هشدار رورنامه خراسان درباره هزینه مذاکره نکردن / فقط کاهش قیمت نفت را نبینید

عراقچی

اقتصاد‌آنلاین: کاهش قیمت نفت پس از شکل‌گیری مسیر گفت‌و‌گو میان ایران و آمریکا، بار دیگر بحث درباره هزینه و فایده ادامه یا توقف دیپلماسی و پیامد‌های اقتصادی و سیاسی هر دو رویکرد را مطرح کرده است.

«مسدودسازی حوزه دیپلماسی ممکن است به‌تدریج پیامد‌هایی مانند شکل‌گیری اجماع «بیشتر» علیه ایران، فاصله گرفتن بخشی از شرکای منطقه‌ای، افزایش فاصله روسیه و چین در تعامل با ایران و فراهم شدن زمینه برای اقدامات بیشتر دیپلماتیک و حقوقی علیه کشورمان در نهاد‌های بین‌المللی را به دنبال داشته باشد.»

روزنامه خراسان نوشت: «چرا آقای عراقچی با ارسال پالس گفت‎وگو و دیپلماسی، زمینه کاهش قیمت نفت را فراهم می‌کند؟ آیا این اقدامات دولت با هدف اقتصادیِ میدان در تعارض نیست؟ خب؛ اگر استدلال این باشد که ایران نباید به سمت گفت‌و‌گو برود، چون مذاکره قیمت نفت را پایین می‌آورد، باید مابه‌ازای این تصمیم را هم محاسبه کرد.

 

نمی‌توان فقط منفعت احتمالی حفظ قیمت بالای نفت را دید و هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک نرفتن به سمت دیپلماسی را نادیده گرفت.

مسدودسازی حوزه دیپلماسی ممکن است به‌تدریج پیامد‌هایی مانند شکل‌گیری اجماع «بیشتر» علیه ایران، فاصله گرفتن بخشی از شرکای منطقه‌ای، افزایش فاصله روسیه و چین در تعامل با ایران و فراهم شدن زمینه برای اقدامات بیشتر دیپلماتیک و حقوقی علیه کشورمان در نهاد‌های بین‌المللی را به دنبال داشته باشد؛ بنابراین مسئله فقط قیمت نفت نیست. باید دید دربرابر حفظ این مزیت اقتصادی در جنگ، چه هزینه‌های سیاسی و راهبردی ایجاد می‌شود.

از سوی دیگر، حتی اگر مذاکراتی شکل بگیرد و قیمت نفت برای مدت دو یا سه هفته کاهش یابد، لزوماً به این معنا نیست که آثار افزایش قیمت نفت بر اقتصاد آمریکا از بین می‌رود. گفت‎وگو‌هایی در این سطح، اثرات ناشی از انسداد تنگه هرمز را بر اقتصاد آمریکا، به این راحتی کاهش نمی‌دهد.

اما نکته مهم‌تر این است که در سیاست، هیچ تصمیمی بدون هزینه و بازخورد نیست. این قاعده فقط درباره ایران هم صدق نمی‌کند. برای نمونه، ترامپ نیز می‎داند حمله به نفتکش‌های ایرانی می‌تواند قیمت نفت را افزایش دهد و حتی با هدف او برای پایین نگه داشتن قیمت انرژی در تعارض باشد؛ اما اگر از نگاه تصمیم‌گیر آمریکایی، چنین اقدامی منافع دیگری در حوزه نظامی، امنیتی یا سیاسی داشته باشد، هزینه افزایش قیمت نفت را می‎پذیرد؛ بنابراین موضوع اصلی این نیست که مذاکره قیمت نفت را پایین می‌آورد یا نه. این بخش از استدلال می‌تواند درست باشد. مسئله اصلی این است که در یک معادله چندبعدی، منفعت حفظ قیمت بالای نفت در برابر هزینه‌های سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی ادامه ندادن گفت‌و‌گو چقدر است؟

اگر قرار است از منطق هزینه – فایده صحبت کنیم، باید هر دوطرف معادله را همزمان دید. همان‌طور که نمی‌توان هزینه‌های گفت‌و‌گو را نادیده گرفت، نمی‌توان هزینه‌های سیاسی و دیپلماتیک نرفتن ایران به سمت گفت‌و‌گو را نیز صرفاً به دلیل حفظ قیمت نفت از محاسبه خارج کرد.

از این منظر، حتی اگر دیپلماسی به‌تنهایی مسئله‌ای را حل نکند، می‌تواند در کاهش برخی هزینه‌ها و ایجاد برخی ظرفیت‌ها مؤثر باشد. مثلاً اگر در هفته سوم و چهارم جنگ هیچ مسیری به سمت دیپلماسی و تفاهم باز نمی‌شد، بعید بود همان سطح از بازشدن برخی مسیر‌های زمینی برای کاهش آثار محاصره و همان میزان همکاری، ولو محدود، از سوی برخی کشور‌ها شکل بگیرد. حرف نگارنده دفاع از مذاکره به هر قیمت نیست. حرف این است که مذاکره، میانجیگری، ابتکار دیپلماتیک و استفاده از ظرفیت چین و روسیه باید در کنار قدرت نظامی و اقتصادی، به‌عنوان ابزار‌های تأمین منافع ایران دیده شوند. اگر مذاکره هزینه دارد، مذاکره نکردن هم هزینه دارد. در نهایت، آنچه در قوه عاقله نظام تصمیم‌گیری می‌شود، باید برآیند مجموعه همین هزینه‌ها و فایده‌ها باشد، نه صرفاً نتیجه نگاه کردن به یک متغیر مانند قیمت نفت.»

منبع: خراسان
x