نفت ۱۱۷ دلاری و سایه جنگ جدید | چرا خطر درگیری دوباره ایران و آمریکا افزایش یافته است؟
اقتصادآنلاین: با افزایش بهای نفت برنت به بیش از ۱۱۷ دلار (در لحظه انتشار این خبر) در هر بشکه و تشدید نگرانیها درباره امنیت تنگه هرمز، خطر ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا بار دیگر در کانون تحولات منطقه قرار گرفته است.
گروه سیاسی، امیرمحمد حسینی: بوی باروت در خاورمیانه پیچیده و دوباره زمزمههایی از شروع جنگ است. ایران با تهدید زیرساختهای انرژی، پایگاههای نظامی و مسیرهای ارتباطی منطقه میکوشد هزینه حمله مجدد آمریکا و اسرائیل را افزایش دهد، اما فرسایش توان موشکی ایران، فشار بر سامانههای پدافندی و ملاحظات انتخاباتی در واشنگتن و تلآویو، چشمانداز رویارویی بعدی را پیچیدهتر کرده است.
تنگه هرمز و فشار بر اقتصاد جهانی
افزایش بهای نفت برنت به بیش از ۱۱۷ دلار (در لحظه انتشار این خبر) در هر بشکه، همزمان با اختلال در تردد دریایی تنگه هرمز، نشان میدهد که بحران ایران و آمریکا به آستانه درگیری نزدیک میشود. سپاه پاسداران هم در بیانیهای هشدار داده که ادامه روند فعلی به حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه خواهد رسید. در شرایطی که مذاکرات برای پایان دادن به جنگ ماههاست به نتیجه نرسیده، حملات به کشتیها در مسیر جنوبی تنگه هرمز افزایش یافته است.
ایران هشدار داده است که در صورت ازسرگیری حملات آمریکا و اسرائیل، دامنه پاسخ خود را به پایگاهها و ناوهای آمریکایی محدود نخواهد کرد و زیرساختهای انرژی، فرودگاهها و دیگر اهداف غیرنظامی کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز هدف قرار خواهد داد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ایران را متهم کرده است که با انتشار آنچه «اخبار جعلی» خوانده، به دنبال افزایش بهای نفت در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره در سوم نوامبر است. بااینحال، فارغ از انگیزههای سیاسی تهران و واشنگتن، تداوم ناامنی در هرمز و کاهش محسوس حجم تردد نسبت به دوره پیش از جنگ، نشان میدهد که بازار انرژی بیش از اظهارات سیاسی و ادعاهای ترامپ مبنی بر بازبودن تنگه هرمز، به وضعیت میدانی و اختلال در کشتیرانی واکنش نشان میددهد.
بازدارندگی با تهدید زیرساختهای منطقه
راهبرد اعلامشده ایران بر گسترش جغرافیای درگیری استوار است. هر حمله به خاک ایران میتواند به تهدیدی علیه مجموعهای از منافع نظامی و اقتصادی آمریکا و شرکای منطقهای آن تبدیل شود. در مرحله نخست جنگ، حملات ایران به پایگاههای آمریکا، سفارتخانهها و مقر ناوگان پنجم این کشور در بحرین خساراتی بر جای گذاشت. تأسیسات انرژی و صنعتی امارات، یک مجتمع بزرگ گازی در قطر و فرودگاههایی در دبی، کویت و بحرین نیز هدف قرار گرفتند.
ایران اکنون میکوشد خطر گسترش بیشتر جنگ را به بخشی از محاسبات آینده واشنگتن تبدیل کند. مقامهای ایرانی به میانجیها گفتهاند که در صورت حمله مجدد آمریکا، اهداف اقتصادی کشورهای خلیج فارس نیز در دامنه حملات قرار خواهند گرفت. تهدیدها حتی به کابلهای اینترنتی زیر دریا در مسیر تنگه هرمز گسترش یافتهاند. زیرساختهایی که اختلال در آنها میتواند ارتباطات منطقهای و بخشی از شبکه جهانی داده را تحت تأثیر قرار دهد.
تحلیلگران میگویند در ایران این دیدگاه تقویت شده است که بازدارندگی مستلزم تحمیل فوری، مستمر و قابلتوجه هزینه به دشمنان است. این منطق، احتمالاً به معنای اتکای بیشتر به ابزارهای نامتقارن، از جمله پهپادها، حملات دریایی و هدف قرار دادن زیرساختهای حساس، خواهد بود. چراکه این ابزارها گاه با هزینهای کمتر میتوانند خسارات اقتصادی بزرگی ایجاد کنند.
توان موشکی ایران نابوده شده؟
یکی از مهمترین متغیرهای بحران، میزان توان باقیمانده ایران برای اجرای حملات مستمر است. برآوردها از وجود صدها تا هزاران موشک بالستیک حکایت دارند و مقامهای آمریکایی و منطقهای معتقدند نیروهای مسلح ایران با استفاده از قطعات ذخیرهشده و تأسیسات زیرزمینی، تولید موشک را در مقیاسی محدود از سر گرفته است.
