از پای برهنه رجایی و هاله نور احمدینژاد تا تماس اوباما با روحانی | چهار دهه سفر رؤسای جمهور ایران به نیویورک
اقتصادآنلاین: چهار دهه حضور روسای دولتهای ایران در مجمع عمومی سازمان ملل با تصاویر، سخنان و حاشیههای بسیاری همراه بوده است؛ از پای برهنه محمدعلی رجایی گرفته تا هاله نور محمود احمدینژاد.
گروه سیاسی، امیرمحمد حسینی: هر سال پاییز، چند خیابان از منهتن نیویورک به یکی از شلوغترین صحنههای دیپلماسی جهان تبدیل میشود. جایی که کاروان رؤسای جمهور، نخستوزیران و وزیران خارجه مقابل ساختمان شیشهای سازمان ملل صف میکشند و چند دقیقه سخنرانی میتواند ماهها در رسانههای جهان بازتاب داشته باشد.
برای رؤسای جمهور ایران اما نیویورک شبیه یک سفر عادی دیپلماتیک نبوده است. در چهار دهه گذشته، سفر روسای جمهور به آمریکا حاشیههای بسیاری داشته و در کانون توجه بوده است.
داستان از سالهای نخست انقلاب ۵۷ آغاز میشود. زمانی که نخستین مقام بلندپایه جمهوری اسلامی در سازمان ملل، تصویری ماندگار از خود ساخت.
رجایی و پای برهنه
محمدعلی رجایی در مهر ۱۳۵۹ و در مقام نخستوزیر به نیویورک رفت تا مواضع ایران را در جریان جنگ ایران و عراق تشریح کند. رجایی در آن زمان نخستوزیر بود که بالاترین مقام اجرایی کشور محسوب میشد؛ بنابراین نخستین حضور یک رئیسجمهور ایران در مجمع عمومی چند سال بعد رقم خورد.
اما رجایی در همان سفر تصویری ساخت و دست به اقدامی زد که نگاهها بسیاری را به خود معطوف ساخت. او در برابر خبرنگاران آثار شکنجههای ساواک بر پای خود را نشان داد که اقدامی خلاف عرف محسوب میشد.
کمتر از یک سال بعد، رجایی رئیسجمهور شد و مدت کوتاهی بعد در انفجار دفتر نخستوزیری کشته شد؛ بنابراین هرگز فرصت نیافت در مقام رئیسجمهور پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل قرار گیرد.
نخستین رئیسجمهور در مجمع عمومی
هفت سال بعد، در شهریور ۱۳۶۶، آیتالله سیدعلی خامنهای، نخستین رئیسجمهور ایران پس از انقلاب بود که در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد. این سفر در یکی از حساسترین مقاطع جنگ ایران و عراق یعنی اندکی پس از صدور قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت انجام شد.
در آن زمان، موضوع جنگ محور اصلی سیاست خارجی ایران بود و حضور رئیسجمهور در نیویورک فرصتی برای تشریح دیدگاه تهران درباره جنگ، اثبات نقش عراق به عنوان متجاوز و نقش آمریکا در منطقه محسوب میشد. آیتالله خامنهای تنها یک بار در دوران ریاستجمهوری خود به مجمع عمومی رفت.
پس از او، مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی مسیری متفاوت انتخاب کرد. او در هشت سال ریاستجمهوریاش برای حضور در نشست سالانه مجمع عمومی به نیویورک نرفت و وزیر خارجه وقت، علیاکبر ولایتی، در این نشستها حضور مییافت. این غیبت، در دورهای که روابط ایران و آمریکا همچنان پرتنش بود، به یکی از ویژگیهای سیاست خارجی دولت موسوم به سازندگی تبدیل شد.
خاتمی و ایدهای جریانساز
شهریور ۱۳۷۷، سیدمحمد خاتمی پس از بیش از یک دهه به عنوان رئیسجمهور ایران به مجمع عمومی سازمان ملل پا گذاشت. البته خاتمی نیز فقط دو بار به نیویورک سفر کرد، اما اهمیت او نه در تعداد سفرها بلکه در جریانسازی بود. او در نخستین سفر خود پشت تریبون سازمان ملل سخنرانی مشهوری کرد که در یادها ماند.
