{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
کد خبر 438355

بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا، در روزهایی که روزنامه‌نگاری می‌کرد، به بدقولی شهره بود. حالا وزرا و مقامات انگلیسی می‌گویند او این عادتش را با خود به دنیای سیاست آورده است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شرق، شغل او از روز اول دست‌وپنجه نرم‌کردن با تصمیمات دشواری بود که هر‌کدام آدرنالین خون را به اندازه کافی بالا می‌برند و همین، احتمال این را افزایش می‌دهد که او تقریبا زمان مناسبی برای فکر‌کردن درباره توافق‌هایی که باید پس از خروج کشورش از اتحادیه اروپا به آنها دست پیدا کند، نداشته است.  با تمام طول و تفسیرها و وقت‌های اضافه جانسون و دولتش برای ارائه پیشنهاد درباره این توافق‌ها به اتحادیه اروپا تا 30 ژوئن فرصت دارند. این مدت به خودی خود برای مذاکرات تجاری کوتاه است؛ چه برسد که حالا همه‌گیری کرونا آنها را از این هم دور از دسترس‌تر می‌کند. تصمیم‌گیری در این شرایط و زمان‌خریدن برای ارائه توافق‌های لازم کار کارشناسان تجاری، اقتصاددانان و دیپلمات‌هاست. اما آنها به‌خوبی می‌دانند که پل‌زدن برای از‌بین‌بردن فاصله موجود میان لندن و بروکسل در چنین زمانی چقدر دشوار است؛ حتی اگر در نظر بگیریم همه‌گیری‌ای هم رخ نداده است. آنها از تأثیر شکست چنین مذاکراتی در دوره‌ای که کرونا همه چیز را به سلطه درآورده، می‌ترسند و می‌توانند به‌خوبی ببینند که این بحران چطور از سرعت روند چنین مذاکراتی می‌کاهد.  حامیان قدیمی برگزیت،‌ درباره فقدان کانال‌های غیررسمی برای این مذاکرات در شرایط موجود ابراز نگرانی می‌کنند. مذاکره مانیتور به مانیتور در این شرایط قطعا نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای دیدارهای رو‌در‌رو باشد؛ اما مشکل فراتر از موانع فنی ناشی از قرنطینه است. این مسئله حساس وجود دارد که چه موضوعاتی باعث می‌شود بروکسل، دولت جانسون را برای مذاکره معتبر نداند؛ دولتی که پر از افرادی است که با دیدی پارانویاگونه و از بالا به پایین به اتحادیه اروپا می‌نگرند. برای مخالفان سرسخت اتحادیه اروپا، دوره انتقال مانند آخرین آجر برای تبدیل بریتانیا به کشوری با قوانین خاص قاره‌ای که خودش باشد،‌ است.  رویکردی که در ساختار دولت جانسون علیه طولانی‌شدن روند دستیابی به توافق‌های لازم وجود دارد، دارای سه محور است: اول، توافق‌ها ساده هستند و تنها خائنان یا ترسوها آنها را رد می‌کنند. دوم، برگزیت ذاتی آتشین دارد که با یک شلیک حل‌وفصل می‌شود و سوم اینکه بریتانیا با تهدید‌کردن طرف مقابل به ترک مذاکرات چیزی را که بخواهد، به دست می‌آورد. اگر جانسون برای دستیابی به این توافق‌ها آن‌طور که باید، رام نشود، آن وقت اتحادیه اروپاست که به نحوی باید کاسه زهر را بالا بکشد.  این استدلال‌ها اکنون به همان اندازه که در سال‌های 2016 تا 2019 اشتباه بودند،‌ نادرست به نظر می‌رسند؛ اما نمی‌توان نادیده گرفت که همچنان با روحیه نخست‌وزیر بریتانیا سازگارند. او معتقد است که تهدیدهای سال گذشته‌اش جواب داده‌اند و منجر به ارائه توافق بهتری در مقایسه با توافق ترزا می، نخست‌وزیر پیشین این کشور، شدند. این درست است که مکانیسم کاری جانسون نتیجه‌بخش بوده است؛ اما این نتیجه‌بخشی هم فقط در فضای داخلی این کشور صدق می‌کند. این مکانیسم، تندروها را قانع کرد که هر توافقی با نام «بوریس» درست است؛ این همان اتفاقی بود که آنها را مجبور به عقب‌نشینی سیاسی کرد. رهبر محافظه‌کاران بریتانیا تا مسئله مرز گمرکی در دریای ایرلند عقب‌نشینی کرد و این درست همان موضوعی بود که پیش‌از‌آن، آن را رد می‌کرد و البته هنوز هم چنین عقب‌نشینی‌ای را نپذیرفته است. اگرچه حالا این مسئله دیگر یک واقعیت قانونی است. 

