به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از رویداد ۲۴، رمضان، ماهِ دلدادگی به پروردگار و روزهایی سرشار از فرصتهای ناب برای قرب است. هر روز، اقیانوسی از معانی در ادعیه ما نهفته است که با اندیشیدن و زمزمه کردنشان، میتوانیم جام وجود خود را از گوهر معنویت لبریز سازیم. دعای روز بیست و دوم ماه رمضان، دعایی است که در آن، قلبِ نیازمندِ بنده، با اطمینان به فضل و رحمت بیکران الهی، خواستههایی بزرگ را از او تمنا میکند. این بار، به جای مرور بند به بند، سفری خواهیم داشت به قلب این نیایش، با رویکردی نو.
اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیْهِ أَبْوابَ فَضْلِکَ، وَأَنْزِلْ عَلَیَّ فِیْهِ بَرَکاتِکَ، وَوَفِّقْنِی فِیْهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِکَ، وَأَسْکِنِّی فِیْهِ بُحْبُوحاتِ جَنَّاتِکَ، یا مُجِیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرِّینَ.
«ای خدا در این روز به روی من درهای فضل و کرمت را بگشا، و بر من برکاتت را نازل فرما، و بر موجبات رضا و خوشنودیت موفقم بدار، و در وسط بهشتهایت مرا مسکن ده،ای پذیرنده دعای مضطر پریشان.»
دعای ما با ندایی آغاز میشود که اعترافی است به حقیقتِ وجودیِ خداوند و گشودنِ درهایِ بیانتهایِ فضل و کرم او: «اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِیْهِ أَبْوابَ فَضْلِکَ» (خدایا، در این روز، درهایِ فضل و کرم خود را بر من بگشا). این فراز، دعوتی است به فراتر رفتن از نگاهِ محدودِ عدل به سویِ رحمتِ بیکرانِ الهی.
عدل در برابر فضل: گاهی انسان با نگاه به اعمال خود، از عدل الهی بیمناک میشود. چرا که اعمال ما در مقایسه با عظمتِ پروردگار، بس ناچیز است. اما فضل الهی، آن رحمتِ بیحد و حصری است که بدونِ هیچ استحقاقی، به بندگانِ نیازمندش ارزانی میشود. این دعا، تضرعی است برایِ اینکه خداوند، نه بر اساسِ حساب و کتابِ اعمالِ ما، بلکه با (نگاه) فضل و بخشندگیِ بیمانندش، با ما رفتار کند. این همان درخواستی است که در سایر ادعیه نیز میخوانیم: «عامِلنا بِفَضلِکَ وَ لا تُعامِلنا بِعَدلِکَ».
معنایِ «ابواب» (دروازهها): «ابواب» (دروازهها) در اینجا، صرفاً شکافی فیزیکی نیستند؛ بلکه استعارهای از موانع و حجابهایی هستند که میانِ بنده و رحمتِ الهی فاصله میاندازند. گشوده شدنِ درهایِ فضل، یعنی برطرف شدنِ آن موانعِ درونی و بیرونی که مانعِ فیضِ الهی بر ما میشوند. این موانع میتوانند گناهان، کبر، خودبینی، یا حتی شک و تردیدهایِ خودِ ما باشند. باز شدنِ این درها، نیازمندِ کلیدی است که همان «فضل» و «کرم» خودِ خداوند است.
هدایت به صراطِ مستقیم: فضلِ الهی، در تجلیِ خود، همانا هدایتِ بندگان به راهِ راست است. این هدایت، همچون کلیدی است که ما را به سویِ دروازههایِ رحمتِ بیکرانِ الهی رهنمون میسازد. دعایِ ما، خواستارِ این هدایتِ فراگیر است که هم در دنیا ما را از گمراهی باز دارد و هم در آخرت، ما را به سویِ بهشتِ امن و آرامش رهنمون سازد.
نزولِ برکات و پیوند مادی و معنوی
پس از گشوده شدنِ درهایِ فضل، مرحلهیِ بعدی، درخواستِ نزولِ برکات است: «وَ أَنْزِلْ عَلَیَّ فِیهِ بَرَکاتِکَ» (و بر من، برکاتِ خود را نازل فرما). این برکات، دو وجهِ کلیدی دارند:
برکاتِ مادی: این بخش، شاملِ نعماتِ ظاهری و ضروریِ زندگی است؛ از آب و نان گرفته تا سلامتی و امنیت. اما برکتِ مادی، صرفاً وجودِ این نعمات نیست، بلکه افزونیِ خیر، دوامِ نعمت، و استفادهیِ صحیح از آنهاست. برکتِ مادی، یعنی نعمتی که در آن خیرِ دنیا و آخرت نهفته باشد.
