مسئله آب ایران با انتقال آب و شیرینسازی حل نمیشود | مشک سوراخ را باید تعمیر کرد
اقتصادآنلاین: یک جامعه شناس و استاد دانشگاه با تشریح ابعاد اجتماعی و حکمرانی بحران آب شهری گفت: ادامه سیاست افزایش عرضه بدون اصلاح شبکه، مدیریت مصرف و اصلاح قواعد حکمرانی، نمیتواند مسئله آب ایران را حل کند.
به گزارش اقتصادآنلاین، بحران آب در شهرهای ایران فقط یک مسئله فنی و مرتبط با تامین منابع، شبکه انتقال یا میزان بارش نیست. کاهش منابع آب، رشد شهرنشینی و افزایش تقاضا، مسئله آب شهری را به موضوعی چندلایه تبدیل کرده که با اقتصاد، عدالت، محیط زیست، سیاستگذاری و نحوه توزیع منابع گره خورده است.
محمد فاضلی، جامعه شناس و استاد دانشگاه، در نشست چهارم از سلسله نشستهای تخصصی شهر و آب با موضوع «زیست پذیری شهر و بحران کم آبی؛ آب چگونه زیست پذیری شهرها را تغییر میدهد؟» با تشریح ابعاد اجتماعی و حکمرانی بحران آب، تاکید کرد که برای حل مسئله آب شهری نمیتوان تنها بر راهکارهای فنی تمرکز کرد و باید روابط میان ذینفعان، قواعد توزیع منابع، نحوه تصمیم گیری و عدالت در دسترسی به آب نیز مورد توجه قرار گیرد.
مسئله آب شهری را نمیتوان از مسائل اجتماعی و سیاسی جدا کرد
فاضلی درباره ضرورت نگاه چندبعدی به مسئله آب شهری گفت: در بررسی بحران آب شهرها نباید مسئله فنی آب را از ابعاد اجتماعی و سیاسی جدا کرد. بحث آب شهری فقط به تنظیم فشار شبکه، تامین منابع جدید، شکستگی لولهها، میزان هدررفت یا انتخاب روشهای فنی برای تامین آب محدود نمیشود.
وی با اشاره به ابعاد اجتماعی و سیاسی توزیع آب افزود: باید پرسید چه کسی، چه مقدار آب، با چه هزینه و قیمتی، با چه منفعتی و بر اساس چه قاعدهای آب دریافت میکند و معیارهای عدالت و قدرت در این توزیع چگونه عمل میکنند. این اهداف با یکدیگر رقابت دارند و هر راهکاری که برای حل مسئله آب انتخاب میشود، پیامدهای متفاوتی برای گروههای مختلف به همراه دارد.
این جامعه شناس با تاکید بر نقش ذینفعان در مدیریت منابع آب شهری خاطرنشان کرد: بدون تحلیل رقابت میان ذینفعان در مصرف و برداشت آب، نمیتوان مسئله آب شهری را به درستی فهم کرد، زیرا ذینفعان مختلف منطقهای متفاوتی دارند و منافع آنها همیشه همسو نیست.
خانوار، صنعت، خدمات و محیط زیست ذینفعان متفاوت آب هستند
فاضلی با اشاره به تنوع ذینفعان آب در داخل شهر گفت: درون شهر، خانوارها به دسترسی به آب سالم نیاز دارند و در کنار آنها صنعت و بخش خدمات نیز مصرف کننده آب هستند. شهرداری نیز از یک سو به عنوان یک نهاد شهری و از سوی دیگر به دلیل نقش خود در فضای سبز و برخی فعالیتهای خدماتی، یکی از بازیگران مهم این حوزه است.
وی با اشاره به ذینفعان خارج از محدوده شهری ادامه داد: مسئله آب شهر فقط به محدوده جغرافیایی شهر محدود نمیشود. کشاورزی اطراف شهرها، حوزههای مبدا تامین آب، منابع طبیعی و محیط زیست نیز بر وضعیت آب شهری اثر میگذارند. در مورد تهران نیز آب از حوزههای مختلف تامین میشود و بنابراین مسئله آب این شهر با مناطق خارج از محدوده شهری ارتباط دارد.
