جلال ساداتیان در گفت‌و‌گو با اقتصادآنلاین:

اروپا و اعراب برای پایان جنگ فشار می‌آورند | شکست انتخاباتی می‌تواند ترامپ را به سمت حمله سوق دهد

جلال ساداتیان

اقتصاد‌آنلاین: دیپلمات پیشین ایران با اشاره به شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا معتقد است: عصبانیت ترامپ و فشار لابی اسرائیل می‌تواند احتمال حمله به ایران را افزایش دهد اما از سوی دیگر فشار کشور‌های عربی، نگرانی اروپا از بحران انرژی و تداوم تحرکات دیپلماتیک، در مقطع فعلی کفه پرهیز از اقدام نظامی را سنگین‌تر کرده است.

گروه سیاسی: هم‌زمان با افزایش تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، زمزمه‌هایی از پیشرفت مذاکرات میان تهران و واشنگتن به گوش می‌رسد. شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نیز معادلات پیش‌روی دونالد ترامپ را پیچیده‌تر کرده است.

حالا این پرسش مطرح است که آیا نتیجه انتخابات می‌تواند مسیر دیپلماسی را هموار کند یا برعکس، فشار‌های سیاسی داخلی در آمریکا احتمال درگیری نظامی را افزایش می‌دهد؟

جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین ایران در انگلیس در گفت‌و‌گو با اقتصادآنلاین ضمن بررسی سناریو‌های پیش‌روی تهران و واشنگتن، از فشار کشور‌های عربی و اروپایی برای جلوگیری از جنگ، اختلافات داخلی دولت آمریکا و احتمال تغییر محاسبات ترامپ می‌گوید.

در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

***

*آقای ساداتیان؛ فکر می‌کنید تحولات به کدام سمت پیش می‌رود؟ آیا نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا بر احتمال توافق تأثیر می‌گذارد یا احتمال جنگ بیشتر شده است؟

پیش‌بینی‌هایی که از قبل صورت می‌گرفت، بر این اساس بود که اولاً درگیری پیش از برگزاری انتخابات اتفاق نخواهد افتاد که یقیناً همین اتفاق هم افتاد. دوم اینکه احتمال درگیری پس از رأی‌گیری افزایش پیدا می‌کند.

این ارزیابی با توجه به اقداماتی بود که به آن اشاره کردید. ایران طرح هفت‌بندی خود را روی میز گذاشته بود و طرف آمریکایی هم پاسخ‌هایی به آن داده بود. بااین‌حال، در شرایطی که مذاکرات ادامه داشت، احتمال درگیری را بالا ارزیابی می‌کردیم. یعنی تحلیل‌ها به این سمت‌وسو رفته بود که با وجود تبادل پیشنهادها، احتمال وقوع درگیری همچنان وجود دارد.

قطری‌ها در این زمینه فعال شده بودند؛ پیام می‌آوردند و پیام می‌بردند. به‌خصوص مجموعه کشور‌های عربی و عربستان نیز در قالب طرح مکه وارد عمل شدند و به تهران آمدند. این سفر به‌عنوان یک نشست سه‌جانبه و در نهایت چهار‌جانبه در تهران تلقی شد. مشخص شد که عربستان هم از این وضعیت ناراحت و نگران است؛ چراکه آمده بود تا شاید بتواند از طریق تهران، حوثی‌ها را مهار کند.

البته عربستان به شکل‌های دیگری هم عمل می‌کرد و تمایل چندانی به نزدیک شدن به ایران از خود نشان نمی‌داد. بیشتر به سمت اسرائیل رفت تا از کمک‌های دفاعی و سامانه‌های ضدهوایی آن استفاده کند و به‌نوعی برای خودش چیزی شبیه گنبد آهنین تدارک ببیند.

خاموشی کشورهای عربی در صورت حمله به زیرساخت‌های ایران

در مقابل، قطری‌ها مسیر دیپلماسی را در پیش گرفتند. آنها مدام فعال بودند و رفت‌وآمد‌هایی داشتند. مجموعه این تحرکات را ما به این شکل تلقی کردیم که کشور‌های عربی از درگیری ناراحت و نگران هستند و تلاش می‌کنند جلوی وقوع یک درگیری جدید را بگیرند؛ زیرا تبعات چنین اتفاقی می‌توانست دامن خود آنها را هم بگیرد.

اگر آمریکایی‌ها یا اسرائیل زیرساخت‌ها و امکانات ایران را هدف قرار دهند، امکانات و زیرساخت‌های کشور‌های عربی نیز ممکن است از بین برود. این مسئله می‌تواند آن کشور‌ها را در خاموشی فرو ببرد. خاموشی این کشور‌ها به این معناست که علاوه بر آسیب دیدن فعالیت‌های اقتصادی و صادرات آنها، زندگی عادی مردم نیز با فاجعه مواجه خواهد شد. بنابراین، آنها تلاش می‌کردند جلوی چنین اتفاقی را بگیرند.

