کنایه تند احمد زیدآبادی به حامیان نتانیاهو / پای خاویر میلی و حامیان ایرانی در میان است
اقتصادآنلاین: احمد زیدآبادی در یادداشتی با انتقاد از تبریک خاویر میلی به بنیامین نتانیاهو، روایتهای مطرحشده درباره نتیجه انتخابات اسرائیل را به چالش کشید.
احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح طلب با انتشار یک مطلب با عنوان "میلی و پیروزی قاطع نتانیاهو و باقی قضایا! "در کانال تلگرامی خود نوشت:
خاویر میلی رئیسجمهور آرژانتین با ارسال پیامی به بنیامین نتانیاهو "پیروزی قاطع" او را در انتخابات پارلمانی اسرائیل تبریک گفته است!
به گمانم این نخستین بار در تاریخ نوع بشر باشد که رئیس یک دولتِ خارجی، تغییر جایگاه یک بلوک سیاسی با اکثریت ۶۴ کرسی به اقلیتی با ۵۳ کرسی در انتخابات یک گوشهٔ دیگر از جهان را پیروزی، آن هم از نوع قاطع آن، برای طرف فرض کرده و تبریک گفته است!
میلی که خود از جنس نتانیاهوست، انگار عدد و رقم را هم به عنوانِ داده یا فکت به رسمیت نمیشناسد و گمان میکند که حتی جای پیروزی و شکست در یک انتخابات را نیز با روایتسازی از آن میتوان تغییر داد!
اعضای پارلمان جدید اسرائیل قرار است روز دهم نوامبر، کمتر از دوهفتهٔ دیگر، رسماً سوگند بخورند. در آن روز دو اتفاق خواهد افتاد. اول اینکه، امیر اوهانا از سران حزب لیکود از ریاست کنست برکنار میشود و به احتمال زیاد یائیر لپید از مخالفان سرسخت نتانیاهو به جای او مینشیند! دوم، کنست به تشکیل یک کمیتهٔ تحقیق دولتی با نظارت دیوان عالی اسرائیل رأی میدهد تا تقصیر و قصور مقامهای نظامی و سیاسی اسرائیل بخصوص شخص نتانیاهو را در حملهٔ ۷ اکتبر نیروهای حماس بررسی کند، چیزی که نتانیاهو تاکنون به رغم همهٔ فشارها با تمام قوا در مقابل آن ایستاده است!
لابد از نگاه میلی، "پیروزیهای نتانیاهو" در انتخابات اخیر از این جنس هستند!
این وسط، اما برخی از شناسنامهداران ایرانی، در جهت اصرار بر "پیروزی نتانیاهو" گوی سبقت را از خاویر میلی هم ربودهاند!
اصرار اینها، اما برای چیست؟ اینها گویل هنوز برای سرنگونی جمهوریاسلامی، چشم امیدشان به حملهٔ دوبارهٔ ترامپ و نتانیاهو به خاک ایران است و از این نگرانند که مبادا با شکست نتانیاهو در انتخابات، احتمال جنگ علیه ایران نیز کمرنگ یا منتفی شود!
ظاهراً برای این جماعت غیر قابل فهم است که یک جنگ دیگر به راحتی سبب سرنگونی نظام و به قدرت رسیدن خود آنها نمیشود، بلکه این بار، موجودیت کشور و جامعهٔ ایران را با تهدیدی وجودی روبهرو میسازد و جهنمی از ناامنی و جنگ خونین داخلی و بیامکاناتی و آوارگی در سطحی غیرقابل مهار برای مردم ما و همسایگان به دنبال میآورد!
شاید برای مخاطبان این کانال شگفتآور باشد که چرا در یادداشت قبلی، ناگهان به یاد فردی در سطح ایرج مصداقی افتادم و تعابیر تندی، خلاف راه و رسم معمول این قلم بار او کردم!
دلیلش این است که آقای مصداقی که به عنوان همکار شیرین عبادی در "کمیتهٔ تدوین مقررات عدالت انتقالی! " در رسانهها ظاهر میشود، بدون هیچ شرم و آزرم و حیایی، در حمایت از گنگسترهای بیرحمی، چون نتانیاهو و اسموتریچ و بنگویر چنان رگهای گردن خود را متورم میکند که گویی هر که بگوید آنها در انتخابات شکست خوردهاند، ارث پدری وی را بالا کشیده است!
در این میان او مرا صرفاً به دلیل اظهارنظرم درباره شکست دار و دستهٔ نتانیاهو، به باد بدزبانی و ناسزا گرفته و تا آنجا پیش رفته که به "همکاری با رژیم" و "یهودستیزی" متهم کرده است!
به زعم موجودی در سطح او، هر که با جنایات و آدمکشی و جنگافروزی دار و دستهٔ نتانیاهو مخالفت کند، "یهودستیز" است! با حساب او اکثریت جمعیت اسرائیل که در انتخابات اخیر به این دار و دسته "نه گفتند" "یهودستیز" محسوب میشوند!
واقعیت، اما این است که فردی با مشخصات آقای مصداقی نه از یهودستیزی دانشی دارد و نه دلش به حال یهودیان و یا هیچ بشر دیگری میسوزد!
او از جنس اسدالله لاجوردی و شیخ صادق خلخالی است و دغدغهای جز این ندارد جز آنکه خشونت و قتل و کشتار مخالفان خود را مشروعسازی کند. فعلاً که ابزارش را ندارد با دروغگویی و کلام زهرآگین خود دیگران را ملکوک و ترور شخصیت میکند اگر خدای نکرده فرداروزی به ابزار و اسبابش هم دست پیدا کند، خلخالی و لاجوردی در مقابلش لنگانداخته به حساب خواهند آمد!
باری روی سخن من با آدمی در حد او نیست بلکه با شیرین عبادی است که به هر دلیلی جایزهٔ صلح نوبل نصیبش شده است، اما به جای پایبندی به اصول صلح، به ورطهٔ جنگطلبی افتاده و بدتر از آن با پذیرش همکاری با افراد بدزبان و هتاک و دروغگویی، چون آقای مصداقی، آبروی هر چه جایزه و صلح و نوبل و ... را پاک برده است!
اگر خانم عبادی از رفتار و گفتار امثال ایرج مصداقی به عنوان همکار و همراهش اعلام برائت نکند، من به عنوان یک شهروند عادی ایرانی نامهای اعتراضی به کمیتهٔ صلح نوبل در ارتباط با جایزهٔ او خواهم نوشت و از آن خواهم خواست که دلایل تقدیم جایزه نوبل به خانم عبادی را بار دیگر برای مردم ایران روشن کنند.