تحریمهای آمریکا علیه ایران در ۶ ماه نخست امسال | بررسی ۷ جبهه فشار علیه ایران
اقتصادآنلاین: دامنه تحریمهای آمریکا علیه ایران در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ از نفت و شبکههای مالی فراتر رفته و کشتیرانی، هوانوردی، فناوری، برنامههای موشکی و پهپادی و داراییهای دیجیتال را نیز دربر گرفته است؛ اما این فشارها در عمل چگونه گسترش یافته و کدام مسیرهای درآمدی و تجاری ایران را هدف گرفتهاند؟
از فروردین تا پایان شهریور ۱۴۰۵، اقدامات آمریکا علیه ایران از نفت و شبکه بانکی عبور کرد و به کشتیرانی، هوانوردی، فناوری، زنجیره تأمین موشکی و پهپادی و حتی بازار رمزارز رسید. در این دوره، وزارت خزانهداری آمریکا علاوه بر هدف قرار دادن نهادهای ایرانی، شرکتها و واسطههایی در چین، هنگکنگ، امارات، هند، روسیه و دیگر کشورها را نیز در فهرست اقدامات خود قرار داد.
نفت و درآمدهای ارزی؛ هدفگیری منبع اصلی درآمد
یکی از اصلیترین محورهای اقدامات آمریکا در این دوره، همچنان صادرات نفت ایران و مسیر بازگشت درآمدهای نفتی بود.
در ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، دفتر کنترل داراییهای خارجی وزارت خزانهداری آمریکا (OFAC) شرکت پالایشگاهی چینی Hengli Petrochemical (Dalian) Refinery را هدف قرار داد؛ پالایشگاهی که به گفته خزانهداری آمریکا یکی از مشتریان بزرگ نفت ایران بوده و میلیاردها دلار نفت و فرآوردههای نفتی ایران را خریداری کرده است.
همزمان، آمریکا حدود ۴۰ شرکت کشتیرانی و کشتی مرتبط با ناوگان موسوم به «ناوگان سایه» ایران را هدف قرار داد. واشنگتن این شبکه را یکی از مسیرهای انتقال نفت ایران و ایجاد درآمد برای تهران میداند.
اما فشار تنها متوجه خریداران نفت نبود. در ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، خزانهداری آمریکا سراغ شبکههای تبدیل و انتقال درآمدهای نفتی رفت. طبق اعلام واشنگتن، صرافیهای ایرانی سالانه میلیاردها دلار تراکنش ارزی انجام میدهند و از آنجا که بخش قابلتوجهی از فروش نفت ایران با یوان چین تسویه میشود، این صرافیها نقش مهمی در تبدیل درآمدهای نفتی به ارزهای قابلاستفادهتر دارند.
در ۲۹ اردیبهشت نیز بیش از ۵۰ شرکت، فرد و کشتی هدف قرار گرفتند که بخشی از آنها در انتقال نفت و محصولات پتروشیمی ایران نقش داشتند.
بانک و شبکه مالی؛ جنگ با مسیر انتقال پول
دومین جبهه مهم، شبکه مالی غیررسمی و بانکداری سایه ایران بود؛ شبکهای که آمریکا آن را واسطه انتقال درآمدهای نفتی و تجاری به داخل ایران میداند.
در ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، OFAC حدود ۳۵ فرد و شرکت را که به گفته خزانهداری آمریکا در ساختار بانکداری سایه ایران نقش داشتند، تحریم کرد. واشنگتن مدعی بود این شبکهها امکان جابهجایی دهها میلیارد دلار را فراهم کردهاند.
تنها سه روز بعد در ۱۱ اردیبهشت، آمریکا ۳ صرافی ایرانی و شرکتهای پوششی مرتبط با آنها را شامل (صرافی ارز ایران، صرافی رادین و اوپال اکسچنج) هدف قرار داد. خزانهداری آمریکا اعلام کرد شبکههای صرافی ایران سالانه دهها میلیارد دلار تجارت را مدیریت میکنند و بخشی از این جریان به درآمدهای نفتی و پتروشیمی مربوط است.
در ۱۹ تیر ۱۴۰۵ نیز علی انصاری و شبکهای از صرافیهای مرتبط با او هدف قرار گرفتند. خزانهداری آمریکا اعلام کرد این صرافیها در جابهجایی میلیاردها دلار به نمایندگی از بانکهای تحریمشده ایران نقش داشتهاند.
