گفتارى در باب سنت خرد ورزى و موانع آن در ایران

به چه دلیل به نظر مى رسد ما ایرانى ها نمى توانیم مشکلات جمعى خودمان را حل کنیم؟

علت اینکه بحث خرد ورزى را براى طرح در این جلسه انتخاب کردم برخى سئوال هایى بود که مى توان زیر سرفصل سنت خرد ورزى در فرهنگ ایران مطرح کرد. در واقع طرح این پرسش ها که به چه دلیل به نظر مى رسد ما ایرانى ها نمى توانیم مشکلات جمعى خودمان را حل کنیم؟ این سئوالى است که براى من پیوسته مطرح است. از صد سال گذشته و از دوران انقلاب مشروطیت قبل از اینکه بسیارى از کشورهاى موجود تشکیل شوند و به صورت شخصیت هاى ملى به وجود بیایند، ما ایرانى ها حرکات اجتماعى معنى دارى مثل انقلاب مشروطه را آغاز کردیم. کشورهایى که طبیعتاً از نظر جغرافیایى وجود داشتند- اما از نظر شخصیت هاى ملى وجود نداشتند، بعدها به وجود آمدند و سیستم سیاسى پیدا کردند. ملت هاى جدید، دولت هاى جدید پیدا کردند، هویت پیدا کردند و بسیارى از آنها از ما جلو افتادند. مانند اندونزى، مالزى و... ما اگر سابقه تاریخى خودمان را بررسى کنیم، مى بینیم بسیارى از مسائلى که امروز با آنها دست به گریبان هستیم، پیوسته از طرف اندیشمندان و متفکران ایرانى طرح شده است. مثل مسئله وابستگى بودجه به نفت. اگر دقت شود مى بینید، ده ها سال است این مسئله مطرح بوده، یعنى از اواخر دوره قاجاریه پیوسته مطرح شده است. اینکه ما صادرات تولیدشده صنعتى نداریم، صنعت اساسى و ریشه دار نداریم، براى جوانانمان شغل نداریم و جامعه با مشکل فقر روبه رو است مسائلى است که یک قرن است مطرح مى شود. همین طور مشکلات مختلف سیاسى، اجتماعى و مسائل مختلف دیگرى که ما در یکصد سال اخیر به نتیجه اى نرسیدیم. مانند حکومت قانون و آزادى هاى اساسى. نمى توانیم بگوییم ۵ تا ۱۰ تا مسئله مان را حل کرده ایم حالا سراغ بقیه مسائل برویم. ما یک نوع اشکال در این خصوص داریم: به عنوان یک ملت به نظر مى رسد مسائل جمعى خودمان را نمى توانیم حل کنیم. براى حل مسائل عمومى مان مشکل داریم. این سئوال یکى از سئوالاتى است که همیشه براى من مطرح بوده و به آن فکر مى کنم: چرا سازوکارهاى خودکار نظام اجتماعى طى حداقل یکصد سال اخیر نتوانسته ما را در یک مسیر بهبود قرار دهد؟ چرا سازوکار هایى وجود دارد که با پویایى خود ما را دائم در بحران و اضطراب و در حالت درجا زدن نگه مى دارند؟ سئوال من جنبه سیاسى ندارد. از نظر ما که رشته علوم اجتماعى و اقتصاد را تدریس مى کنیم این یک سئوال علمى است. اگر از سال ۱۹۸۰ یعنى همان را به عنوان شاخص انتخاب کنیم، مى بینیم در سال ۱۹۸۰ درآمد سرانه مان حدود ۱۵۰۰ دلار بوده و درآمد سرانه کشورى که ما به عنوان دشمن [آمریکا] با بلند نظرى انتخاب کردیم ۱۲ هزار دلار بوده است. درآمد سرانه ما الان بین ۱۵۰۰ تا ۲ هزار دلار است و آمریکا از ۴۰ هزار دلار هم گذشته. نه تنها آمریکا بلکه کشور هایى که از ما عقب تر بودند هم جلو افتاده اند. جاهایى که جزء مناطق مخروبه دنیا بودند آباد شده اند، مناطقى که به طرز عجیب و غریبى عقب افتاده بودند. مانند چین که ۶۰سال پیش مردمى با شرایط رقت بار داشت و فیلم جنگ تریاک ما را به یاد آن شرایط مى اندازد اکنون کشورى غیرقابل چالش شده است کشورهایى که هیچ وقت حساب نمى شدند مثل کره و مالزى و دبى امروز از ما جلو افتاده اند. این سئوال مطرح است که چرا؟ مسئله ما فقط مسئله اقتصاد نیست. اگر در حیطه اقتصاد فکر کنیم، ما دچار رکورد هستیم و همین طور که ارقام و اعداد را مى دانید میلیارد ها دلار به طور بى سابقه به اقتصاد کشور ما تزریق شده. خیلى از این کشورها که از ما جلو افتاده اند این امکانات را هم نداشته اند. بعضى از کشورها از نظر سیاسى پیشرفت نکرده اند، همچنان سیستم هاى استبدادى دارند، ولى از نظر اقتصادى پیشرفت کرده اند. بعضى از کشورها از نظر سیاسى و اقتصادى پیشرفت نکرده اند ولى از نظر اجتماعى رشد داشته اند. به نظر مى رسد که ما در حیطه هاى مختلف از کارکرد هاى خودمان راضى نیستیم. دائماً مقامات و مردم این را بیان مى کنند. هم از نظر اقتصادى بیان مى کنیم (که ما باید جلوتر باشیم)، هم از نظر سیاسى. این بحث مطرح است که ما باید وراى شرایط فعلى مان باشیم. از نظر اجتماعى مسائل مختلف مثل بیکارى، اعتیاد، مشکلات جوانان، توزیع درآمد نامناسب، اختلاف بین مناطق کشور، مشکلات حاد گسترده در خیلى از مناطق مورد توجه و بحث فراوان بوده است. به نظر مى رسد که مسئولان اجتماعى ما هم با توجه به توقعات خودمان کارکرد خوبى نداشته اند. چرا این طور است؟ این سئوالى است که مطرح مى کنم و سعى مى کنم که براى آن جوابى پیشنهاد کنم البته مطمئنم جواب ناقصى است. ولى امیدوارم اهل فکر و اندیشه به این سئوال به صورت علمى فکر کنند. ممکن است که ما عوامل و افراد مختلفى را سرزنش کنیم، مثلاً ما همیشه این عادت را داشته ایم که خارجى ها را سرزنش کنیم. مى گوییم که توطئه مى کنند و نمى گذارند ما پیشرفت کنیم یا مى خواهند ثروت هاى طبیعى ما را غارت کنند و نمى گذارند ما پیشرفت کنیم. همیشه ادعا مى کنیم خارجى ها فتنه مى کنند و ما را عقب نگه مى دارند. به نظرم مى رسد که این جواب، جواب قانع کننده اى نیست. حداقل بنده به عنوان یک نفر دانشجوى علوم اجتماعى با این توضیح قانع نمى شوم. توطئه هاى بیرونى- البته همیشه هم هست شکى نیست - بازى سیاست بین کشورها یک «بازى» خیلى خیلى ظریفى است و همه به نفع خودشان کار مى کنند و این قابل انتظار است. یک عده مى گویند ما بداقبال هستیم، سرنوشت محتومى داریم، شاید آن هم ب