این استاد دانشگاه با تاکید بر نقش نسلهای آینده در مسئله آب اظهار کرد: محیط زیست و نسلهای آینده نیز باید در تعریف ذینفعان آب مورد توجه قرار گیرند. در نهایت، حل مسئله آب به این بستگی دارد که این ذینفعان چگونه با یکدیگر تعامل و همکاری کنند و این بخش از مسئله، در بسیاری موارد پیچیدهتر از بخش فنی انتقال و توزیع آب است.
چهار دام تصمیم گیری در مدیریت آب شهری
فاضلی با اشاره به چهار دام مهم در سیاستگذاری آب شهری گفت: نخستین دام، افزایش عرضه بدون مهار تقاضا و بدون توجه به رشد مصرف و اندازه شهر است. طی چند دهه گذشته، سیاستگذاری آب در بسیاری از موارد بر افزایش عرضه متمرکز بوده، در حالی که تجربه برخی شهرهای جهان نشان داده است میتوان همزمان با توسعه شهر، مصرف آب را کاهش داد.
وی با اشاره به تجربه شهرهایی در جهان ادامه داد: برای نمونه، در تجربه ساراگوسا در اسپانیا، بین اوایل دهه ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۱۰ مصرف آب حدود ۳۰ درصد کاهش پیدا کرد، در حالی که شهر توسعه پیدا کرد و اقتصاد آن نیز بزرگتر شد. بنابراین سیاستگذاری آب نباید تنها بر افزایش عرضه متمرکز باشد و باید اندازه شهر و میزان مصرف آن نیز در تصمیم گیریها لحاظ شود.
این جامعه شناس درباره دومین دام سیاستگذاری آب شهری بیان کرد: دومین دام، درخواست صرفه جویی از مصرف کننده بدون اصلاح سایر عناصر نظام آب است. نمیتوان بدون اصلاح شبکه، انجام اصلاحات قیمتی، اعتمادسازی و کنترل رشد تقاضا، تنها از مصرف کننده انتظار داشت که مصرف خود را کاهش دهد.
فاضلی درباره سومین دام مدیریت مصرف آب اظهار کرد: دام سوم، اتکا صرف به تعرفه و جریمه برای کنترل مصرف است. افزایش قیمت یا اعمال جریمه زمانی میتواند بخشی از راه حل باشد که حداقل مصرف ضروری نیز مورد توجه قرار گیرد و برای مصرف پایه آب، معیارهای مشخصی در نظر گرفته شود.
وی با اشاره به مفهوم حق شهروندی در دسترسی به آب افزود: میزان مصرف ضروری میتواند بر اساس استانداردهای مختلف حقوق شهروندی و شرایط اقلیمی تعریف شود. در اسناد مربوط به سالهای ابتدایی لوله کشی آب در تهران نیز تفاوت میزان مصرف متناسب با اقلیم شهرهای مختلف مورد توجه قرار گرفته بود و برای شهرهای مختلف، متوسط مصرف متفاوتی در نظر گرفته شده بود.
فاضلی درباره چهارمین دام مدیریت منابع آب شهری گفت: چهارمین دام، حفظ آب شهر با برداشت بیش از حد از آبخوانها یا منابع مبدا است. اگر تنها هدف این باشد که آب درون لولههای شهر وجود داشته باشد، اما در بلندمدت آبخوان یا منبع تامین آب تخریب شود، نمیتوان چنین سیاستی را پایدار دانست.
این استاد دانشگاه با جمع بندی چهار دام سیاستگذاری آب شهری خاطرنشان کرد: نظام تامین آب شهرهای ایران با هر چهار دام مواجه است و یکی از مشکلات اساسی مدیریت آب، حل تناقضهای میان این چهار حوزه است. بخشی از بدخیمی مسئله آب نیز به همین پیچیدگی و تعارض میان اهداف مختلف بازمیگردد.