در ۱۶ مرداد، آمریکا بار دیگر شبکههای ارزی مخفی ایران را هدف گرفت و اعلام کرد این شبکهها امکان انتقال صدها میلیون دلار را فراهم کردهاند.
در ۶ شهریور، اقدام مهم دیگری علیه دسترسی ایران به شبکه بانکی امارات انجام شد. خزانهداری آمریکا اعلام کرد پیشنهاد محدود کردن دسترسی Banque Misr UAE به بانکهای آمریکایی را مطرح کرده است و مدعی شد این بانک بین ژانویه ۲۰۲۴ تا ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۱.۸ میلیارد دلار برای ۱۰۳ شرکت که احتمال ارتباط آنها با شبکه بانکداری سایه ایران وجود داشت، پردازش کرده است.
موشکی و پهپادی؛ هدفگیری زنجیره تأمین
جبهه سوم به تأمین قطعات، مواد اولیه و فناوری مورد استفاده در برنامه موشکی و پهپادی ایران مربوط میشود.
در ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، آمریکا ۱۰ فرد و شرکت در خاورمیانه، آسیا و اروپای شرقی را هدف قرار داد و اعلام کرد این شبکه در تهیه تسلیحات و مواد اولیه مورد استفاده در برنامه موشکهای بالستیک و پهپادهای ایران، از جمله پهپادهای سری شاهد (Shahed) نقش داشته است.
در ۲۰ خرداد نیز ۹ فرد و شرکت در شبکههای بینالمللی تأمین تجهیزات نظامی ایران هدف قرار گرفتند. بخشی از این شبکه در چین و هنگکنگ فعال بود و خزانهداری آمریکا آنها را به تأمین تجهیزات برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران (MODAFL) مرتبط دانست.
در ۲۴ تیر نیز آمریکا ۷ فرد و شرکت را در شبکهای بینالمللی که به گفته خزانهداری برای تأمین تجهیزات مورد استفاده در برنامههای تسلیحاتی ایران فعالیت میکرد، تحریم کرد؛ از بین این موارد میتوان به بهروز نمازی مدیرعامل شرکت Nika jet در تهران اشاره کرد.
این بخش نشان میدهد دامنه اقدامات آمریکا تنها به خود نهادهای نظامی محدود نشده و شرکتهای تأمینکننده، واسطههای تجاری، شرکتهای حملونقل و کانالهای مالی خارج از ایران را نیز دربر گرفته است.
کشتیرانی و ناوگان سایه؛ نفتکشها زیر ذرهبین
کشتیرانی عملاً به حلقه اتصال چند جبهه دیگر تبدیل شده است؛ چراکه انتقال نفت، فرآوردههای نفتی و حتی برخی تجهیزات مورد نیاز ایران از مسیر شبکههای حملونقل دریایی انجام میشود.
در ۲۹ تیر، آمریکا شبکهای مرتبط با انتقال نفت ایران و فعالیتهای دریایی در تنگه هرمز را هدف قرار داد. در این اقدام، کشتیهایی مانند WELL SAIL، LILY و AL SALMI در میان اهداف قرار داشتند.
اما نقطه مهمتر در ۲ شهریور ۱۴۰۵ رقم خورد؛ زمانی که دولت آمریکا عملیات موسوم به Operation Economic Outcast را آغاز کرد و برای نخستین بار پنج بخش اقتصادی از جمله کشتیرانی را بهعنوان حوزههایی معرفی کرد که میتوانند مشمول اقدامات گستردهتر قرار گیرند.
خزانهداری آمریکا در همان روز نمونههایی از کشتیهای مرتبط با انتقال نفت ایران را نیز معرفی کرد؛ از جمله G SILVER، QUANTUM HOPE، VOYAGE ELITE و TELA که طبق ادعای این نهاد در سال ۲۰۲۶ محمولههای نفتی ایران را جابهجا کرده بودند.
هوانوردی؛ از شرکتهای واسطه تا ۲۷ ایرلاین ایرانی
هوانوردی یکی از حوزههایی بود که در نیمه دوم این بازه زمانی بهطور جدی وارد مرحله جدیدی شد.
