سران نظامی پیمان مکه در ایران | ماموریت مقامات منطقه چیست؟
اقتصادآنلاین: تحرکات دیپلماتیک در منطقه همچنان ادامه دارد و پس از ورود هیات قطری، مقامات ارشد امنیتی عربستان، ترکیه و پاکستان به ایران آمدهاند. آن هم در حالی که ایران و آمریکا در آستانه افزایش دوباره تنشها و حتی رویارویی نظامی قرار دارند.
گروه سیاسی: فضای منطقه دوباره بوی جنگ میدهد. اما سفر میانجیهای قطری و سپس حضور مقامهای ارشد امنیتی و نظامی ترکیه، عربستان و پاکستان در تهران، از تلاش کشورهای منطقه برای مهار بحران ایران و آمریکا حکایت دارد. تلاشی که شش روز پس از سفر عاصم منیر به تهران انجام شده، اما در سایه آمادهباش نظامی واشنگتن، تشدید حملات در تنگه هرمز و اوجگرفتن جنگ حوثیها و عربستان، با موانع جدی روبهرو است.
ایران در حالی میزبان مقامهای ارشد ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان است که نشانههای موفقیت دیپلماسی کمرنگ هستند و دو طرف تاکنون حاضر به پذیرش شروط یکدیگر برای رسیدن به تفاهم نشدهاند.

از پیام قطر تا نشست سهجانبه
یک روز قبل از حضور مقامات سه کشور عضو پیمان مکه، هیاتی از قطر به تهران آمد. سفری محرمانه که با فاصله یک روز به شکل رسمی تایید شد. رویترز میگوید آمریکا هیات قطری را به دلیل افزایش قیمت بنزین به تهران فرستاده است. به گفته سخنگوی وزارت خارجه این سفر هم ماهیت دوجانبه داشته و هم با نقش میانجیگرانه دوحه در روابط تهران و واشنگتن مرتبط بوده است.
اما این سفرها تاکنون نتوانسته دو طرف را به هم نزدیک کند و آرایش نظامی آمریکا در منطقه نیز، عدم پیشرفت مذاکرات را تایید میکند. براساس گزارشها، مقامهای ایرانی در جریان سفر پیشین عاصم منیر، به تهران اعلام کرده بودند تا زمان برآورده شدن شروط خود، مذاکرهای با واشنگتن انجام نخواهد شد. از سوی دیگر، دونالد ترامپ روز جمعه هشدار داده بود که آمریکا ممکن است عملیات نظامی دیگری علیه ایران انجام دهد.
به گفته عباس عراقچی، ایران به میانجیها طرحی هفت روزه ارائه داده که بر مبنای آن آمریکا ظرف شش روز محاصره دریایی و تحریمها را لغو میکند و سپس ایران تنگه هرمز را باز خواهد کرد.
اثر جنگ ایران و آمریکا بر عربستان
مطرح شدن ابتکار نشست مشترک سه کشور نیز در چارچوب میانجیگری بین ایران و آمریکا اهمیت دارد. نشستی که به پیشنهاد عاصم منیر برگزار شده است. به گفته مقامهای ایرانی، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور و محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز در این نشست حضور خواهند داشت.
حضور خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، در تهران یکی از مهمترین ابعاد این نشست است. ریاض از یک سو در چارچوب توافق دفاعی مشترک با ترکیه و پاکستان قرار گرفته و از سوی دیگر، در هفتههای اخیر با تشدید حملات موشکی و پهپادی حوثیهای یمن مواجه بوده است. این حملات، عربستان را به یکی از طرفهای درگیر جنگ تبدیل کرده و به همین دلیل سعودیها نگران شدتگرفتن حملات موشکی در صورت آغاز دوباره جنگ ایران و آمریکا هستند.
حتی گمانهزنیهایی درباره پیشنهاد به ایران برای پیوستن به این پیمان مطرح است. پیمانی که مرداد ماه امضا شد و براساس آن، حمله به یکی از کشورها، حمله همه اعضا تلقی میشود. با این حال، حضور وزیر دفاع عربستان در تهران را نباید بهخودیخود نشانه تغییر جهت راهبردی ریاض یا فاصله گرفتن آمریکا دانست. به نظر میرسد عربستان تلاش میکند با هر شیوهای، از گسترش جنگی که امنیت سرزمینی و منافع اقتصادی آن را تهدید میکند جلوگیری کند.
البته نشانه دیگر از آماده شدن عربستان برای جنگ، برنامه این کشور برای ذخیرهسازی نفت خام در تأسیسات زیرزمینی سنگاپور از نیمه دوم سال آینده میلادی است. مقامهای دو کشور اعلام کردهاند که این طرح با هدف تقویت امنیت عرضه نفت به بازارهای آسیایی دنبال میشود. ایجاد ذخایر نزدیک به بازارهای مصرف، در کنار تجربه پیشین آرامکو در ژاپن و کره جنوبی، نشان میدهد ریاض برای اختلالهای طولانیمدت در مسیرهای انتقال انرژی نیز برنامهریزی میکند.
