ریشهکنی فقر فراتر از کمکهای مقطعی است | معیار واقعی موفقیت در مبارزه با فقر چیست؟
اقتصادآنلاین: بنیانگذار ایفا با تأکید بر ضرورت عبور از کمکهای مقطعی به راهکارهای پایدار برای کاهش فقر، دسترسی به سرمایه، بازار و فرصتهای اقتصادی را از عوامل کلیدی استقلال مالی افراد دانست و بر همکاری نهادهای اجتماعی و سنجش اثر واقعی حمایتها بر کیفیت زندگی تأکید کرد.
به گزارش اقتصادآنلاین، بنیانگذار ایفا به مناسبت روز جهانی ریشهکنی فقر تأکید میکند که بسیاری از افراد با وجود داشتن مهارت و توانایی، به دلیل دسترسی محدود به سرمایه، بازار و فرصتهای اقتصادی در معرض فقر قرار میگیرند.
به باور او، حمایت متناسب با نیاز افراد و ایجاد امکان استقلال اقتصادی، در کنار خدمات ضروری و همکاری نهادهای تخصصی، میتواند به بهبود پایدار کیفیت زندگی کمک کند.
خانم شاهرخی؛ روز جهانی ریشهکنی فقر چه موضوعی را برای شما پررنگتر میکند؟
این روز فرصت خوبی است که علاوه بر ضرورت حمایت از خانوادههای درگیر فقر، درباره نتایج بلندمدت تلاشهای اجتماعی هم گفتوگو کنیم.
هر روز در کشور مؤسسات و گروههای بسیاری خدمات ارزشمندی در حوزه درمان، آموزش، معیشت و حمایت اجتماعی ارائه میکنند. در کنار حجم این خدمات، خوب است بیشتر درباره تغییراتی که در کیفیت زندگی افراد ایجاد میشود و میزان ماندگاری آنها صحبت کنیم.
آیا تجربه مشخصی باعث شده چنین نگاهی داشته باشید؟
بله. پیش از تأسیس ایفا، تجربه فعالیت داوطلبانه در کنار یک مؤسسه خیریه را داشتم. در آن سالها از نزدیک میدیدم که کمکهای معیشتی مردم چقدر میتواند برای خانوادهها ارزشمند باشد.
در عین حال، در برخی بازدیدهای مجدد با خانوادههایی مواجه میشدیم که با وجود دریافت این حمایتها، همچنان مشکلات اقتصادی و معیشتی جدی داشتند.
این تجربه باعث شد درباره راههایی فکر کنم که بتوانند در کنار کمکهای ضروری، به ایجاد درآمد و کاهش آسیبپذیری اقتصادی هم کمک کنند. بعدها این نگاه یکی از انگیزههای شکلگیری ایفا شد.
ممکن است این برداشت ایجاد شود که شما کمکهای معمول خیریه را ناکافی یا کماثر میدانید. آیا چنین نظری دارید؟
خیر. هر نوع حمایتی متناسب با شرایط و نیاز افراد میتواند ضروری و ارزشمند باشد.
برای بیماری که به درمان فوری نیاز دارد یا خانوادهای که در یک حادثه سرپناهش را از دست داده، کمک در همان لحظه میتواند حیاتی باشد. بسیاری از افراد نیز به دلایل مختلف به حمایتهای مستمر نیاز دارند و نمیتوان انتظار داشت که همه از طریق اشتغال به استقلال مالی برسند.
اما وقتی فردی توانایی و امکان کار کردن و کسب درآمد دارد، چرا باید حمایت از او را به تأمین نیازهای روزمره یا رساندن بستههای معیشتی محدود کنیم؟ آیا بهتر نیست شرایطی فراهم کنیم که بتواند از تواناییهای خودش استفاده کند، درآمد داشته باشد و روی پای خودش بایستد؟
از نگاه ایفا، موضوع جایگزین کردن یک شیوه کمک با روش دیگر نیست. مسئله این است که نوع حمایت را متناسب با نیاز و توانایی افراد انتخاب کنیم و برای کسانی که امکان فعالیت اقتصادی دارند، مسیر استقلال مالی را نیز هموار کنیم.