موفقیت در مدیریت آب فقط به تامین آب محدود نمیشود
فاضلی با اشاره به ضرورت بازتعریف مفهوم موفقیت در مدیریت آب شهری گفت: اگر موفقیت را به صورت چندبعدی تعریف کنیم، شاخصهای مدیریت و سیاستگذاری نیز تغییر میکنند. موفقیت در مدیریت آب شهری را میتوان بر اساس چند معیار اساسی سنجید.
وی درباره معیار نخست موفقیت در مدیریت آب شهری اظهار کرد: نخستین معیار، دسترسی همه محلات و مناطق شهری به آب سالم و خدمات قابل اتکا است. اگر کیفیت آب در یک منطقه کاهش پیدا کند یا آب در دسترس نباشد، حتی در صورت وجود آب در بخشهای دیگر شهر، نمیتوان عملکرد نظام آب شهری را موفق ارزیابی کرد.
فاضلی با اشاره به معیار دوم موفقیت در مدیریت منابع آب افزود: معیار دوم، کارآمدی مصرف و پایین بودن اتلاف در شبکه است. درصد مشخصی از اتلاف شبکه ممکن است در بسیاری از شبکههای آب قابل قبول باشد، اما وجود شبکههایی با هدررفت حدود ۳۵ درصد نشان دهنده یک مسئله جدی است. درباره تهران نیز میزان هدررفت شبکه در برخی برآوردها حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد اعلام شده و این میزان در بعضی مناطق میتواند به حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد برسد.
این جامعه شناس درباره معیار سوم موفقیت در مدیریت آب بیان کرد: سومین معیار، تنوع منابع تامین آب است. وابستگی به یک منبع مانند سد، آب زیرزمینی، رودخانه یا شیرین سازی آب دریا میتواند ریسک بزرگی ایجاد کند. تنوع منابع باید همزمان با حفاظت از همان منابع دنبال شود؛ یعنی اگر آبخوان مورد استفاده قرار میگیرد، حفاظت کمی و کیفی از آبخوان نیز باید بخشی از سیاست تامین آب باشد و همین منطق درباره رودخانه و سایر منابع نیز صدق میکند.
فاضلی درباره معیار چهارم موفقیت در سیاستگذاری آب شهری اظهار کرد: معیار چهارم، حفظ همزمان سلامت، اشتغال، محیط زیست و فضای عمومی است. سیاست آب شهری نباید فقط تامین آب را هدف قرار دهد، بلکه باید تاثیر آن بر سلامت شهروندان، اشتغال، محیط زیست و کیفیت فضای عمومی نیز مورد توجه باشد.
وی با اشاره به معیار پنجم موفقیت در مدیریت بحران آب افزود: معیار پنجم، تقسیم منصفانه هزینهها میان همه ذینفعان است. اگر برای عبور از بحران آب قرار است هزینهای پرداخت شود، باید مشخص باشد چه کسی و بر اساس چه معیاری این هزینه را پرداخت میکند.
کاهش مصرف آب بدون عدالت میتواند هزینه بحران را نابرابر کند
فاضلی با اشاره به تجربه مدیریت بحران آب در شهر کیپ تاون آفریقای جنوبی گفت: در جریان حرکت این شهر به سمت روز صفر، فشار اجتماعی شدیدی برای کاهش مصرف ایجاد شد و اقدامات گستردهای برای کاهش مصرف آب انجام گرفت؛ اما پژوهشهای بعدی نشان دادند که محلههای فقیرنشین هزینه بیشتری برای عبور از بحران پرداخت کردند و دسترسی آنها به آب به شکل بیشتری کاهش یافت.
وی با اشاره به پیامدهای اجتماعی سیاستهای کاهش مصرف افزود: تجربه کیپ تاون نشان میدهد که حتی اگر یک شهر بتواند از یک بحران آب عبور کند، باز هم باید بررسی کرد هزینه عبور از بحران چگونه میان گروههای اجتماعی توزیع شده است. عدالت در پرداخت هزینه بحران بخشی از مفهوم موفقیت در مدیریت آب است.