داستان پیروزی‌های جانسون به‌عنوان قهرمان جهان در بازی شاهین-قمری در مقابل سران اتحادیه اروپا باعث شده که هوس قمار دیگری به سرش بزند. شاهین-قمری یک مدل مؤثر برای بررسی تلاقی‌های دو بازیکن در نظریه بازی‌ها است. قانون بازی این است که در حین اینکه هیچ‌یک از دو بازیکن تمایلی به تسلیم‌شدن در مقابل دیگری ندارد، بدترین نتیجه این است که هیچ‌کدام تسلیم نشوند. این اعتماد‌به‌نفس با این اندیشه که اتحادیه اروپا  کاری نمی‌کند که تبعات مالی داشته باشد و راهی را می‌رود که کشورها از آن حمایت کنند، تقویت شده است.  توافق تجارت آزاد به سبک کانادا، به‌عنوان توافق مطلوب جانسون، جریان انتقال کالاها را مختل می‌کند؛ اما این هزینه با دستاوردهای حاکمیتی برای بریتانیا جبران خواهد شد. 

صنایع لجستیکی پیش‌بینی می‌کنند که برای حفظ فعالیت مرزها نیاز به 50 هزار نیروی جدید در این بخش از کشور است. این رقم حتی از تعداد کارمندان کل کمیسیون اروپا بیشتر است؛ اما قطعا آنها دیوان‌سالاران بروکسل هستند که هدف‌شان تحمیل فشارهای خارجی بدون درنظر‌گرفتن دیگر موارد است. چنین مدلی از برگزیت هواداران واقعی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا را به مسیر خطرناکی سوق می‌دهد: اگر توافقی حداقلی از توافقی حداکثری بهتر باشد؛ پس خروج بدون توافق از این دو هم بهتر خواهد بود. اگر هدف جدا‌شدن از اتحادیه اروپاست، چرا باید پل میان بروکسل و لندن حفظ شود؟ شرایط اقتصادی سال 2019 بد بود و تا همین‌جا هم اوضاع بدتر شده است. موج جدیدی از بحث‌ها برای خروج بدون توافق از اتحادیه اروپا این روزها دوباره در میان محافظه‌کاران راه افتاده است؛ با این استدلال که خروج بدون توافق از این اتحادیه قطعا از تبعات اقتصادی ویروس کرونا بدتر نخواهد بود. 

دراین‌حال، روزنامه گاردین در گزارشی می‌نویسد که جدید‌ترین نظرسنجی که به سفارش روزنامه آبزرور انجام شده، نشان می‌دهد در‌حالی‌که تا همین دو هفته پیش بیشتر مردم فکر می‌کردند بریتانیا عملکرد بهتری در مقایسه با ایتالیا و اسپانیا داشته است، این تلقی اکنون تغییر کرده چراکه بریتانیا بیشترین آمار تلفات ناشی از کووید ۱۹ را در مقایسه با هر کشور دیگری در اروپا داشته است. بر‌اساس این گزارش، هرچند وزیران بریتانیایی علاقه‌مند هستند به این موضوع اشاره کنند که نمی‌توان کشورها را با هم مقایسه کرد؛ اما به نظر می‌رسد افزایش آمار کشته‌شدگان در این کشور نظر افکار عمومی را درباره میزان مؤثر‌بودن مدیریت بریتانیا تغییر داده است. نتایج اخیر نشان داده است که در مقایسه با دو هفته پیش، تعداد بیشتری از انگلیسی‌ها بر این باورند که عملکرد رهبران این کشور در مقایسه با کره جنوبی، ژاپن و استرالیا بدتر بوده است.

