از خلع سلاح حماس تا حمله به ایران؛

سه سال پس از ۷ اکتبر | نظم جدید خاورمیانه چگونه شکل می‌گیرد؟

حماس

اقتصاد‌آنلاین: سه سال پس از حمله ۷ اکتبر، نظم جدیدی در خاورمیانه در حال شکل‌گیری است. نظمی که از دل جنگ غزه آغاز شد و به لبنان و حالا به ایران رسیده است.

گروه سیاسی: سه سال پیش، صبح ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲)، حمله غافلگیرکننده حماس به جنوب اسرائیل هرچند ابتدا یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های امنیتی تاریخ اسرائیل را رقم زد، اما به تدریج نظمی را که سال‌ها بر خاورمیانه حاکم بود، درهم‌شکست. جنگی که آغاز شد، قرار بود با نابودی حماس پایان یابد اما به لبنان، سوریه، یمن و در نهایت به رویارویی مستقیم ایران، اسرائیل و آمریکا کشیده شد.

امروز، در سومین سالگرد آن حمله و در حالی که حماس از اداره غزه کنار رفته و خلع سلاح را هم پذیرفته، همچنان دو دیدگاه درباره آن وجود دارد که یکی از آن حمایت می‌کند و دیگری حمله را باعث درهم‌شکسته‌شدن جبهه موسوم به مقاومت در منطقه می‌داند. اما آیا ۷ اکتبر در نهایت به تضعیف محور مقاومت انجامیده یا رویارویی را که سرانجام رقم می‌خورد تسریع کرده است؟

۷ اکتبر در نگاه اول

در نگاه نخست ۷ اکتبر برای اسرائیل شکستی امنیتی بود. حماس توانست از حصار غزه عبور کند، شهرک‌ها و پایگاه‌های نظامی اسرائیل را هدف قرار دهد و حدود ۱۲۰۰ نفر را بکشد و ۲۵۱ نفر را به گروگان بگیرد. اما اهمیت راهبردی حادثه در این بود که یکی از مجهزترین ارتش‌های جهان، با وجود شبکه گسترده اطلاعاتی، برای ساعت‌ها نتوانست از وقوع یا ابعاد حمله جلوگیری کند. هرچند امروز درباره ابعاد اطلاع مقامات اسرائیل از این حمله ابهام و تردیدهای بسیاری وجود دارد. دو روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال و نیویورک تایمز در آستانه سه سالگی این ۷ اکتبر گزارش دادند که رییس پیشین سازمان اطلاعات مصر و رییس دولت امارات، کمی قبل از حمله درباره آن به نخست وزیر اسرائیل هشدار داده بودند. نتانیاهو حتی پس از این هشدارها با کابینه امنیتی تشکیل جلسه داده بود اما اشاره‌ای به این هشدارها درباره نزدیک‌بودن یک حمله از سوی حماس نکرده بود.

با این حال دفتر نتانیاهو این گزارش‌ها تکذیب کرده تا ناچار به پاسخگویی درباره آن‌ها نباشد. اما اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشد، به این معناست که ۷ اکتبر برای حماس، تله‌ای امنیتی بوده است. چراکه پس از آن اسرائیل توانست بمباران بی‌سابقه‌ای را علیه غزه آغاز کند و بخش بزرگی از این منطقه و زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی را ویران کند.

از غزه تا تهران

اسرائیل پس از ۷ اکتبر جنگ را با هدف اعلام‌شده نابودی توان نظامی حماس و بازگرداندن گروگان‌ها آغاز کرد. اما جنگ خیلی زود از مرزهای غزه عبور کرد. حزب‌الله لبنان یک روز پس از حمله وارد درگیری شد و جبهه شمالی اسرائیل را فعال کرد. حملات متقابل به تدریج به جنگی تمام‌عیارتر در لبنان انجامید و اسرائیل توانست بخش مهمی از توان نظامی و رهبری حزب‌الله را هدف قرار دهد. هم‌زمان، حوثی‌های یمن با حمله به کشتی‌های مرتبط با اسرائیل در دریای سرخ، تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دادند و گروه‌های مسلح عراق و سوریه نیز وارد معادله شدند. در نتیجه، آنچه ابتدا جنگ اسرائیل و حماس بود، به شبکه‌ای از درگیری‌های مرتبط تبدیل شد. تحولی که شورای روابط خارجی آمریکا آن را عبور خاورمیانه از جنگ‌های نیابتی به درگیری‌های مستقیم میان دولت‌ها توصیف کرده است.

