کد خبر 517555

بحران‌های ناتمام جو بایدن در حوزه سیاست خارجی؛

منافع آمریکا در خطر است

مدت زیادی از آغاز ریاست‌جمهوری جو بایدن نگذشته، اما در همین مدت هم مشخص شده که او در همه نقاط جهان با چالش‌های بسیار جدی‌ای روبروست.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اعتماد؛ امریکا شاید به قول او به میدان «بازگشته» باشد، اما منافع و ارزش‌های آن هیچگاه تا این حد در خطر نبوده است. چین، ایران، کره شمالی و افغانستان مهم‌ترین اولویت‌های او در حوزه امنیت ملی محسوب می‌شود. در سه مورد اول، سخت بتوان مسیری را که بایدن انتخاب می‌کند، پیش‌بینی کرد. در مورد چهارم نیز جهت حرکت او مشخص است، اما نحوه رسیدن او به هدفش با پیچیدگی‌هایی روبروست. نهادهای مختلف امریکا مشغول بازنگری در سیاست‌های این کشور در قبال چهار مورد اول و دیگر مسائل هستند، اما در این بین، در برخی موضوعات حساس که می‌تواند طی چند هفته به بحران تبدیل شود، تیم بایدن نتوانسته قدم‌های اولیه را  محکم  بردارد.

در بین این موارد مساله ایران از همه گیج‌کننده‌تر است. دونالد ترامپ، رییس‌جمهور پیشین امریکا به‌رغم پایبندی ایران به توافق هسته‌ای از برجام خارج شد و تحریم‌ها علیه این کشور را که در ازای محدودیت در برنامه هسته‌ای ایران لغو شده بود، مجددا اعمال کرد. ایران نیز یک سال پس از خروج امریکا، پس از شکست اروپایی‌ها در کمک به دور زدن این تحریم‌ها، غنی‌سازی اورانیوم (با غنای بالاتر) را از سر گرفت. ایران برای انجام این کار به بند 36 برجام استناد کرد؛ این بند می‌گوید اگر یکی از طرف‌های قرارداد تعهداتش را نقض کند، طرف دیگر می‌تواند به تناسب پاسخ  دهد. 

بایدن در کارزار انتخاباتی خود در سال 2020 وعده بازگشت به برجام را داد. زمانی که این توافق امضا می‌شد او معاون اول رییس‌جمهور وقت، یعنی باراک اوباما بود. با این حال، بایدن پس از ورود به کاخ سفید اعلام کرد ایران باید قدم اول را بردارد و پیش از لغو تحریم‌ها، اورانیوم غنی‌شده‌اش را دور بریزد. منطقی بود که ایرانی‌ها این درخواست را رد کنند. ایران کشوری نبود که برجام را پاره کرد؛ چرا باید راضی شود خودش به تنهایی آن را ترمیم کند؟ و چه طور باید مطمئن شود امریکا قدم دوم را برمی‌دارد؟

هنوز مشخص نیست چرا بایدن در نخستین روزهای ورودش به کاخ سفید حاضر نشد ترتیبی بدهد که ایران و امریکا با گام‌های هماهنگ و احتمالا تحت نظارت اتحادیه اروپا، به صورت همزمان به برجام بازگردند. در اواسط ماه فوریه وزیر خارجه فرانسه اعلام کرد با آنتونی بلینکن وزیر خارجه امریکا و دیپلمات‌های ارشد اروپایی برای صحبت در خصوص نجات توافق هسته‌ای با ایران مذاکره می‌کند. به نظر می‌رسید که این دیدار بتواند منجر به فرمولی برای حل و فصل مشکل بازگشت به برجام شود. اما مقامات ایران حاضر به شرکت در این مذاکرات نشدند و گفت‌وگوها لغو شد.