اما مسئله اینجاست که نه تحلیلگران ایران و نه تحلیلگران خارج از کشور، هیچ‌کدام چنین شکست سنگینی را برای جمهوری‌خواهان و ترامپ پیش‌بینی نمی‌کردند. هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که این اتفاق با چنین فاصله زیادی رخ دهد.

*این شکست چه تاثیری بر کاخ سفید داشته است؟

وقتی این شکست اتفاق افتاده، حالا می‌بینیم شکاف‌هایی هم در درون دولت آمریکا وجود دارد. برای مثال، همین اظهارات ونس مطرح شده که علت شکست جمهوری‌خواهان این بوده که به حرف اسرائیل گوش داده‌اند و بیش از اندازه به این رژیم نزدیک شده‌اند؛ دوم اینکه جنگ با ایران را آغاز کرده‌اند. یعنی دو عامل، یکی نزدیکی به اسرائیل و دیگری شروع جنگ علیه ایران، در شکست جمهوری‌خواهان نقش داشته‌اند.

این حرف بسیار سنگینی است؛ هم برای شخص ترامپ و هم به‌خصوص برای لابی اسرائیل، یعنی آیپک، در داخل آمریکا. این لابی از بسیاری از ثروتمندان، صاحبان صنایع، صاحبان رسانه و افراد ذی‌نفوذ در سیستم حکومتی، از جمله در کنگره، برخوردار است.

نفوذ گسترده آیپک در کنگره و محافل اقتصادی و رسانه‌ای آمریکا

آنها حالا شروع کرده‌اند و ونس را متهم می‌کنند که از قطر پول گرفته و در حال تکرار حرف‌های قطر است. به این شکل تلاش می‌کنند او را از میدان به در کنند. اما همین اقدامات نشان‌دهنده عصبانیت این جناح و جبهه است.

این عصبانیت می‌تواند خشم ترامپ را هم تقویت کند و افزایش دهد. با وجود اینکه در شرایط فعلی هیچ راه برون‌رفتی برای آنها از بحرانی که به وجود آمده، وجود ندارد، بااین‌حال بعید نیست که عصبانیت و ناراحتی ترامپ و وضعیت احساسی‌ای که در آن قرار گرفته، او را وادار کند دست به اقدام بزند.

البته نتایج یک حمله سنگین علیه ایران برای ترامپ چندان روشن نیست، اما ممکن است تحت این عنوان که بالاخره باید به پیروزی و دستاوردی برسیم و ایران را سر جای خودش بنشانیم و ضربه محکمی به آن وارد کنیم، بخواهند دست به حمله بزنند.

چنین حمله‌ای می‌تواند دو حالت داشته باشد. حالت اول اینکه بخواهند یک اقدام جدی انجام دهند و تا رسیدن به اهداف خود پیش بروند. حالت دوم اینکه فقط یک ضربه مقطعی و کوتاه وارد کنند؛ مثلاً حمله‌ای یک‌روزه یا سه‌روزه انجام دهند و بعد متوقف شوند و بگویند به پیروزی رسیده‌اند. به این ترتیب، بتوانند این اتفاق را دستاوردی برای انتخابات آتی ریاست‌جمهوری خودشان قرار دهند.

البته این سناریو هم بعید است؛ چراکه آنها می‌دانند اگر یک شلیک انجام دهند، ایران دیگر حد و مرزی برای خودش قائل نخواهد بود. بر اساس گفته رهبر انقلاب، ایران هیچ محدوده جغرافیایی مشخصی برای این موضوع نمی‌شناسد و هیچ محدودیت قانونی دیگری هم برای خودش متصور نخواهد بود. در نتیجه، خطر شکل‌گیری یک بحران جدی وجود خواهد داشت.

خلاصه کلام اینکه با توجه به تدارکاتی که آمریکا در منطقه انجام داده، این کشور ظاهراً خود را برای یک حمله جدی، با ضربه‌ای سنگین علیه ایران، آماده می‌بیند. اما در مقابل، اما و اگر‌هایی هم وجود دارد.

*چه اما و اگر‌هایی؟

نخست، اختلافات درون حاکمیت آمریکا؛ دوم، فشار کشور‌های عربی منطقه؛ و سوم، فشار‌های بین‌المللی ناشی از افزایش قیمت‌ها و نگرانی از وضعیت انرژی در آستانه زمستان. قیمت‌ها همین حالا هم بالاست، اما وقوع یک درگیری می‌تواند این وضعیت را تشدید کند.