شما از خطر ورود خانوادهها به فقر صحبت میکنید. منظورتان چیست؟
گاهی تصور میکنیم فقر فقط مسئله خانوادههایی است که مدتها با مشکلات اقتصادی مواجه بودهاند. در حالی که یک بیماری مزمن، حادثه، ازکارافتادگی یا از دست دادن شغل میتواند زندگی خانوادهای را که پیشتر ثبات نسبی داشته، تغییر دهد.
از سوی دیگر، بسیاری از افراد به دلیل نداشتن توانایی یا مهارت در فقر قرار نگرفتهاند. آنها ممکن است تجربه، تخصص و انگیزه کافی برای فعالیت اقتصادی داشته باشند، اما به دلیل دور بودن از فرصتها، دسترسی محدودی به سرمایه، امکانات یا بازار داشته باشند؛ بنابراین برای کاهش فقر باید هم به عوامل ایجادکننده آسیبپذیری توجه کنیم و هم موانعی را بشناسیم که اجازه نمیدهند توانایی افراد به فرصت اقتصادی تبدیل شود.
وقتی درباره کیفیت زندگی صحبت میکنیم، چه کسی باید تعیین کند که زندگی یک خانواده بهتر شده است؟
این پرسش بسیار مهمی است. نمیتوانیم فقط از نگاه سازمان ارائهدهنده خدمت درباره موفقیت تصمیم بگیریم.
خود افراد و خانوادهها باید در تعریف نیازها، اولویتها و ارزیابی تغییرات زندگیشان نقش داشته باشند.
برای یک نفر بازگشت به کار مهم است، برای دیگری ادامه درمان یا دسترسی به خدمات مراقبتی. احترام به کرامت انسانی یعنی درباره زندگی افراد بدون مشارکت خودشان تصمیم نگیریم.
به نظر شما چگونه میتوان از ظرفیت مؤسسات مردمنهاد برای ایجاد اثر پایدارتر استفاده کرد؟
در ایران مجموعههای باتجربه بسیاری در حوزههای تخصصی مختلف فعالیت میکنند و همکاریهای ارزشمندی هم میان آنها شکل گرفته است.
به نظرم یکی از فرصتهای پیش روی ما، تقویت همین همکاریها با نگاهی بلندمدت و اثرمحور است.
هر سازمان بخشی از یک مسئله را متناسب با تخصص خود پاسخ میدهد. یک مجموعه در حوزه درمان فعالیت میکند، دیگری خدمات توانبخشی یا آموزش ارائه میدهد و نهادی دیگر میتواند به تأمین معیشت یا ایجاد فرصت اقتصادی کمک کند.
هر یک از این خدمات به تنهایی ارزشمند است، اما وقتی با برنامهریزی و شناخت نیاز واقعی افراد به یکدیگر متصل شوند، میتوانند نتایج ماندگارتری ایجاد کنند.
برای مثال، خانوادهای ممکن است پس از پایان دوره درمان، به توانبخشی، حمایت معیشتی یا احیای منبع درآمد نیاز داشته باشد. اگر میان سازمانهای تخصصی مسیر مشخصی برای ارجاع و پیگیری وجود داشته باشد، امکان ادامه حمایت متناسب با شرایط آن خانواده بیشتر میشود.
در این نگاه، قرار نیست هر مؤسسه مسئول تمام مسائل باشد. مهم این است که خدمات مستقل، در صورت نیاز و با رضایت افراد، بتوانند یکدیگر را تکمیل کنند.
به نظرم این همکاری زمانی ارزش بیشتری پیدا میکند که فقط به معرفی افراد محدود نماند و بتوانیم نتیجه آن را نیز ارزیابی کنیم. یعنی بدانیم مجموعه خدمات ارائهشده در نهایت چه تغییری در زندگی افراد ایجاد کرده است.
آیا چنین مدلی هزینه و پیچیدگی فعالیت سازمانهای اجتماعی را بیشتر نمیکند؟
ممکن است در ابتدا به هماهنگی و برنامهریزی بیشتری نیاز داشته باشد، اما اگر درست طراحی شود، میتواند از دوبارهکاری، ارجاعهای بینتیجه و استفاده نامتناسب از منابع جلوگیری کند.
البته قرار نیست ساختار بزرگ و پیچیدهای ایجاد کنیم. میتوان از همکاریهای موجود شروع کرد و میان چند سازمان داوطلب، در یک حوزه مشخص، مسیرهای مشترکی برای ارائه خدمات و ارزیابی نتایج تعریف کرد.