این استاد دانشگاه با اشاره به اصلاحات قیمتی در بخش آب خاطرنشان کرد: در برخی موارد، اصلاحات قیمتی میتواند ظرفیت اعتراض اجتماعی ایجاد کند یا حتی در صورت نبود سازوکارهای مناسب، زمینه سرکوب اعتراض را فراهم کند. بنابراین مسئله عدالت و انصاف باید از ابتدا در طراحی سیاستهای آب مورد توجه قرار گیرد.
مدیریت آب به یک سبد سیاستی نیاز دارد
فاضلی با تاکید بر اینکه مدیریت منابع آب شهری به یک سیاست منفرد محدود نمیشود، گفت: مدیران آب با یک سیاست واحد مواجه نیستند، بلکه باید یک سبد سیاستی داشته باشند. این سبد میتواند مجموعهای از سیاستهای کاهش تقاضا، کاهش اتلاف، اصلاح شبکه، مدیریت فشار، مدیریت نشت، اصلاح تجهیزات و استانداردهای مصرف را دربرگیرد.
وی با اشاره به نقش تجهیزات کم مصرف در کاهش مصرف آب توضیح داد: تجهیزات مصرف کننده آب میتوانند تفاوت قابل توجهی در میزان مصرف ایجاد کنند. برای نمونه، دوش حمام میتواند حدود هفت لیتر یا حدود ۱۳ لیتر در دقیقه مصرف داشته باشد و تجهیزات فلاش تانک نیز میتوانند تفاوت قابل توجهی در میزان مصرف ایجاد کنند.
فاضلی با اشاره به برآورد خود درباره تجهیزات کم مصرف ساخت داخل اظهار کرد: محاسباتی درباره برخی فلاش تانکهای ساخت داخل انجام شده که نشان میدهد میزان صرفه جویی ناشی از جایگزینی این تجهیزات میتواند در سالهای پربارش، معادل آورد یک سال رودخانه زاینده رود باشد. بنابراین اصلاح تجهیزات مصرف آب میتواند بخشی از یک سیاست گستردهتر کاهش تقاضا باشد.
وی درباره سایر اجزای سبد سیاستی مدیریت آب گفت: تعرفه مصرف مازاد، تعیین کف مصرف بر اساس حقوق شهروندی، جریمه تخلف و ایجاد حق اعتراض نیز میتوانند در این سبد قرار گیرند، اما سیاستگذاری آب فقط به این ابزارها محدود نمیشود.
فاضلی با اشاره به سیاستهای تغییر شیوه تامین و مصرف آب افزود: بخش دیگری از سیاستگذاری باید به تغییر شیوه تامین و مصرف اختصاص پیدا کند؛ از جمله بازطراحی آبیاری و فضای سبز، حفاظت از آبخوانها و ایجاد تنوع در منابع تامین آب.
سیاست آب باید متناسب با مسئله هر شهر طراحی شود
فاضلی با اشاره به ضرورت محلی بودن سیاستگذاری آب اظهار کرد: ساختارهای مدیریتی شهری در بسیاری از موارد قادر نیستند سبد سیاستی را بر اساس اولویتهای واقعی هر محل تنظیم کنند. مسئله آب یک شهر با شهر دیگر یکسان نیست و سیاستگذاری باید متناسب با ویژگیهای همان شهر و شبکه آب آن انجام شود.
وی با اشاره به مسئله هدررفت شبکه افزود: اگر در شهری ۴۰ درصد آب در شبکه هدر میرود، اولویت اصلی باید اصلاح شبکه و کاهش نشت باشد. در چنین شرایطی، افزایش عرضه آب بدون اصلاح شبکه نمیتواند مسئله اصلی را حل کند.
این جامعه شناس با اشاره به تعبیر مطرح شده از سوی وزیر نیرو درباره نظام آب کشور گفت: وزیر نیرو از نظام آبی ایران به عنوان یک «مشک سوراخ» یاد کرده است؛ یعنی مشکلی که در بخش کشاورزی، شهری و صنعتی سوراخ دارد، اما به جای گرفتن سوراخها، تلاش میشود آب بیشتری وارد آن شود.