اینکه کدام‌یک از این عوامل بر وضعیت احساسی ترامپ غلبه خواهد کرد، هنوز مشخص نیست. همین فشار‌های بازدارنده باعث ایجاد تردید شده است که آیا او در نهایت دست به حمله خواهد زد یا خیر.

من در این وضعیت، با وجود اینکه قبلاً پیش‌بینی کرده بودم حمله صورت خواهد گرفت، اکنون وزن عدم حمله را بیشتر از حمله می‌دانم. البته با توضیحاتی که درباره شرایط دو طرف دادم، منظور این نیست که احتمال حمله وجود ندارد. همه‌چیز برای این حمله تا حد زیادی آماده است، اما از طرف دیگر فشار‌هایی هم وجود دارد که ممکن است مانع از انجام آن شود و طرفین را به این سمت ببرد که با یک توافق دیپلماتیک، سر و ته قضیه را هم بیاورند.

بنابراین، اگر دو طرف ترازو را در نظر بگیریم، به نظر می‌رسد در مقطع فعلی کفه عدم حمله کمی سنگین‌تر شده است. باید منتظر بمانیم و ببینیم تحولات به چه شکلی پیش خواهد رفت.

جزئیات بده‌بستان‌ها هنوز روشن نیست

*به‌نظر شما پیشنهاد هسته‌ای ایران می‌تواند زمینه را برای حرکت به سمت توافق فراهم کند؟ جزییات این پیشنهاد چه می‌تواند باشد؟

این موضوع فقط به پیشنهاد هسته‌ای محدود نمی‌شود. همان‌طور که گفتم، چند عامل در این زمینه دخیل هستند. یکی کشور‌های عربی منطقه‌اند که نسبت به وضعیت نگران هستند. عامل دیگر، همین دیپلماسی و بده‌بستان‌هایی است که در حال انجام است.

این بده‌بستان‌ها فعلاً بیشتر روی کاغذ و در فضای رسانه‌ای مطرح می‌شوند؛ اینکه ایران چه چیزی می‌دهد و چه چیزی می‌گیرد. ایران قبلاً پیشنهاد هفت‌بندی خود را مطرح کرده بود که شامل پایان یافتن جنگ در کل منطقه، برداشته شدن محاصره ایران، رفع تحریم‌ها، بازگشت پول نفت ایران و بازگرداندن ذخایر ایران در خارج از کشور بود. اینها همان هفت محوری هستند که درباره آنها در رسانه‌ها صحبت شده است.

باید دید در پای میز مذاکره، طرفین چه چیزی می‌دهند و چه چیزی می‌گیرند و در نهایت بر سر کدام بخش‌ها به توافق می‌رسند. مسئله این است که ترامپ هم باید بتواند احساس پیروزی کند و بگوید موفق شده است ایران را وادار کند حرف‌های او را بپذیرد.

بااین‌حال، اگر قرار باشد دیپلماسی به نتیجه برسد، باید نوعی وضعیت برد-برد برای طرفین شکل بگیرد؛ یعنی هر طرف چیز‌هایی بدهد و در مقابل، چیز‌هایی به دست بیاورد. با توجه به فضای داخلی کشور، ما ملاحظات و بحث‌های خاص خودمان را داریم و آنها هم از طرف دیگر ملاحظات خودشان را دارند.

البته در طرف مقابل، همان دیپلماسی موجود و فشار کشور‌های عربی، از جمله عربستان، امارات و قطر، قرار دارد که می‌گویند نباید جنگی اتفاق بیفتد؛ چراکه اگر جنگ رخ دهد، وضعیت آنها بیش از گذشته بحرانی خواهد شد.

علاوه بر این، فشار‌هایی هم از سوی مجموعه کشور‌های غربی وجود دارد. اروپایی‌ها کلافه شده‌اند و می‌گویند ذخایر انرژی رو به اتمام است، قیمت‌ها افزایش پیدا کرده و با کمبود سوخت مواجه هستیم. در آستانه زمستان قرار داریم و باید برای این وضعیت راه‌حلی پیدا کنیم.

اینها مجموعه فشار‌هایی است که در طرف مقابل وجود دارد و می‌تواند بر تصمیم آمریکا تأثیر بگذارد.

بنابراین، همان‌طور که گفتم، نمی‌توان همه این عوامل را صرفاً به پیشنهاد هسته‌ای ایران مرتبط دانست. عوامل دیگری هم در کنار این مسئله بر روند تحولات تأثیر می‌گذارند.

ضمن اینکه اگر بخواهیم از اصطلاحات حوزه دیپلماسی استفاده کنیم، باید گفت در چارچوب مذاکرات و بده‌بستان‌هایی که در حال انجام است، مسئله اصلی این است که چه چیزی گفته می‌شود و در مقابل چه چیزی دریافت می‌شود.

منبع: اقتصاد آنلاین
x