مهم این است که هر مجموعه استقلال و تخصص خود را حفظ کند و مسئولیتها متناسب با ظرفیت واقعی سازمانها تعیین شوند.
در ایفا از رقم ۹۳ درصد پایداری کسبوکارها صحبت میشود. آیا این به معنای موفقیت در کاهش فقر است؟
نه لزوما. این دو موضوع را باید از هم تفکیک کرد.
در پایش سال ۱۴۰۴، ۹۳ درصد کسبوکارهای بررسیشده پس از دو سال از آغاز فعالیت همچنان فعال بودهاند.
پس از تأمین مالی، وضعیت این طرحها در دورههای مشخص پیگیری میشود تا مشکلات احتمالی شناسایی شوند و بتوانیم برای حل آنها همراهی کنیم.
این نتیجه برای ما امیدوارکننده است، اما فعال ماندن یک کسبوکار به تنهایی نشان نمیدهد که همه ابعاد زندگی فرد بهبود پیدا کرده یا از فقر خارج شده است.
به همین دلیل در حال طراحی و توسعه سازوکارهایی هستیم که بتوانیم اثر فعالیتهایمان را به شکل مستمر و دقیقتری بر وضعیت معیشت و کیفیت زندگی افراد بسنجیم.
فکر میکنم سنجش اثر اجتماعی یک فرایند یادگیری مداوم است و ما نیز باید در این مسیر، روشهای خود را مرتب ارزیابی و اصلاح کنیم.
آیا تأمین مالی از طریق قرض برای خانوادههای آسیبپذیر، خود میتواند خطر تازهای ایجاد کند؟
بله، اگر بدون ارزیابی مناسب انجام شود، تعهد بازپرداخت میتواند فشار اقتصادی بیشتری ایجاد کند.
به همین دلیل تأمین مالی خرد برای همه افراد یا همه شرایط مناسب نیست. در ایفا تلاش میکنیم پیش از پرداخت، توانایی فرد، امکان اجرای طرح و شرایط کسبوکار بررسی شود.
البته هیچ ارزیابیای تمام خطرها را از بین نمیبرد. برای افرادی که امکان فعالیت اقتصادی ندارند یا نیازمند حمایتهای فوری و بلندمدت هستند، روشهای دیگر ممکن است مناسبتر باشند.
این موضوع هم اهمیت همکاری میان مؤسساتی با تخصصهای متفاوت را نشان میدهد.
فکر میکنید مهمترین مسئولیت نهادهای اجتماعی در مسیر ریشهکنی فقر چیست؟
ریشهکنی فقر مسئلهای نیست که یک سازمان یا حتی مجموعهای از مؤسسات مردمنهاد به تنهایی بتوانند آن را حل کنند.
این مسئله به سیاستهای اقتصادی و اجتماعی، عملکرد نهادهای عمومی، مسئولیتپذیری فعالان اقتصادی و مشارکت جامعه مدنی وابسته است.
در این میان، سازمانهای مردمنهاد میتوانند با شناخت نزدیکتر از مسائل اجتماعی، تجربه میدانی و تخصص خود، نقش مکمل ارزشمندی داشته باشند.
به نظرم هرچه این ظرفیتها بیشتر در کنار یکدیگر قرار بگیرند و به جای تمرکز صرف بر حجم فعالیتها، به نتایج بلندمدت توجه کنیم، امکان ایجاد تغییرات پایدارتر نیز افزایش پیدا میکند.
در روز جهانی ریشهکنی فقر چه پیامی برای سایر فعالان اجتماعی دارید؟
مایلم از همه سازمانهای مردمنهاد، گروههای داوطلب و فعالانی که در سراسر ایران و جهان برای کاهش فقر و نابرابری تلاش میکنند قدردانی کنم و این روز را به آنان تبریک بگویم.
تجربه و تخصص این مجموعهها سرمایه ارزشمندی برای جامعه است.
امیدوارم بتوانیم در کنار حفظ مأموریتهای متفاوت خود، فرصتهای بیشتری برای یادگیری از یکدیگر، همکاری و پیگیری نتایج بلندمدت خدمات فراهم کنیم.
همه ما در نهایت به دنبال یک هدف مشترک هستیم، اینکه انسانهای بیشتری بتوانند با امنیت، کرامت و حق انتخاب، زندگی بهتری داشته باشند.