فاضلی با تاکید بر ارتباط میان بودجه و اولویتهای سیاستی خاطرنشان کرد: یکی از مسائل مهم حکمرانی این است که بودجه باید با سبد سیاستی متناسب باشد. اگر مسئله یک منطقه فناوری است اما منابع صرف مسئله دیگری میشود یا اگر مسئله اصلی تقسیم منافع میان ذینفعان است اما بودجه به سمت فناوری میرود، هماهنگی میان مسئله، سیاست و منابع وجود ندارد.
عدالت در آب هم توزیعی است و هم رویهای
فاضلی با اشاره به سابقه مطالعات خود درباره عدالت و آب تاکید کرد: مسئله آب شهری از منظر عدالت توزیعی اهمیت زیادی دارد. عدالت توزیعی یعنی اینکه آب چگونه، به چه کسی و به چه میزان میرسد.
وی درباره مفهوم عدالت رویهای در مدیریت آب بیان کرد: بخش دیگری از عدالت، عدالت رویهای است؛ یعنی باید مشخص باشد این مقدار آب بر اساس چه رویهای، با استفاده از چه دادههایی، بر اساس کدام قاعده و با چه سازوکاری توزیع میشود. شفافیت، امکان اعتراض، امکان رسیدگی و ارتباط میان نیاز، استحقاق و مصرف، اجزای مهم این عدالت هستند.
این استاد دانشگاه با اشاره به ساختار نظامهای مدیریتی اظهار کرد: هر سازمان مجموعهای از انسانهاست که بر اساس روابط مشخص، با استفاده از قواعد و ابزارهای مشخص، برای رسیدن به اهداف مشخص فعالیت میکند. نظام آب شهری نیز از همین منطق پیروی میکند.
فاضلی با تشریح عناصر نظام مدیریت آب شهری گفت: در این نظام، دانش فنی، توان گفت و گو، اعتمادسازی و مهارت ارائه خدمات اهمیت دارد. روابط نظام آب شهری با ساختار مدیریت شهری، گروههای قدرت، صنعت، نظام حمل و نقل و حتی شرایط اقلیمی نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
وی درباره نقش قواعد در نظام آب شهری افزود: قواعد مشخص میکنند چه کسی حق تقدم دارد، حداقل خدمت قابل ارائه چیست، تعرفه و قیمت چگونه تعیین میشود، سازوکار پاسخگویی چگونه است و اختلافات از چه مسیری حل میشوند.
بدون اعتماد و پاسخگویی، قواعد مدیریت آب اجرا نمیشوند
فاضلی با اشاره به تجربه دشت مشهد درباره رابطه میان اعتماد و اجرای قواعد گفت: در تجربه دشت مشهد، کشاورزان درباره کاهش مصرف آب توافق کرده بودند و بخشی از آب را در آبخوان نگه میداشتند، اما مسئله این بود که در زمان بروز بحران، دولت میتوانست از آبی که آنها ذخیره کرده بودند استفاده کند، بدون اینکه سازوکار مشخصی برای خرید این آب از کشاورزان وجود داشته باشد.
وی با اشاره به رابطه قدرت میان دولت و مصرف کنندگان آب افزود: وقتی رابطه قدرت متوازن نباشد و دولت خود را در برابر طرف مقابل پاسخگو نداند، اعتماد شکل نمیگیرد. در نتیجه، حتی اگر یک قاعده روی کاغذ وجود داشته باشد، اجرای آن با مشکل مواجه میشود.
این جامعه شناس با اشاره به نقش اعتماد در مدیریت بحران آب خاطرنشان کرد: بحرانهای موجود در نظام آب شهری میتوانند این شکستهای نهادی را تشدید کنند و نبود اعتماد میان ذینفعان، اجرای سیاستهای مدیریت مصرف و حفاظت از منابع را دشوارتر کند.
ابزار نمیتواند جایگزین قاعده و رابطه شود
فاضلی با اشاره به یکی از مشکلات اساسی نظام مدیریت منابع آب گفت: یکی از درسهای مهم در مدیریت نظامهای اجتماعی این است که ابزار نمیتواند جای رابطه و قاعده را بگیرد. اگر روابط میان بازیگران یک نظام دچار مشکل باشد، استفاده بیشتر از ابزارهای فنی لزوما مسئله را حل نمیکند.