برکاتِ معنوی: این مهمتر از برکاتِ مادی است. برکاتِ معنوی، همان توفیقاتِ الهی هستند که ما را به سویِ تقرب، رشدِ روحی، و کمالِ انسانی رهنمون میسازند. توبه، استغفار، ذکر، دعا، اخلاص، و هر آنچه که روحِ ما را صیقل دهد و به خداوند نزدیکتر سازد، همگی از مصادیقِ برکاتِ معنوی هستند. دعایِ ما، طلبِ این برکاتِ است که جانِ ما را سرشار از نورِ الهی میکند.
همسویی با رضایتِ الهی و غایتِ مقصود
در اوجِ این درخواستها، قلبی مضطرب از گناه و مشتاقِ رضایِ معبود، ندا در میدهد: «وَ وَفِّقْنِی فِیْهِ لِمُوجِباتِ مَرْضاتِکَ» (و مرا در این روز، به اموری که موجبِ رضایِ توست، موفق بدار). این بخش، غایتِ تمامِ خواستههایِ ماست.
موجباتِ رضایت: رضایتِ الهی، در گروِ اطاعتِ محض از اوامرِ اوست. یعنی انجامِ واجبات، ترکِ محرمات، و درکِ حکمتِ پشتِ هر فرمان. این موفقیت، صرفاً با ارادهیِ خودِ ما حاصل نمیشود، بلکه نیازمندِ یاری و توفیقِ مستقیمِ پروردگار است. دعایِ ما، درخواستِ این توفیق است تا بتوانیم آنچه را که او میپسندد، به بهترین شکل انجام دهیم.
بندهِ مضطر و اجابتِ دعا: خداوند، آنگونه که خود در قرآن وعده داده است، دعایِ کسی را که مضطر است، اجابت میکند. «اِذَا سَاَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَاِنِّی قَرِیبٌ اُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ اِذَا دَعَانِ». بندهای که درک میکند جز خداوند کسی را ندارد و درماندهیِ دوری از اوست، دعایش شنیده میشود. این دعا، اقراری است به این حقیقت که ما در پیشگاهِ پروردگار، «مضطر» هستیم و تنها اوست که میتواند ما را از ورطهیِ ناامیدی و گناه نجات بخشد؛ و در نهایت، اوجِ آرزو، تجلیِ رحمتِ بیکرانِ الهی در اعطایِ بالاترینِ درجاتِ بهشت است: «وَ أَسْکِنِّی فِیْهِ بُحْبُوحاتِ جَنَّاتِکَ» (و مرا در میانِ بهشتهایت، در وسطِ آنها، مسکن ده).
«بُحْبُوحَات» (وسطِ بهشت): این واژه، به معنایِ بهترین، وسیعترین، و پرنعمتترین بخشهایِ بهشت است. جایی که اولیاءِ الهی، انبیاء، اوصیاء، و مؤمنانِ خالص، در آن ساکن میشوند. این درخواست، اوجِ بلندپروازیِ معنویِ یک مؤمن است؛ نه فقط ورود به بهشت، بلکه رسیدن به عالیترینِ درجاتِ آن.
جامعیتِ دعا: این فراز، نشان میدهد که دعایِ ما باید جامع باشد. تنها رهایی از دوزخ کافی نیست، بلکه اشتیاق به وصالِ پروردگار و رسیدن به اوجِ سعادت، مقصودِ اصلی است. «بُحْبُوحَاتِ جَنَّاتِکَ» نمادی از قربِ الهی و حضور در جوارِ رحمتِ اوست.
ندا به اجابتکننده دعاها: «یا مُجِیبَ دَعْوَةِ المُضْطَرِّینَ»
این دعا، در نهایت با ندایی به خداوند، او را به صفتی که نهایتِ امیدِ بندگان مضطر است، میخواند: «ای پذیرنده دعایِ پریشانشدگان و درماندگان!» این ندا، اطمینانِ قلبیِ ما را به اجابتِ پروردگار نشان میدهد و سبب میشود که با دلِ آرامتر و امیدی افزونتر، نیایشِ خود را ادامه دهیم.
دعایِ روزِ بیست و دوم، دعایی است برایِ گشوده شدنِ درهایِ رحمت، ریزشِ برکاتِ مادی و معنوی، همسویی با رضایتِ الهی، و در نهایت، رسیدن به اوجِ سعادت در سایهیِ فضلِ بیدریغِ پروردگار. این دعاست که روحِ روزهدار را به پرواز در میآورد و او را به سویِ معبودِ مهربانش رهنمون میگردد.


