{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
کد خبر 378218

اختلاف حساب دو دوست قدیمی برای قناری‌های مغازه پرنده‌فروشی، گران تمام شد. ۱۵۰ جفت قناری در آتش این اختلاف و کینه سوختند و جان دادند. مرد جوان برای پس گرفتن طلبش نقشه هولناکی کشید. او انباری و کارگاه دوستش را به آتش کشید؛ کارگاهی که در آن چندین قناری بودند که همگی سوختند. این حریق عمدی در ساختمانی سه‌طبقه در محدوده مهرآباد جنوبی رخ داد و باعث مرگ ۱۵۰ جفت قناری و سوختن انباری کولرگازی‌ها به ارزش ۳۰۰‌میلیون تومان شد. عامل این آتش‌سوزی بعد از گذشت دو ماه دستگیر شد و به این کار اعتراف کرد.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شهروند، چهارم تیرماه امسال در تماس با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ حریق ساختمانی سه‌طبقه که به‌عنوان کارگاه کولرسازی، انباری و پرورش پرنده قناری استفاده می‌شد به کلانتری ۱۱۹ مهرآباد جنوبی اطلاع داده شد. پس از تأیید خبر اولیه توسط ماموران کلانتری، پرونده با موضوع حریق عمدی برای رسیدگی تخصصی به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ارجاع شد.

شاکی پس از حضور در پلیس آگاهی به کارآگاهان گفت: «ملک را برای پرورش قناری و تعمیرات کولر گازی و انباری اجاره کرده بودم. روز حادثه برای این‌که به قناری‌ها سرکشی کنم، راهی محل شدم ولی با صحنه بسیار دردناکی روبه‌رو شدم. کل ساختمان جلوی چشمانم در حال سوختن بود. تمامی قناری‌هایم در آتش تلف شدند، کولرگازی‌ها از بین رفتند. ارزش مالی این حریق عمدی نزدیک به ۳‌میلیارد ریال برآورد می‌شود.»

کارآگاهان پس از شنیدن اظهارات شاکی راهی محل حادثه شدند و در تحقیقات صورت‌گرفته و با بررسی تصاویر دوربین‌های مداربسته محدوده جرم، تصویر فردی در زمان حریق به دست آمد. با نشان دادن فرد مظنون به شاکی، او این فرد را شناخت و اعلام کرد این مرد «فرشاد» ۳۵ ساله، دوستش است که مدتی است با هم اختلافات شدیدی داشتند. با جمع‌بندی اطلاعات به دست آمده و انعکاس موضوع به بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه ۱۰ تهران، دستگیری فرشاد در دستور کار کارآگاهان اداره شانزدهم قرار گرفت.

کارآگاهان با انجام اقدامات پلیسی و بهره‌گیری از روش‌های علمی کشف جرم موفق به شناسایی مخفیگاه فرشاد در همان محدوده محل جرم شدند که روز ۴ شهریور در عملیاتی پلیسی او دستگیر شد. سرهنگ علی گودرزی، معاون جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: «با توجه به اعتراف متهم به جرم خود، او با صدور قرار قانونی از سوی بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه ۱۰ تهران روانه زندان شد.»

متهم در گفت‌وگویی  ماجرای آتش‌سوزی عمدی را روایت کرد:

  • با صاحب کارگاه دوست بودی؟

    بله، چند سالی بود که با هم رفیق بودیم. هیچ اختلافی با هم نداشتیم. تا این‌که چند وقت پیش با هم دچار اختلاف شدیم و از همان زمان کینه و دشمنی شروع شد.

  • اختلاف‌تان بر سر چه موضوعی بود؟

    در این چند‌سال که با شاکی دوست بودم، گاهی اوقات اگر به مشکل مالی برمی‌خوردم از او پول قرض می‌گرفتم. همیشه هم پول را به او برمی‌گرداندم. تا این‌که چند وقت پیش مبلغی را از او گرفتم ولی نتوانستم برگردانم. مدتی گذشت و او پولی که به من داده بود را طلب کرد و چندین‌بار تکرار کرد. مرتب می‌گفت پولم را بده، اما من دست و بالم خالی بود و نتوانستم طلبش را بدهم. برای همین عصبانی شدم و تصمیم به انتقام گرفتم.

  • یعنی فقط به دلیل این‌که پولش را می‌خواست این کار را کردی؟

    از او کینه به دل داشتم. با من رفتار بدی کرده بود و باعث شده بود از او بشدت عصبانی شوم. برای همین اقدام به آتش‌زدن ساختمان کردم و متواری شدم.

  • می‌دانستی که در آن‌جا پرنده هم وجود دارد؟

    اصلا حواسم نبود. آن لحظه خیلی عصبانی بودم و فقط می‌خواستم خسارتی به شاکی بزنم. می‌دانستم آدم در آن‌جا نیست، ولی حواسم به پرنده‌ها نبود.

ارسال نظر

آخرین قیمت ها از کف بازار
سایر بخش های خبری