مثقال طلا
وی ایکس اکستریم
کیان.
x
فونیکس
قهوه امکان
منطه
۲۱ / فروردين / ۱۴۰۵ ۱۳:۳۵

هاآرتص از شکست در جنگ با ایران نوشت/سه هدف اصلی آمریکا و اسرائیل محقق نشد

هاآرتص از شکست در جنگ با ایران نوشت/سه هدف اصلی آمریکا و اسرائیل محقق نشد

یک تحلیلگر روزنامه عبری هاآرتص با بررسی جنگ اخیر علیه ایران اعلام کرد آمریکا و اسرائیل به اهداف اصلی خود نرسیدند و محاسبات آنها با اقدامات ایران به‌ویژه در ماجرای تنگه هرمز به هم ریخت.

کد خبر: ۲۱۳۰۷۸۴
a market

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، تحلیل‌ها در محافل صهیونیستی درباره آتش‌بس و تسلیم شدن دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مقابل ایران همچنان ادامه دارد و در این راستا، امیر اورن، روزنامه‌نگار و تحلیلگر امور نظامی در روزنامه عبری هاآرتص، در گزارشی درباره شکست اسرائیل در دستیابی به اهداف جنگ علیه ایران صحبت می‌کند و به محاسبات اشتباهی که منجر به این شکست شد، می‌پردازد.

این تحلیلگر نظامی صهیونیست تاکید کرد که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر، بهای شکست مطلق این جنگ را از جیب خود نخواهد پرداخت.

او گفت که سه بُعد شکست آمریکا و اسرائیل در این جنگ عبارتند از: نظام ایران که سرنگون نشد، اورانیوم غنی‌شده‌ای که از اعماق زمین بیرون کشیده نشد، و تنگه‌ای که باز نشد؛ بنابراین هر چیز دیگری که در این زمینه گفته شود و تلاش برای توجیه شکست و تبلیغ پیروزی، صرفا داستان و بهانه است.

در ادامه این مقاله آمده است: نظام ایران پابرجا ماند، و پروژه هسته‌ای ایران همچنان وجود دارد (که اگر ترامپ توافق باراک اوباما، رئیس جمهور وقت آمریکا با ایران را با تحریک نتانیاهو نقض نمی‌کرد، این اتفاق نمی‌افتاد)، در حالی که محاصره ناوبری بین‌المللی توسط ایران با بستن تنگه هرمز، ترامپ را متحیر کرد.

نویسنده این مقاله توضیح داد که برتری نیروی هوایی اسرائیل و آمریکا مقابل ایران، نتایج واقعی به همراه نداشت، زیرا اهداف اصلی در این جنگ محقق نشد و پیروزی یا شکست با میزان ویرانی‌ها و تخریب‌های تحمیل شده به طرفین سنجیده نمی‌شود، بلکه بستگی به این دارد که هر یک از طرف‌ها به ویژه آغازکنندگان جنگ تا چه حدی در اهداف خود موفق شده‌اند.

اورن افزود: در مقابل، تنها حقیقت مطلق برای ما، آسیب دیدن جبهه داخلی و عمق، یعنی جبهه «مردم» اسرائیل است که نتانیاهو در تمام سال‌های خود آن را نادیده گرفت و رها کرد؛ در حالی که همواره مشتاق جنگ با ایران بود. همچنین علاوه بر جبهه داخلی اسرائیل، موقعیت استراتژیک آن در آمریکا و اروپا به ویژه میان ملت‌های آنها نیز به شدت زیر سوال رفته است.

وی اشاره کرد که در این جنگ همه چیز با زبان شروع شد و به پایان می‌رسد و زمانی که اصطلاحات استفاده شده توسط ترامپ و نتانیاهو را بعد از شکست فاجعه بار در جنگ با ایران بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم این سخنان همچون بادی هستند که از بادکنک پرگویی آنها خارج می‌شوند.

رفتار ایران در جنگ، آمریکا و اسرائیل را حیران کرد

در ادامه این مقاله تاکید شده است که اصطلاحات که تحریک‌کنندگان جنگ در وزارت جنگ اسرائیل و در رأس آنها نتانیاهو، و همراه با او ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش و ژنرال‌هایش و دیوید بارنیا، رئیس موساد و همچنین مسئولان کاخ سفید، در دام آن افتادند عبارتند از: اهداف در مقابل وظایف، ورودی‌ها در مقابل خروجی‌ها، ارزیابی و آمادگی، غافلگیری و حیرت، و معقولیت در مقابل احتمال.

نویسنده مذکور صهیونیست تصریح کرد که یک سیاستمدار یا حاکم می‌تواند گزینه‌های پیش روی خود را بررسی کند، که همه آنها بد هستند، و کارایی هر یک از آنها ناچیز است، با این حال یکی از آنها را انتخاب می‌کند و آن را به وضعیت موجود ترجیح می‌دهد؛ بنابراین در چنین شرایطی، احتمال انتخاب یک گزینه غیرمعقول در واقع خیلی بالاست.

بر اساس این مقاله، این دقیقاً همان کاری است که ایران با آمریکا و اسرائیل انجام داد؛ وقتی محاسبات ترامپ و نتانیاهو را به هم ریخت و به کشور‌های خلیج فارس حمله کرد و تنگه هرمز را بست. از دیدگاه سطحی و متکبرانه غربی این یک اقدام نامعقول و غیرمنطقی بود و بنابراین پیش‌بینی نمی‌شد ایران دست به چنین اقداماتی بزند، اما این محاسبات غلط از آب درآمد و در نهایت ترامپ مقابل رفتار ایران مجبور به عقب‌نشینی شد.

نویسنده روزنامه عبری هاآرتص همچنین اشاره کرد که بستن تنگه هرمز به معنای دقیق کلمه "غافلگیری" نبود، بلکه "حیرت" بود، زیرا "حیرت زمانی اتفاق می‌افتد که چنین سناریویی به ذهن خطور کرده باشد، اما به حاشیه رانده شده باشد و نتوان اجرای آن را پیش‌بینی کرد. " در اینجا ارتباط بین ارزیابی و آمادگی مطرح می‌شود؛ به طوری که حتی اگر احتمال بستن تنگه هرمز قبل از جنگ پایین ارزیابی شده بود، پنتاگون باید نیرو‌ها و برنامه‌های خود را برای خنثی کردن این اقدام، یا واکنش سریع به آن آماده می‌کرد.

او افزود که ارزیابی فقط یک عنوان است، و زیر آن فصل‌هایی قرار می‌گیرند مانند: ارزیابی دشمن، ارزیابی محیط، و ارزیابی خود، و در نهایت، ارزیابی وضعیت که مسئولیت تصمیم‌گیرندگان است نه مشاوران آنها. اما می‌بینیم که درمورد ترامپ، او اساسا ارزیابی نمی‌کند بلکه فقط با احساس خود تصمیم می‌گیرد و تابع امیال و هوس‌های خود است.

نویسنده مذکور صهیونیست تاکید کرد: این به خاطر تکبر و غرور ترامپ است که ادعا می‌کند همیشه حق با اوست و او با هوس خود تصمیم می‌گیرد؛ درحالی که نتانیاهو همواره با ملاحظات شخصی سیاسی و قضایی تصمیم‌گیری می‌کند.

ماپرا
ارسال نظرات