در ۸ شهریور ۱۴۰۵، آمریکا ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی را هدف قرار داد؛ اقدامی که به گفته وزارت خزانهداری آمریکا نخستین موج اجرای تصمیم جدید مربوط به بخش هوانوردی ایران بود.
در فهرست اعلامشده نام شرکتهایی مانند: ایران ایرتور، ایرانایر، ایران آسمان، کیشایر، قشمایر، کاسپین، ماهانایر، کارونایر، زاگرسایر، وارشایر، سپهرانایر، تابانایر و توشایر دیده میشود.
پیش از این نیز در ۸ مرداد، آمریکا چند شرکت و فرد در چین، هند، روسیه و ایران را به دلیل ارتباط با فعالیتهای ماهانایر و سپاه پاسداران هدف قرار داده بود.
فناوری و سایبری؛ از تجهیزات پیشرفته تا عملیات سایبری
فناوری نیز در این دوره به یکی از محورهای مستقل اقدامات آمریکا تبدیل شد.
در ۲ شهریور ۱۴۰۵، همزمان با آغاز Operation Economic Outcast، آمریکا بخش فناوری را نیز در کنار داراییهای دیجیتال، طلا، هوانوردی و کشتیرانی در فهرست پنج حوزهای قرار داد که میتوانند مشمول تحریمهای گستردهتر شوند.
خزانهداری آمریکا اعلام کرد این تصمیم با هدف مقابله با تلاش ایران برای دسترسی به فناوریهای پیشرفته و استفاده از آنها در برنامههای تسلیحاتی اتخاذ شده است.
همان روز، آمریکا یک شبکه سایبری مرتبط با وزارت اطلاعات ایران (MOIS) را نیز هدف قرار داد و آن را به حملات سایبری علیه زیرساختهای حیاتی آمریکا و سرقتهای مالی منتسب کرد.
در همین چارچوب، واشنگتن از ارتباط میان زنجیره تأمین فناوری، برنامه موشکی و پهپادی و عملیات سایبری سخن گفته است؛ یعنی شرکتهای فناوری و واسطههایی که خارج از ایران فعالیت میکنند نیز میتوانند در معرض اقدامات ثانویه آمریکا قرار بگیرند.
رمزارز و بابک زنجانی؛ ورود بیتکوین به پرونده
یکی از متفاوتترین بخشهای این دوره، ورود جدی داراییهای دیجیتال و رمزارز به اقدامات آمریکا علیه ایران بود.
در ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، آمریکا نوبیتکس (Nobitex)، بزرگترین صرافی رمزارزی ایران، و ۳ صرافی رمزارزی دیگر را شامل (والکس،بیتپین و رمزینکس) هدف قرار داد.
طبق اعلام خزانهداری آمریکا، نوبیتکس در سال ۲۰۲۵ بیش از ۵۰ درصد ورودیهای دارایی دیجیتال ایران را پردازش کرده بود و واشنگتن مدعی شد این پلتفرم در برخی تراکنشهای مرتبط با سپاه و دور زدن تحریمها مورد استفاده قرار گرفته است.
در ۲ شهریور، داراییهای دیجیتال به یکی از پنج حوزهای تبدیل شد که آمریکا رسماً دامنه اقدامات ثانویه خود علیه آن را گسترش داد.
اما مهمترین تحول در ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ اتفاق افتاد؛ زمانی که آمریکا BitBank صرافی رمزارزی مرتبط با بابک زنجانی را هدف قرار داد.
همراه با BitBank، شرکت توسعهدهنده آن یعنی Pishtaz Simorgh Electronic Trade Company و سه فرد به نامهای حسینعلی ذاکرحسین، محمدمهدی ذاکرحسین و سیدعادل حیدری نیز در فهرست قرار گرفتند.
خزانهداری آمریکا مدعی شده است که در فاصله خرداد تا تیر ۱۴۰۵، شبکه زنجانی از BitBank برای انتقال صدها میلیون دلار بیتکوین به سپاه استفاده کرده است. این ادعا، موضع رسمی خزانهداری آمریکاست.
اقدام علیه زنجانی در واقع ادامه مجموعه اقداماتی بود که آمریکا پیشتر علیه شبکه اقتصادی مرتبط با او انجام داده بود؛ شبکهای که طبق ادعای خزانهداری حوزههایی مانند خدمات مالی، طلا و سنگهای قیمتی، رمزارز، حملونقل و زیرساخت را دربر میگیرد.