وی با اشاره به نقش قیمت در نظام اقتصادی آب افزود: قیمت خود یک قاعده است، زیرا نسبت میان عناصر مختلف یک نظام را مشخص میکند. اگر قاعده قیمت گذاری درست طراحی نشده باشد، نمیتوان انتظار داشت که صرفا با استفاده از ابزارهای سختگیرانهتر، مشکل حل شود.
فاضلی درباره دومین مشکل حکمرانی آب اظهار کرد: دومین مشکل، تعریف هدف بدون اصلاح روابط است. نمیتوان یک هدف مشخص تعیین کرد، بدون اینکه توضیح داد این هدف در چه ساختار روابطی و با چه سازوکاری قرار است محقق شود. اصلاح روابط میتواند امکان دستیابی به اهداف را تغییر دهد.
وی با اشاره به سومین مشکل حکمرانی آب خاطرنشان کرد: مشکل سوم، وضع قاعده بدون توجه به انسانهایی است که باید آن قاعده را اجرا کنند. اگر گروهی از ذینفعان یک قاعده را نپذیرند یا در اجرای آن مشارکت نکنند، صرف تدوین دستورالعمل نمیتواند به تحقق هدف منجر شود.
این استاد دانشگاه با جمع بندی این سه مسئله گفت: در مدیریت منابع آب، سه ضلع مهم باید همزمان مورد توجه قرار گیرد؛ ابزار نباید جای قاعده را بگیرد، هدف نباید بدون اصلاح روابط تعیین شود و قاعده نیز نباید بدون توجه به انسانهایی طراحی شود که قرار است آن را اجرا کنند.
مسئله آب در ایران یک مسئله واحد نیست
فاضلی با تاکید بر محلی بودن بحران آب گفت: نمیتوان از «مسئله آب در ایران» به عنوان یک مسئله واحد صحبت کرد، زیرا مسئله آب به شدت به زمینه جغرافیایی و محلی وابسته است.
وی با اشاره به تفاوتهای اقلیمی ایران افزود: شرایط آبی یزد با منطقهای در شمال ایران یکسان نیست. میزان بارش، نوع کشت، الگوی زندگی، منابع آب و ساختار اقتصادی در مناطق مختلف تفاوت دارد و بنابراین مسئله آب نیز در هر منطقه شکل متفاوتی پیدا میکند.
این جامعه شناس با اشاره به مقیاس مناسب برای سیاستگذاری آب تاکید کرد: مسئله آب باید در سطح حوزه آبریز، محدوده مطالعاتی یا دشت مورد بررسی قرار گیرد. هرچه مسئله را بیش از حد بزرگ و در مقیاس کل کشور تعریف کنیم، شناخت تفاوتهای محلی و طراحی راهکار متناسب با هر منطقه دشوارتر میشود.
تجربه شهرهای جهان بر ترکیب سیاستها تاکید دارد
فاضلی با اشاره به تجربه شهر ساراگوسا در اسپانیا گفت: یکی از درسهای مهم این تجربه آن است که رفتار مصرف کننده و زیرساخت باید همزمان تغییر کند. تغییر رفتار بدون اصلاح زیرساخت و اصلاح زیرساخت بدون تغییر رفتار، نمیتواند به تنهایی مسئله مصرف آب را حل کند و چنین تحولاتی نیازمند یک بازه زمانی بلندمدت و ثبات مدیریتی است.
وی درباره تجربه شهر توسان در آمریکا افزود: در توسان، صرفه جویی آب با برداشت و استفاده از آب باران و حفاظت از محیط زیست پیوند خورد و این سه سیاست به صورت همزمان دنبال شدند.
فاضلی با اشاره به تجربه لاس وگاس اظهار کرد: در لاس وگاس، تغییر قواعد آبیاری و جایگزینی چمنهایی که مصرف آب بالایی داشتند، از جمله سیاستهایی بود که برای کاهش مصرف غیرضروری آب مورد توجه قرار گرفت.