بنابراین، ابتدا بایدن با تأخیر در ارایه راه‌حلی دیپلماتیک، فرصت را از بین برد. و بعد ایرانی‌ها با عدم حضور در نشستی که می‌توانست منجر به حل و فصل موضوع شود، فرصت‌سوزی کردند. آیا فرصت سومی هم به دست می‌آید؟ نه لزوما. ایران در ماه ژوئن باید انتخابات ریاست‌جمهوری‌اش را برگزار کند. خروج ترامپ از توافق هسته‌ای باعث تقویت جناح مقابل میانه‌رو ها در ایران شده است؛ تعلل بایدن در بازسازی خرابی‌های ترامپ نیز محبوبیت این جناح را تقویت کرده است. با اینکه هم ایران و امریکا خواستار دستیابی به توافق هستند، اما ممکن است سیاست داخلی ایران جلوی احیای برجام را بگیرد. مساله چین، پیچیده‌تر از مساله ایران است. شی جین‌پینگ رییس‌جمهور چین اقدامات و اظهارات تهاجمی‌اش را افزایش داده است. با این حال، امریکا و چین منافع مشترکی مثل مقابله با تغییرات آب و هوایی، تروریسم و منع اشاعه سلاح‌های اتمی دارند. چالش امریکا حرکت در مسیری است که هنگام تضاد منافع، بتواند جلوی جاه‌طلبی‌های چین را بگیرد و هنگام هم‌پوشانی منافع، بتواند با  پکن  همکاری کند.

با این حال، چند هفته قبل بلینکن و جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی بایدن، در نخستین دیدار خود با دیپلمات‌های چینی که در آلاسکا برگزار شد، تقابل همه‌جانبه را انتخاب کرده و گناه‌های چین در داخل و خارج را در برابر دوربین‌ها و خبرنگاران فهرست کردند. آنها باید می‌دانستند که وزیر خارجه چین پاسخ‌شان را به تندی می‌دهد، و همین طور هم شد. وانگ‌ای در یک سخنرانی 16 دقیقه‌ای آتشین پاسخ دیپلمات‌های امریکایی را داد. با این حال به نظر می‌رسد که بلینکن از پاسخ همتای چینی خود غافلگیر شده و بار دیگر اظهاراتی را علیه چین مطرح کرد. سالیوان نیز در تأیید اظهارات بلینکن، توضیح داد که چرا نظام امریکا برتر از نظام کمونیستی چین است. چینی‌ها نیز در پاسخ اظهارات سالیوان را ساده‌لوحانه و خودپسندانه خواندند.

مقابله با چین به منظور دفاع از ارزش‌ها و منافع امریکا هیچ اشکالی ندارد، اما برنامه بایدن و دیپلمات‌هایش این بود که پس از دوران تاریک ریاست‌جمهوری ترامپ، از طریق یک کارزار بین‌المللی بار دیگر اعتماد متحدان امریکا را جلب کنند. برخی از این متحدان تمایل داشتند به ائتلافی علیه چین بپیوندند، اما برخی دیگر مخالف بودند. تعداد کشورهایی که از جنگ سرد یا گرم بین واشنگتن و پکن استقبال می‌کنند، بسیار اندک است.

خبر خوب این است که به نظر می‌رسد بایدن از این موضوع اطلاع داشته باشد. بایدن در کنفرانس خبری اخیر خود گفت شی جین‌پینگ را مدت‌هاست می‌شناسد. وقتی هر دو معاون رییس‌جمهور بودند، مفصل با یکدیگر صحبت کرده‌اند. وقتی شی جین‌پینگ برای تبریک به بایدن با او تماس گرفت، دو ساعت با هم صحبت کردند. بایدن می‌گوید در آن مکالمه به یکدیگر گفته‌اند که خواستار تقابل نیستند، اما رقابت بین دو طرف بسیار سخت و تنگاتنگ خواهد بود. 

بایدن در گفت‌وگو با خبرنگاران اعلام کرد هدف چین تبدیل شدن به قدرت اول جهان است و امریکا قرار نیست چین را به خاطر داشتن این هدف مورد انتقاد قرار دهد. اما تا وقتی او رییس‌جمهور است، چنین اتفاقی نخواهد افتاد. او تصریح کرد چین را وادار می‌کند از قوانین بین‌المللی تبعیت کند و در مورد وضعیت حقوق بشر در این کشور، به آن فشار می‌آورد. 

بلینکن نیز یک روز پیش از کنفرانس خبری بایدن، در سخنرانی خود در کنفرانس ناتو در بروکسل تلاش کرد اشتباهش در آلاسکا را جبران کند. وی گفت: امریکا قرار نیست متحدانش را تحت فشار بگذارد تا بین واشنگتن و پکن یکی را انتخاب کنند. ما می‌دانیم که متحدان‌مان روابط پیچیده‌ای با چین دارند که همواره با منافع امریکا در یک راستا نیست. اما باید این چالش‌ها را با هم پشت سر بگذاریم تا بتوانیم در حوزه‌هایی مثل فناوری و زیرساخت، شکاف‌ها را پر کنیم. اینها حوزه‌هایی هستند که چین برای افزایش نفوذ و فشار خود از آن بهره‌برداری می‌کند. مطمئنم که با همکاری یکدیگر می‌توانیم در زمین رقابت، چین یا هر رقیب دیگری را شکست دهیم.