او ایده «گفتوگوی تمدنها» را مطرح و پیشنهاد کرد سال ۲۰۰۱ از سوی سازمان ملل «سال گفتوگوی تمدنها» نامگذاری شود. این پیشنهاد در برابر فضای فکری ناشی از نظریه «برخورد تمدنها» ساموئل هانتینگتون، نظریهپرداز سیاسی آمریکایی قرار میگرفت. نظریهای که نقدها و البته تحسینهای بسیاری را متوجه هانتینگتون کرده بود.
سخنرانی خاتمی بسیار مورد توجه قرار گرفت و و چند هفته بعد، مجمع عمومی قطعنامه ۵۳/۲۲ را بدون رأیگیری تصویب و سال ۲۰۰۱ را «سال گفتوگوی تمدنها» اعلام کرد. سازمان ملل از دولتها، نهادهای بینالمللی و سازمانهای غیردولتی خواست برای ترویج این ایده برنامههای فرهنگی، آموزشی و اجتماعی اجرا کنند. به این ترتیب، یکی از معدود مواردی که ایده مطرحشده از سوی رئیسجمهور ایران مستقیماً به برنامه رسمی سازمان ملل تبدیل شد، در سفر خاتمی رقم خورد.
البته تاریخ مسیر دیگری را طی کرد. سال ۲۰۰۱ که قرار بود نماد گفتوگو باشد، با حمله القاعده به آمریکا و سپس جنگ افغانستان و عراق، به سمت امنیت، تروریسم و جنگ چرخید. هرچند بعدها سازمان ملل همچنان این ایده را پی گرفت و در سال ۲۰۰۱ «دستورکار جهانی گفتوگوی تمدنها» نیز به تصویب رسید.
از هالهنور تا انکار هولوکاست
با محمود احمدینژاد، تعداد سفرهای نیویورک افزایش چشمگیری پیدا کرد. او در هشت سال ریاستجمهوری، هشت بار در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد و بیشترین حاشیهها و جنجالها را به وجود آورد. از هیاتهای بزرگی و غیرمتخصصی که همراه خود به نیویورک میبرد تا سخنرانیهای درباره برنامه هستهای، سیاست آمریکا و اسرائیل و انکار هولوکاست که باعث شکلگیری اجماع بینالمللی علیه ایران شد.
احمدینژاد البته فقط با سخنرانیهایش خبرساز نبود. روایت معروف «هاله نور» پس از نخستین سفر او به نیویورک نیز به یکی از مشهورترین حاشیههای سفرهای خارجی او تبدیل شد. او در دیدار با آیتالله جوادی آملی مدعی شد که برخی اطرافیان به او گفتند که هنگام سخنرانی «نوری او را احاطه» کرده است. ادعایی که انتقادات بسیاری را در پی داشت.
در سالهای بعد نیز احمدینژاد حاشیه کم نداشت. سال ۱۳۹۰، هیأت ایران در سفر احمدینژاد به نیویورک حدود ۱۰۰ نفر گزارش شد و در آخرین سفر او نیز برای حدود ۱۶۰ نفر درخواست ویزا مطرح شد که طبق گزارشها تنها نیمی از آنها مجوز دریافت کردند. حضور اعضای خانواده و بستگان در برخی سفرها نیز انتقادهایی در داخل ایران به همراه داشت.
روحانی و تماس تاریخی
اگر احمدینژاد نماد سفرهای پرحاشیه بود، حسن روحانی در نخستین سفر خود به نیویورک در سال ۱۳۹۲ صحنهای کاملاً متفاوت ساخت. روحانی در آغاز ریاستجمهوری خود، زمانی به نیویورک رفت که پرونده هستهای و تحریمها در مرکز سیاست خارجی ایران قرار داشت و اجماع بینالمللی گستردهای علیه ایران ایجاد شده بود. اما در نخستین سفر روحانی، تماس تلفنی ۱۵ دقیقهای او و باراک اوباما به نخستین تماس مستقیم رؤسای جمهور ایران و آمریکا پس از انقلاب تبدیل شد و یکی از مهمترین تصاویر دیپلماتیک آن سال را ساخت.
