خودکفایی روی کاغذ؛ وابستگی در زنجیره غذا
اقتصادآنلاین: مرغ و لبنیات در داخل تولید میشوند اما بخشی از خوراک آنها وارداتی است. بذرهای تازه میتوانند محصول بیشتری بدهند اما هنوز معلوم نیست با چه میزان آب و انرژی. در سومین نشست «آب و امنیت غذایی» بحث اصلی بر سر همین شکاف بود؛ فاصله میان آمار خودکفایی و وابستگیهایی که در میانه زنجیره غذا پنهان میمانند.
به گزارش روابط عمومی موسسه اخلاق و اندیشه شهروندی ایرانیان، امنیت غذایی فقط به این بستگی ندارد که محصول نهایی در ایران تولید شود. ممکن است مرغ در داخل پرورش پیدا کند اما ذرت و کنجاله مورد نیاز آن از خارج بیاید. ممکن است یک بذر در هر هکتار محصول بیشتری بدهد اما معلوم نباشد برای رسیدن به این عملکرد چه میزان آب و برق و کود مصرف شده است. سومین نشست تخصصی «آب و امنیت غذایی» بیش از هر چیز حول همین پرسش شکل گرفت: زنجیره غذای ایران اگر یکی از حلقههای تأمین از کار بیفتد تا کجا دوام میآورد؟
عباس آخوندی در آغاز نشست گفت مسئله آب دیگر یک موضوع بخشی نیست و به زیستپذیری ایران رسیده است. از نگاه او امنیت غذایی نیز باید در همین چارچوب دیده شود. پرسش فقط این نیست که کشور چه میزان غذا تولید میکند بلکه باید دید این تولید با چه منابعی انجام میشود و در صورت اختلال در واردات یا آب و انرژی چه بخشی از آن ادامه پیدا میکند.
او در عین حال به سند امنیت غذایی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی اشاره کرد و با وجود مثبت دانستن محتوای آن درباره مرجع تصویب چنین سیاستی پرسش کرد.
خودکفایی در محصول نهایی کافی نیست
آناهیتا ولیاللهی بیشه پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی اتاق ایران گفت امنیت غذایی را نمیتوان فقط با میزان تولید داخلی سنجید. غذا پیش از رسیدن به سفره از بذر و کود و خوراک دام تا تولید و فرآوری و حمل و توزیع از حلقههای مختلف عبور میکند و اختلال در هر کدام میتواند محصول نهایی را گران یا کمیاب کند.
او میان «وابستگی» و «آسیبپذیری» تفاوت گذاشت. ممکن است کشوری بخشی از نیازش را وارد کند اما با چند مبدأ و چند مسیر تأمین و ذخایر کافی در برابر بحران آسیب کمتری ببیند. در مقابل ممکن است محصول نهایی در داخل تولید شود اما به نهادهای وارداتی وابسته باشد که جایگزینی آن آسان نیست.
ولیاللهی بیشه گفت: «خودکفایی مطلقی که با تخلیه آبهای زیرزمینی و هزینه بودجهای بالا و وابستگی پنهان به نهاده وارداتی به دست بیاید ریسک را حذف نمیکند. محل ریسک را جابهجا میکند.»
نمونه روشن این وضعیت تولیدات دامی است. براساس ارقام ارائهشده در نشست ضریب خودکفایی برخی فرآوردههای حیوانی نزدیک یا بالاتر از صد درصد است اما این نسبت برای ذرت دانهای حدود ۲۸ درصد و برای کنجاله حدود ۱۴ درصد اعلام شد. در عین حال ۶۹ تا ۷۴ درصد هزینه تولید مرغ به خوراک مربوط است. بنابراین اختلال در ارز یا حمل و ترخیص نهاده میتواند خیلی سریع به قیمت مرغ برسد.
براساس آمار ارائهشده در نشست ارزش واردات محصولات کشاورزی و غذایی ایران در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۵ میلیارد دلار و صادرات نزدیک هشت میلیارد دلار بوده است. در ۹ ماه نخست ۱۴۰۴ نیز واردات حدود ۱۱.۶ میلیارد دلار و صادرات حدود ۵.۳ میلیارد دلار اعلام شد.