نگاه بایدن به تقابل‌های بنیادی در جهان -  نه فقط با چین بلکه با چند کشور دیگر از جمله متحدان سابق امریکا و حتی دعواهای داخل کشور -  بر مبنای تقابل میان دموکراسی و خودکامگی است. اگرچه او اغلب با خوش‌بینی مطلق می‌گوید: «ما امریکا هستیم و هیچ کاری برای‌مان غیرممکن نیست»، اما می‌داند که رقابت تا چه حد آزاد است. او در گفت‌وگو با خبرنگاران گفت: پیش‌بینی می‌کنم موضوع پایان‌نامه‌های فرزندان و نوه‌های شما این باشد که کدام یک موفق شدند: دموکراسی یا خودکامگی؟ دموکراسی چه طور مشکلات را حل خواهد کرد؟ شی جین‌پینگ معتقد است در جهان پیچیده امروز، دموکراسی نمی‌تواند موفق شود. آیا حق با اوست؟ ما باید ثابت کنیم که دموکراسی موفق می‌شود.

این چیزی است که بایدن در اکثر بیانیه‌ها و اظهاراتش در حوزه سیاست خارجی عنوان می‌کند: تأکید بر نقاط قوت امریکا به جای تمرکز بر نقاط ضعف دیگران. اما شاید پس از پایان ریاست‌جمهوری بایدن نتوان میزان موفقیت یا شکست او را  در این حوزه به درستی سنجید.

در این بین، او با بحران افغانستان نیز دست و پنجه نرم می‌کند. بر اساس توافق بین دولت ترامپ و طالبان، همه نیروهای امریکا باید تا اول ماه مه از این کشور خارج شوند. بایدن در کنفرانس خبری خود اعلام کرد خروج نیروها تا آن تاریخ از نظر لجستیکی امکان‌پذیر نیست، اما خیلی زود این کار را به سرانجام می‌رساند. او معتقد است پس از 20 سال جنگیدن، وقت خروج رسیده است. در زمان ریاست‌جمهوری اوباما نیز او همین درخواست را از رییس‌جمهور کرده بود. اما مساله هماهنگی با نیروهای متحد در ناتو و جلوگیری از فروپاشی افغانستان باید مدنظر قرار گیرد. حل مساله کره شمالی از این هم سخت‌تر است. کیم جونگ اون قصد ندارد سلاح‌های هسته‌ای خود را کنار بگذارد. چین نیز او را به این کار وادار نمی‌کند. حالا کیم با آزمایش دو موشک بالستیک و پرتاب آن به دریای ژاپن، تنش‌ها را افزایش داده است. این تنها راهی است که او برای جلب‌توجه و به دست آوردن اهرم فشار بلد است. بایدن آزمایش‌های موشکی کره شمالی را نقض قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل خواند و گفت فعلا در این باره مشغول مشورت با متحدان امریکاست و متعاقبا موضعش را اعلام خواهد کرد، اما این را نیز گفت که برای نوعی دیپلماسی با پیونگ یانگ آماده است. پاسخ او صادقانه بود؛ چرا که در حال حاضر او نمی‌تواند کار خاصی در مورد کره شمالی انجام دهد.

بایدن مثل بسیاری از روسای جمهور ترجیح می‌دهد خوب فکر کرده و بعد مسائل بزرگ را حل کند. او اخیرا برای گفت‌وگو در خصوص فرانکلین روزولت و دیگر روسای جمهور پیشین امریکا و نحوه مقابله آنها با مشکلات با گروهی از تاریخدانان دیدار کرد. اوباما نیز چند بار این کار را کرده بود. هنگام تدوین استراتژی‌های کلان، جهان از چرخش نمی‌ایستد، کینه‌های قدیمی از بین نمی‌روند، حاکمان ستمگر و تشنه قدرت دست از قدرت‌نمایی بر نمی‌دارند. قطعا دست و پنجه نرم کردن هر روزه با این بحران‌ها و در عین حال تمرکز بر اهداف غایی کار دشوار و خسته‌کننده‌ای است. این کاری است که بایدن در حال انجام آن است. این کاری است که هر رییس‌جمهوری باید آن را انجام دهد.

بیشتر بخوانید
ارسال نظر