تجسم قهرمان ملی

این در حالی است که هیچ‌یک از آنها به این موضوع توجه نکرده‌اند که بخشی از مشکلات کنونی آنها برای مقابله با همه‌گیری کرونا ناشی از خروج بریتانیا از بازار واحد اتحادیه اروپا بوده است و روند بازسازی بریتانیا پس از کرونا قطعا بدون نیاز به سروکله‌زدن با بروکسل راحت‌تر خواهد بود. به طور خلاصه ما می‌دانیم که پارلمان این کشور در روزهای پیش‌رویش در سال 2020 بسیار جنجالی و داغ خواهد بود؛ بنابراین برخی از تحلیلگران در بریتانیا می‌گویند پس چه بهتر است که به جای نجات برخی وسایل‌مان از دل این آتش، پنکه‌ای در مقابل آن روشن کنیم که کامل بسوزد؛ چرا‌که می‌خواهیم پارلمان جدیدی بسازیم و به‌هر‌حال از همسایگان‌مان هم دل خوشی نداریم؛ البته این ضرورتا دیدگاه جانسون نیست. او با رویکردی افراطی برای خروج از اتحادیه اروپا به میان آمد و این در واقع ترکیب سبک شخصی‌اش با ملی‌گرایی انگلیسی در لباس آزادی‌خواهی بود. این پوشش بود که در کمپین‌‌های انتخاباتی به او کمک کرد؛ اما این رویکرد به‌عنوان برنامه‌ای برای مدیریت دولت محدودیت‌هایی دارد. متدهای این رویکرد کشور را فقیرتر خواهد کرد. این شکاف هنوز آسیبی به جانسون وارد نکرده است. او به تجربه آموخته است که سرزنش هر چیزی در ارتباط با اروپا می‌تواند برای او دشمنان خارجی و حتی داخلی بتراشد. او احتمالا وسوسه خواهد شد تا مسئله اقتصادی برگزیت را در دل مسئله بزرگ‌تری که حالا کووید 19 نام دارد،‌ جای دهد.

محافظه‌کارانی که جانسون را به‌خوبی می‌شناسند، می‌گویند دغدغه اصلی او همواره جایگاه خودش در تاریخ بوده است و برای پاسخ‌گویی به این دغدغه او باید قهرمانانه عمل کند. سال گذشته این قهرمانی در جریان «رها‌کردن بریتانیا از اتحادیه اروپا» خودش را نشان داد و اکنون در گرو مدیریت همه‌گیری کروناست. محاسبات نخست‌وزیر بریتانیا برای خروج از اتحادیه اروپا هرچه باشد، متمرکز بر این خواهد بود که کمترین آسیب به اسم و رسم او در تاریخ وارد کند. غریزه جانسون به او می‌گوید که به گذر زمان امیدوار باشد. او اگر به این نتیجه برسد که وضعیتش به‌عنوان یک قهرمان ملی، تا ماه دسامبر در گرو همکاری با اروپاست، هیچ بعید نیست که این بار او از مواضعش عقب نشیند؛ اما نباید این را فراموش کرد که او راننده‌ای بی‌پروا و بی‌احتیاط است که قطعا توجهی به نقشه راه نخواهد کرد.

ارسال نظر

آخرین قیمت ها از کف بازار
سایر بخش های خبری