نقطه عطف بزرگ‌تر زمانی رقم خورد که در خرداد ۱۴۰۴، اسرائیل برای نخستین بار به ایران حمله کرد. این جنگ که ۱۲ روز طول کشید سرانجام با آتش بس به پایان رسید. آتش بس ناپایدار اما سرانجام به جنگ مستقیم آمریکا و اسرائیل در اسفند ۱۴۰۴ رسید که ۴۰ روز به طول انجامید. هرچند که آتش‌بس این جنگ نیز شکننده است و امکان بازگشت دو طرف به جنگ وجود دارد. به این ترتیب، ۷ اکتبر، به شکل مستقیم به جنگ ایران با اسرائیل و آمریکا نیز ارتباط پیدا کرد.

اسرائیل پیروز شد؟

اگر معیار، توان نظامی باشد، می‌توان گفت که توازن قوا در منطقه پس از ۷ اکتبر به شکل محسوسی تغییر کرد. حماس از اداره غزه کنار رفته و خلع سلاح را پذیرفته، حزب‌الله آسیب سنگینی دیده و همچنان زیرساخت‌هایش در جنوب لبنان تحت بمباران است و دولت نزدیک به ایران در سوریه نیز سقوط کرده است. سقوط حکومت بشار اسد در سوریه یکی از مهم‌ترین تحولاتی بود که مسیر انتقال نیرو و تجهیزات ایران به حزب‌الله را دگرگون کرد.

اما نکته اینجاست که اسرائیل هنوز با مسئله آینده غزه، وضعیت سیاسی فلسطینی‌ها و مشروعیت بین‌المللی خود روبه‌رو است. مشروعیتی که به پایین‌ترین سطح خود از زمان تشکیل دولت اسرائیلی رسیده است. حتی پس از آتش‌بس و طرح‌های سیاسی آمریکا، بازسازی غزه پیشرفت بسیار محدودی داشته و مسئله خلع سلاح حماس نیز برخلاف برخی روایت‌ها هنوز عملیاتی نشده است. در چنین شرایطی، راه‌حل دو دولتی، در سطح بین‌المللی با استقبال کشورها روبه‌رو شده است. راه‌حلی که مقامات اسرائیلی تاکنون آن را نپذیرفته‌اند.

ایران در جنگ

در ایران، سه سال پس از ۷ اکتبر روایتی دوگانه شکل گرفته است. از یک سو، تهران بخش مهمی از عمق راهبردی خود را از دست داده است. حزب‌الله ضعیف‌تر شده، سوریه از دست رفته و حماس نیز تحت یک قدم تا خلع سلاح فاصله دارد. در نتیجه، استفاده از محور موسوم به مقاومت برای ایجاد بازدارندگی در برابر اسرائیل و آمریکتا با چالش جدی روبه‌رو شده است.

اما از سوی دیگر، ایران نشان داده که هنوز ظرفیت‌ها و کارت‌های برای تغییر معادله در منطقه در اختیار دارد. حوثی‌ها همچنان یک بازیگر مهم در دریای سرخ و باب‌المندب هستند و جنگ ۴۰ روزه نیز نشان داد که ایران حتی پس از بمباران مداوم و سنگین، همچنان توان موشکی و پهپادی و ابزارهای فشار منطقه‌ای در اختیار دارد. برخی ارزیابی‌های اخیر حتی از تلاش ایران برای بازسازی شبکه‌ای از نیروهای همسو در منطقه خبر می‌دهند.

خاورمیانه در مرحله بازتعریف نظم

۷ اکتبر قرار بود حادثه‌ای تعیین‌کننده باشد و به یک زنجیره‌ای از وقایع در خاورمیانه تبدیل شد. غزه به لبنان وصل شد، لبنان به ایران، ایران به آمریکا و جنگ‌های نیابتی جای خود را به رویارویی‌های مستقیم‌ دادند. از سوی دیگر جنگ ۴۰ روزه باعث شد تا کشورهای عربی نیز بیش از گذشته به این نتیجه برسند که امنیت منطقه را نمی‌توان از مسیر جنگ تامین کرد. تا جایی که برخی از آن‌ها اکنون بیش از هر زمان دیگری به دنبال پایان درگیری، بازسازی و ایجاد ترتیبات امنیتی جدید هستند. در مقابل، اسرائیل پس از ۷ اکتبر به این نتیجه رسیده که برای بقا باید برای جنگ هم‌زمان در چند جبهه آماده باشد.

بنابراین خاورمیانه پس از ۷ اکتبر از مرحله مدیریت بحران عبور کرد و حالا در مرحله بازتعریف نظم امنیتی. شده است. مرحله‌ای که ممکن است مدت زیادی به طول بیانجامد و سرانجام آن را سرنوشت جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران مشخص می‌کند. در حالی که پیامدهای این جنگ در غزه، لبنان و ایران برای سال‌ها باقی خواهد ماند.

منبع: اقتصاد آنلاین
x