ولیاللهی بیشه گفت تجارت بخشی از امنیت غذایی است اما واردات باید با تنوع مبدأ و ذخیره کافی همراه باشد. اگر ۶۰ درصد نیاز یک کالا وارداتی باشد و ۷۰ درصد همان واردات از یک کشور تأمین شود اختلال در آن مبدأ ۴۲ درصد کل نیاز را در معرض خطر قرار میدهد. اگر همین واردات میان چهار مبدأ مستقل تقسیم شود این سهم به ۱۵ درصد کاهش پیدا میکند.
اما ذخیره نیز باید با زمان جایگزینی هماهنگ باشد. اگر ذخیره ۳۰ روز دوام بیاورد و محموله جایگزین ۴۵ روز بعد برسد زنجیره با ۱۵ روز خلأ روبهرو میشود.
محصول بیشتر با چه میزان آب؟
سید منصور هاشمی نماینده انجمن واردکنندگان بذر بخش دیگری از نشست را به بذرهای اصلاحشده اختصاص داد. او از گوجهفرنگی با عملکرد ۲۲۰ تن در هکتار و پیاز با عملکرد ۱۷۰ تن و هندوانه با عملکرد آزمایشی تا ۱۵۰ تن در هکتار نام برد.
همین ارقام بحث اصلی این بخش را شکل داد: محصول بیشتر در هکتار آیا لزوما به معنای مصرف آب کمتر است؟
هاشمی گفت بذر پربازده میتواند بدون افزایش قابل توجه دفعات آبیاری محصول بیشتری تولید کند. او ارزش سالانه واردات بذر مورد اشاره خود را حدود ۱۵۰ میلیون دلار اعلام کرد و گفت بخش عمده واردات بخش خصوصی مربوط به سبزی و صیفی است. بذر گندم بیشتر در اختیار دولت و مراکز تحقیقاتی قرار دارد.
یکی از پرسشهای مطرحشده این بود که اگر بذر اصلاحشده در صیفیجات چنین افزایشی در عملکرد ایجاد کرده چرا نتیجه مشابه در محصولی مانند گندم کمتر دیده میشود.
علیرضا سوداگری با سنجش بهرهوری تنها براساس تن در هکتار مخالفت کرد. او گفت بدون محاسبه حجم آب و انرژی و کود و شرایط خاک نمیتوان نتیجه گرفت که افزایش عملکرد به معنای افزایش بهرهوری است. آخوندی نیز خواستار داده دقیقتر درباره نسبت بذرهای پربازده با مصرف آب شد.
برق چاه قطع شود چه اتفاقی میافتد؟
سوداگری گفت امنیت آب و انرژی و غذا را نمیتوان جدا از یکدیگر دید. به گفته او قطع چندساعته برق یک چاه فقط مقدار آب برداشتشده را کم نمیکند بلکه برنامه آبیاری و نوبت کشاورزان را نیز به هم میزند و در نهایت میتواند بر محصول اثر بگذارد.
او گفت افت آبخوانها و ناترازی برق و تورم و کمبود سرمایهگذاری پیش از وقوع بحرانهای بزرگ توان زنجیره غذا را کاهش میدهند.
از نظر او کشاورزی نباید فقط با شاخص «تن در هکتار» سنجیده شود. باید دید از هر مترمکعب آب و هر واحد انرژی چه میزان محصول به دست آمده است.
همین نگاه به صادرات هم کشیده شد. سوداگری گفت ارزش دلاری صادرات بهتنهایی کافی نیست و باید دید برای تولید یک محصول صادراتی چه میزان آب و انرژی مصرف شده است.
غذا هست اما قدرت خرید چطور؟
آخوندی بخش دیگری از مسئله را به توان خرید خانوار مرتبط دانست. ممکن است کالا در بازار وجود داشته باشد اما بخشی از جامعه توان خرید آن را نداشته باشد. بنابراین امنیت غذایی فقط مسئله تولید و عرضه نیست و دسترسی اقتصادی مردم نیز بخشی از آن است.
در ادامه بحث ذخایر راهبردی دوباره مطرح شد. اینکه برای هر کالای اساسی چه سهمی باید در داخل تولید شود و چه مقدار از واردات تأمین شود و ذخایر موجود برای چند روز اختلال طراحی شدهاند.
ولیاللهی بیشه گفت درباره زنجیره خوراک دام و فرآوردههای دامی و گندم و آرد و دانههای روغنی مطالعاتی انجام شده است اما مشکل اصلی فاصله میان تصمیم و تأمین بهموقع کالاست.