید .من برای کمک به آنجا رفته بودم و می خواستم به دعوا پایان دهم. اما حالا به اتهام مشارکت در قتل بازداشت شده ام. من اتهامم را قبول ندارم.

در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کند.

بیشتر بخوانید
ارسال نظر