در همان سفر محمدجواد ظریف و جان کری، وزیران خارجه ایران و آمریکا، در حاشیه نشست با یکدیگر دیدار کردند که به بخشی از روند مذاکرات هستهای تبدیل شد.
روحانی در مجموع هشت بار به مجمع عمومی رفت. سال ۱۳۹۶در دولت دونالد ترامپ، گزارشهایی درباره درخواست ترامپ برای دیدار با او منتشر شد که وزارت خارجه نیز آن را تایید کرد. اما چنین دیداری هرگز انجام نشد.
قاب سلیمانی در سازمان ملل
سیدابراهیم رئیسی در دو سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کرد. او در سازمان ملل تصویر قاسم سلیمانی فرمانده شهید سپاه قدس را بالا برد. سخنرانی رئیسی در شرایطی انجام شد که در ایران اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی آغاز شده بود.
یک سال بعد، محورهایی مانند پرونده هستهای، روابط با آمریکا و جنگ اوکراین در سخنان او پررنگ بود. در سفر دوم، حضور همسر رئیسی و انتشار تصاویری از جعبههای خرید و وسایل هیات همراه در فضای مجازی نیز در ایران به حاشیهای رسانهای تبدیل شد. رئیسی کمتر از هشت ماه بعد از آخرین حضورش در نیویورک، در سانحه سقوط بالگرد در اردیبهشت ۱۴۰۳ جان باخت. مجمع عمومی سازمان ملل چند ماه بعد از مرگ او در نشست رسمی یادبودش از او و وزیر خارجهاش حسین امیرعبداللهیان یاد کرد.
حضور در آمریکا زیر سایه جنگ
مسعود پزشکیان در سال ۱۴۰۳ برای نخستین بار به نیویورک رفت و در سال ۱۴۰۴ نیز در نشست مجمع عمومی حضور یافت. در نخستین سخنرانی، لحن متفاوتی نسبت به دولت قبلی در قبال غرب به چشم میخورد و او از آمادگی ایران برای تعامل سازنده و گفتوگو درباره توافق هستهای سخن گفت.
اما سفر سوم پزشکیان امسال در شرایطی کاملاً متفاوت انجام میشود. آمریکا پیش از آغاز سفر اعلام کرد به هیأت اصلی ایران، از جمله پزشکیان و عباس عراقچی، اجازه ورود خواهد داد، اما محدودیتهای شدیدی برای رفتوآمد هیأت در نیویورک اعمال شده است. اعضای هیأت به محدودههایی مشخص از جمله مقر سازمان ملل، نمایندگی ایران، اقامتگاه سفیر و فرودگاه جیافکی محدود شدهاند و هیأت نیز کوچکتر از سالهای قبل خواهد بود.
زیرا حضور رئیسجمهور ایران در نیویورک در شرایطی صورت میگیرد که تهران و واشنگتن با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران در اسفند ماه درگیر جنگ بودهاند. هرچند از ۱۸ فروردین آتشبس برقرار شده، اما وضعیت جنگی همچنان برقرار است و محاصره دریایی و شرایط تنگه هرمز باعث افزایش تنشها شده است. اما همزمان کانالهای دیپلماتیک برای کاهش تنش همچنان فعال ماندهاند. سازمان ملل نیز امسال مجمع عمومی را در شرایطی برگزار میکند که جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل، جنگ اوکراین و بحرانهای خاورمیانه از مهمترین موضوعات اجلاس هستند.
تصاویر چهار دهه حضور
اگر تاریخ حضور رؤسای جمهور ایران در نیویورک را کنار هم بگذاریم، گویی هر دوره یک تصویر نمادین دارد. از پای مجروح رجایی گرفته تا گفتوگوی تمدنهای خاتمی، سخنرانیهای جنجالی احمدینژاد، تلفن روحانی به اوباما و تصویر قاسم سلیمانی در دستان رئیسی؛ و حالا پزشکیان در شرایطی به همان ساختمان شیشهای منهتن بازگشته که فاصله میان دیپلماسی و جنگ بار دیگر بسیار کم شده است.