وی درباره تجربه پرت در استرالیا خاطرنشان کرد: تنوع منابع تامین آب و توجه همزمان به مصرف انرژی از درسهای مهم این تجربه است. ترکیبی از شیرین سازی آب، استفاده از منابع زیرزمینی و تغذیه منابع آب میتواند بخشی از یک راهبرد متنوع برای تامین آب باشد.
این جامعهشناس با اشاره به تجربه سنگاپور گفت: در سنگاپور، سازماندهی یکپارچه نظام آب و توجه به کیفیت آب اهمیت زیادی پیدا کرده است. در مقابل، تجربه کیپ تاون نشان میدهد که کاهش مصرف آب اگر با عدالت اجتماعی همراه نباشد، میتواند هزینه بحران را به شکل نابرابر میان گروههای اجتماعی توزیع کند.
ثبات مدیریتی و سیاستگذاری یکپارچه شرط مدیریت بحران آب است
فاضلی با جمع بندی تجربههای مختلف مدیریت آب گفت: اگر قرار باشد برای آب شهری در ایران سیاستگذاری شود، نخستین نیاز، ثبات مدیریتی است. سیاست آب نمیتواند هر سال با یک جهت گیری جدید تغییر کند و انتظار داشت که نتایج پایدار ایجاد شود.
وی با اشاره به پیچیدگی مسئله آب افزود: دومین نیاز، پذیرفتن این واقعیت است که آب یک مسئله بدخیم است و مسائل بدخیم به شدت به زمینه محلی وابسته هستند. بنابراین نسخه واحدی برای همه شهرها و مناطق کشور نمیتوان ارائه کرد.
فاضلی با تاکید بر ضرورت سبد سیاستی اظهار کرد: سومین نیاز، طراحی یک سبد سیاستی است که کاهش تقاضا، اصلاح شبکه، تنوع منابع، حفاظت از منابع، اصلاح قیمت، عدالت و مشارکت ذینفعان را در کنار یکدیگر ببیند.
وی با اشاره به سه چالش نهادی مدیریت آب خاطرنشان کرد: چهارمین نیاز، توجه همزمان به سه مسئله ابزار بدون قاعده، هدف بدون اصلاح روابط و قاعده بدون انسان است. اگر این سه مسئله حل نشود، حتی ابزارهای فنی و سرمایه گذاریهای بزرگ نیز نمیتوانند به تنهایی مسئله آب را حل کنند.
شیرین سازی آب دریا نمیتواند تنها راه حل بحران آب ایران باشد
فاضلی با اشاره به ایده انتقال آب شیرین شده از خلیج فارس به شهرهای بزرگ گفت: اگر کسی راه حل بحران آب ایران را تنها در شیرین سازی آب خلیج فارس و انتقال آن به کلان شهرها ببیند، مسئله را بیش از حد ساده کرده است.
وی درباره محدودیت راهکارهای تک بعدی افزود: حتی اگر تامین آب یک شهر از چنین مسیری از نظر مالی امکان پذیر باشد، نمیتوان نتیجه گرفت که یک راهکار واحد میتواند برای کل ایران پاسخگو باشد. مسئله آب در ایران به دلیل تفاوتهای اقلیمی، جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و نهادی، نیازمند راهکارهای متناسب با هر منطقه است.
فاضلی با تاکید بر ضرورت نگاه یکپارچه به بحران آب شهری توضیح داد: مدیریت آب شهری زمانی میتواند به زیست پذیری شهرها کمک کند که تامین آب، کاهش مصرف، حفاظت از منابع، عدالت، محیط زیست، روابط میان ذینفعان و قواعد حکمرانی را همزمان در نظر بگیرد.
وی تاکید کرد: مسئله آب فقط این نیست که آب به لولههای شهر برسد، بلکه باید مشخص باشد این آب از کجا تامین میشود، چگونه توزیع میشود، چه کسی هزینه آن را میپردازد و این نظام در بلندمدت چگونه میتواند پایدار بماند.