میانجیگری در سایه پیمان دفاعی
ترکیه و پاکستان نیز در این نشست دو نقش متفاوت، اما مکمل دارند. حضور ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، نشان میدهد که گفتوگوها در سطح روابط دیپلماتیک معمول دنبال نمیشود و ملاحظات امنیتی در مرکز توجه قرار دارد. آنکارا با توجه به موقعیت جغرافیایی و پیوندهای اقتصادی خود با منطقه، از گسترش جنگی که میتواند به بیثباتی گستردهتر منجر شود، متأثر خواهد شد. به همین دلیل است که این کشور با آغاز دوباره جنگ مخالفت میکند.

پاکستان نیز پیشتر در تلاشهای میانجیگرانه میان ایران و آمریکا مشارکت داشته است. سفر عاصم منیر به تهران و طرح برگزاری نشست مشترک نیز جایگاه اسلامآباد را در این روند برجسته میکند. با این همه، عضویت پاکستان در پیمان دفاعی مشترک با عربستان، موقعیت این کشور را پیچیدهتر هم میکند. اسلامآباد باید هم در مهار بحران نقش ایفا کند و هم تعهدات امنیتی خود را در قبال ریاض در نظر داشته باشد.
نشانههای آمادهسازی برای دور جدید درگیری
با وجود تحرکات دیپلماتیک، گزارشهای نظامی آمریکا از تیرهتر شدن چشمانداز دیپلماسی حکایت دارند. به گزارش سیانان، دو مقام آمریکایی گفتهاند نیروهای ایالات متحده در خاورمیانه آمادهاند ظرف ۹۶ ساعت پس از دریافت دستور دونالد ترامپ، عملیات نظامی جدیدی را علیه ایران آغاز کنند. عملیاتی که ممکن است در مقیاسی گسترده انجام شود.
بازدید برد کوپر، فرمانده سنتکام از خلیج فارس و تنگه هرمز نیز در همین فضای پرتنش صورت گرفته است. سنتکام از عبور بیش از سه هزار کشتی تجاری با پشتیبانی نیروهای آمریکایی طی شش ماه گذشته خبر داده و مدعی شده است که بیش از ۹۵ درصد شناورها با ایمنی کامل از این آبراه عبور کردهاند. تهران در مقابل، بر کنترل خود بر تنگه هرمز تأکید میکند. اختلاف بر سر امنیت و کنترل این گذرگاه راهبردی، یکی از نقاطی است که در صورت ازسرگیری جنگ میتواند پیامدهای نظامی و اقتصادی بحران را تشدید کند و منجر به افزایش بیش از پیش قیمت نفت شود.
در اسرائیل نیز موضوع ایران اصلیترین محور انتخابات است. بنیامین نتانیاهو در روزهای پایانی کارزار انتخاباتی خود مدعی شده است که ۹۰ درصد کار نابودی برنامه هستهای ایران انجام شده و تنها ۱۰ درصد باقی مانده است. او همچنین از ترامپ خواسته حمایت علنی بیشتری از او به عمل آورد. برخی گزارشهای غیررسمی نیز مدعی هستند که نتانیاهو ترامپ برای حمله پیش از انتخابات تحت فشار گذاشته بود.
در حالی که ترامپ نیز ترجیح میدهد تا قبل از انتخابات کنگره در ۱۲ آبان جنگی آغاز نشود. در چنین شرایطی نتانیاهو بیش از هر زمان دیگری نزدیک از دست دادن قدرت است و احتمال تصمیمات غیرقابل پیشبینی از او بالا است.
دیپلماسی منطقهای در مقابل جنگ
کاهش قیمت نفت پس از انتشار گزارشهایی درباره تلاش میانجیهای قطری برای کاهش تنشها، نشان داد که بازارها همچنان به احتمال گشایش دیپلماتیک واکنش نشان میدهند. با این حال، افت قیمت نفت برنت از اوج ششماهه، بهتنهایی نشانه تغییر پایدار در چشمانداز عرضه انرژی یا کاهش احتمال درگیری نیست. بهویژه آنکه نگرانیها درباره حملات حوثیها و اختلال در مسیرهای انتقال نفت همچنان پابرجاست.
به گزارش اقتصادآنلاین، در چنین شرایطی که هر دو طرف برای سناریوی نظامی آماده میشوند، حضور میانجیها در تهران بیش از آنکه نشانه نزدیک بودن توافق باشد، بیانگر تلاش برای جلوگیری از بسته شدن آخرین مسیرهای دیپلماسی است. ایران و آمریکا هر دو خود را پیروز جنگ میدانند و تصور میکنند در صورت موافقتنکردن طرف مقابل با خواستههای آنها، در جنگ بعدی دست بالا را در اختیار خواهند داشت.