{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
کد خبر 323171

پسری که در نوجوانی مرتکب قتل شده‌ بود بعد از بارها محاکمه در دادگاه کیفری استان تهران و چندین بار تبرئه در نهایت به قصاص محکوم شد و این حکم در دیوان عالی کشور مورد تأیید قرار گرفت.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شرق،  این نوجوان در سال 93 زمانی که 17ساله بود، جوانی به نام پرهام را به قتل رسانده و متواری شده‌ بود. متهم که مهرداد نام دارد دو بار اولی که محاکمه شد از مجازات قصاص معاف شد اما در سومین مرحله رسیدگی که با اعتراض اولیای ‌دم انجام شد، او به قصاص محکوم شد و این حکم مورد تأیید قرار گرفت.

براساس محتویات پرونده، سال 93 مأموران پلیس با شکایت خانواده جوانی به نام پرهام در جریان مفقودشدن او قرار گرفتند؛ چند روز بعد جسد پرهام پیدا شد. پلیس در تن‌پیمایی اولیه متوجه شد احتمالا پرهام قربانی یک انتقام‌گیری خونین شده ‌است. بررسی‌ها ادامه پیدا کرد تا اینکه مأموران متوجه شدند او آخرین بار با مهرداد پسر نوجوانی در ارتباط بود.

با شناسایی و بازداشت مهرداد که در زمان حادثه 17ساله بود، وی به اداره آگاهی تهران منتقل شد. مهرداد اتهام قتل را قبول کرد و گفت: مقتول قصد تعرض به من را داشت و بارها اقدام کرده ‌بود و من برای اینکه او را از سر راه بردارم و دیگر مزاحمم نشود، این کار را کردم.

با توجه به دفاعیاتی که متهم انجام داد و مدارک موجود در پرونده وی با صدور کیفرخواست برای محاکمه به شعبه 7 دادگاه کیفری استان تهران رفت. او در این شعبه محاکمه و به پنج سال حبس و پرداخت دیه محکوم شد چراکه براساس ماده 92 قانون مجازات اسلامی جدید نوجوانانی که مرتکب جرم حدی می‌شوند، درصورتی‌که رشد عقلی نداشته‌ باشند، بالغ محسوب نشده و مجازات حد شامل آنها نمی‌شود.

با اعتراض اولیای‌ دم پرونده به دیوان عالی کشور رفت و رأی صادره نقض شد؛ در ادامه پرونده به شعبه 7 دادگاه ارسال و متهم در آنجا نیز به پرداخت دیه و حبس محکوم شد. این حکم باز هم با اعتراض اولیای ‌دم نقض شد و این‌بار شعبه 5 دادگاه کیفری استان تهران به پرونده

 رسیدگی کرد.

در جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه 5 ابتدا کیفرخواست علیه متهم خوانده شد و سپس اولیای ‌دم در جایگاه قرار گرفتند و درخواست صدور حکم قصاص کردند. در ادامه متهم در جایگاه ایستاد و گفت: ماجرا از سال 90 وقتی که من 14ساله بودم شروع شد. آن روز به جشن تولد دوستم کیان دعوت شده بودم. در آن جشن که پرهام هم حضور داشت مشروب خوردم و مست شدم. از هوش رفته بودم که پرهام مرا آزار داد. پرهام به همه دوستانم گفته بود مرا آزار داده و آبرویم را پیش دوستانم برده بود. بعد از این ماجرا به افسردگی مبتلا شدم و دیگر حاضر نبودم از خانه خارج شوم.

وی ادامه داد: افکار منفی برای لحظه‌ای مرا رها نمی‌کرد تا اینکه به فکر انتقام‌جویی از پرهام افتادم. آن شب ساعت حدود 12 بود که پرهام با من تماس گرفت تا به دیدن او بروم. من هم به پارک رفتم و شالی را که همراه داشتم، دور گردن او پیچیدم که روی زمین افتاد و بیهوش شد. از ترس اینکه پرهام به هوش بیاید و با من درگیر شود، با دو تسمه گردنش را محکم بستم که جان سپرد. من جنازه را پشت شمشادها کشاندم و به خانه رفتم و از پدرم کمک خواستم ولی وقتی شنیدم پدرم قصد دارد با پلیس تماس بگیرد فورا خانه را ترک کردم و سراغ دوستم کیان رفتم.

این متهم گفت: کیان در جریان همه ماجراها قرار داشت. او همراهم به پارک برگشت و من جنازه را در یک کیسه خواب گذاشتم تا آن را با ماشین پدرم به خارج از شهر منتقل کنم، اما همان‌موقع پلیس سر رسید و من و کیان از ترس فرار کردیم.

وقتی کیان مورد پرسش قرار گرفت، گفت: در روز تولد من هم مهرداد مسئله آزار را مطرح کرد. آن روز خیلی حالش بد بود و خیلی ترسیده و پریشان بود؛ من ندیدم که به او تجاوز شود اما حالش نشان می‌داد که خیلی وحشت‌زده ‌است.

در این هنگام وکیل اولیای دم برخاست و ادعای مهرداد را رد کرد و گفت: این پسر دروغ می‌گوید که قربانی او را آزار داده است. او از کودکی بچه شروری بوده و حتی از 12سالگی حشیش می‌کشیده است. او بارها با دوستانش درگیر شده و همیشه در دعواها چاقو حمل می‌کرده است. ولی حالا با مطرح‌کردن این ادعا قصد دارد از مجازات قصاص در امان بماند.

هرچند وکیل مدافع اولیای ‌دم مدرکی دراین‌باره به دادگاه ارائه نداد اما همچنان اصرار داشت که متهم فردی شرور است.

سپس وکیل مدافع متهم به دفاع پرداخت و گفت: موکلم زمانی که دست به قتل زده فقط 17 سال داشته و به رشد عقلی نرسیده بود. در کمال عقل او شبهه وجود دارد و در حالی پزشکی قانونی با انجام تست، رشد عقلی وی را تأیید کرده که دو سال از این ماجرا گذشته بود و مهرداد 19 سال داشت. از این رو تقاضا دارم طبق ماده 91 قانون مجازات اسلامی موکلم از قصاص معاف شود.

وی همچنین گفت: مهرداد در مدتی که در کانون اصلاح و تربیت بود، رفتارش تغییر کرده است. او توبه کرده و می‌خواهد زندگی جدیدی را آغاز کند. حالا هم در زندان قرآن را فراگرفته و نگاهش به زندگی عوض شده است.

در پایان قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص محکوم کردند؛ این رأی این بار مورد اعتراض متهم قرار گرفت اما دیوان عالی کشور رأی صادره را تأیید کرد.

ارسال نظر

  • ناشناس
    ۰ ۰

    اگر واقعا این کارو باهاش کرده چرا باید اعدام بشه ؟؟

  • ناشناس
    ۰ ۰

    این کارها بو خین میده.

آخرین قیمت ها از کف بازار
سایر بخش های خبری