پنتاگون در شهریور مدعی شده بود که آمریکا تا ۹۰ درصد از ظرفیت صنعتی ایران در حوزه پهپاد، موشکهای بالستیک و صنایع دریایی را نابود کرده است. اما این ادعا، با توان موشکی و پهپادی ایران و میزان شلیکها در آخرین روزهای جنگ ۴۰ روزه همخوان نیست.
حملات اخیر ایران، از جمله حمله موشکی به پایگاه موفق السلطی اردن که به کشته شدن سه نظامی آمریکایی انجامید، و نزدیک شدن موشکهای ایرانی به ناوهای آمریکا در شهریور نیز ابهامها درباره ادعای آمریکا درباره قابلیتهای باقیمانده را افزایش داده است. نکته دیگر اینجاست که ادعاهایی درباره استفاده ایران از اطلاعات و تصاویر ماهوارهای از سوی چینیها نیز مطرح است. هرچند که چین اتهامهای مطرحشده درباره نقش خود را رد کرده است.
ملاحظاتی انتخاباتی آمریکا و اسرائیل
در سوی مقابل، نشانههای افزایش آمادگی نظامی آمریکا با تلاش برای کاهش آسیبپذیری نیروهای این کشور همراه شده است. اعزام سومین گروه رزمی ناو هواپیمابر و یک یگان تفنگداران دریایی به خاورمیانه، در کنار خروج بخشی از نیروها از پایگاههای منطقهای و دستور وزارت خارجه آمریکا برای خروج کارکنان غیرضروری دولت و خانوادههایشان از عربستان سعودی، تصویری دوگانه از سیاست واشنگتن ارائه میدهد. از یک سو افزایش ظرفیت اقدام نظامی و از سوی دیگر تلاش برای کاهش خطر تلفات در صورت تشدید درگیری.
ترامپ هشدار داده است که ممکن است پس از انتخابات میاندورهای ۱۲ آبان، حمله به ایران را در دستور کار قرار دهد اما در سوی دیگر انتخابات اسرائیل نیز در پیش است.
بنیامین نتانیاهو گزارش فایننشال تایمز مبنی بر اینکه ترامپ مانع اجرای برنامه اسرائیل برای حمله به ایران در ماه جاری شده است، تکذیب کرده است. در مقابل، شبکه ۱۳ اسرائیل گزارش داده ایال زمیر رئیس ستاد ارتش این کشور در نشستی خصوصی ضرورتی عملیاتی برای حمله پیش از انتخابات ندیده است. یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون نیز نتانیاهو را متهم کرده که امنیت ملی را به شکلی خطرناک وارد رقابت انتخاباتی کرده است.
این اختلافنظرها نشان میدهد بین ایران و آمریکا درباره زمان و ضرورت حمله، اجماع روشنی وجود ندارد. بااینحال، این اختلاف نظر به معنای منتفی شدن حمله نیست.
دیپلماسی در بنبست؟
در چنین شرایطی، نشست وزیران خارجه هفت کشور در استانبول با حضور نمایندگان بریتانیا، فرانسه، آلمان، ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان و مصر، تلاشی برای هماهنگسازی مواضع درباره تنگه هرمز و بحران خاورمیانه است. این نشست، علاوه بر تحولات فلسطین و یمن، راههای پایان دادن به جنگ روسیه و اوکراین را نیز بررسی میکند، اما تمرکز اعلامشده بریتانیا بر هرمز و وضعیت عربستان، فوریت وضعیت امنیت منطقه را برجسته میسازد.
با وجود این تلاشها، دیپلماسی تاکنون نتوانسته است شکاف میان تهران و واشنگتن را برطرف کند. به ویژه اینکه آمریکا خواهان امتیازات هستهای است، اما ایران حاضر نیست پیش از رفع محاصره دریایی و لغو تحریمها بر سر برنامه هستهای خود مذاکره کند.
مسئله دیگر نیز آن است که هر طرف میکوشد پیش از مذاکره، موقعیت بازدارندگی خود را تقویت کند. رویکردی که ممکن است در کوتاهمدت قدرت چانهزنی ایجاد کند، اما خطر محاسبه اشتباه را نیز افزایش میدهد.
ولـی نصر، مشاور پیشین ارشد وزارت خارجه آمریکا، هشدار داده است که نباید تهدیدهای ایران را صرفاً بلوف دانست، زیرا تهران در جریان این جنگ بارها توانسته است طرف مقابل را غافلگیر کند. این هشدار، در کنار فشار بازار انرژی و آمادگی نظامی دو طرف، اهمیت یک مسیر دیپلماتیک مؤثر را افزایش میدهد. اما تا اینجا، به نظر نمیرسد که ایران و آمریکا تمایلی به انعطاف و رسیدن به نقطهای مشترک برای پایان درگیریها داشته باشند.