{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
کد خبر 382413

ایران و ۱+۴ در حالی روز چهارشنبه پیش رو در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد پیرامون توافق هسته‌‌ای نشست برگزار می‌کنند که این توافق در ماه‌های اخیر تحت تأثیر کارشکنی امریکا و فراز و فرودهای سیاسی این کشور نسبت به ایران قرار داشته است.

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایران، رابطه ایران و امریکا طی یک سال گذشته در سایه امتداد ناخرسندی این کشور از ناکام ماندن در دستیابی به هدفش یعنی ناگزیر کردن تهران به مذاکره مستقیم و در عین حال خودداری از بازگشت به اجرای تعهداتش در چارچوب برجام به نحوی کج‌دار و مریز پیش رفته است. واقعیت آن است که دونالد ترامپ پس از شکستن پیمان صلحی که به دشواری به دست آمد، اینک می‌کوشد بار دیگر تهران را  به انجام مذاکره ای دیگر ناگزیر کند اما حالا سطح تنش میان دو کشور تحت تأثیر تحریم‌های اعمالی از سوی این کشور تا حدی بالا رفته که هر احتمالی برای مذاکره مستقیم دو کشور تنها از یک طریق ممکن می‌شود؛ لغو همه تحریم‌های امریکا علیه ایران و بازگشت به برجام.

این پیش شرطی است که مقام‌های بلندپایه ایران برای صدور مجوز گفت وگو پیش پای دولتمردان امریکایی گذاشته و بازی را به زمین صبر خود کشانده‌اند. هیچ کاری مهم‌تر از صبر کردن نیست وقتی بدانید طرف مقابل هیچ استراتژی دیگری برای پایان دادن به بازی جز جنگ یا عقب‌نشینی از تصمیم اشتباه خود ندارد. ترامپ درک کرده که امریکا در حال از دست دادن زمان است و این اطمینان برای او حاصل شده که دیگر بازی‌هایی مانند افزایش تحریم یا جنگ روانی نمی‌تواند هموارکننده دستیابی به هدفی باشد که او اینک برای دستیابی به آن حاضر شده حتی به اقداماتی نامتعارف روی بیاورد.

چه ماجرای سفر ناگهانی چندی پیش وزیر خارجه ایران به «بیاریتز» فرانسه که همزمان با حضور رئیس جمهور امریکا در نشست گروه «هفت» انجام شد، از آن دست رویدادهایی بود که از اشتیاق وصف ناشدنی ترامپ برای دیدار مستقیم با مقام‌های ایرانی پرده برداشت. ماجرا از این قرار است که ظریف به اصرار رئیس جمهور فرانسه و همزمان با برگزاری نشست گروه «هفت» راهی «بیاریتز» فرانسه می‌شود تا از نزدیک در جریان رایزنی‌های پاریس با سایر کشورهای حاضر پیرامون عملیات نجات برجام قرار گیرد و در عین حال طرف‌های توافق را از آخرین مواضع ایران درباره برجام مطلع سازد.  هنگامی که مکرون، رئیس جمهور امریکا را از حضور ناگهانی ظریف در محل برگزاری نشست خبردار می‌کند و به او اطلاع می‌دهد که در حال رفتن به ملاقات وزیر خارجه ایران است، ترامپ با پافشاری از مکرون می‌خواهد که او را همراهی کند. درخواستی که با پاسخ منفی مکرون مواجه می‌شود. چه او بخوبی می‌دانست که تهران برای انجام چنین دیداری پیش شرط لغو همه تحریم‌ها را تعیین کرده است و دیدار بدون برنامه و ناگهانی ترامپ با ظریف می‌توانست همه محاسبات فرانسه را هم در مسیر مذاکره با ایران بر هم بزند.

حقیقت عریان این است که اشتیاق ترامپ برای ملاقات با یک مقام ایرانی (حتی در سطحی پایین‌تر) آن هم در زمانی که خواسته‌های ایالات متحده از سوی ایرانی‌ها برآورده نشده نشان می‌دهد که ترامپ می‌خواهد دولتش را از آستانه یک فاجعه دور کند. اینکه او کوشید در «بیاریتز» فرانسه تابوی گفت وگوی مستقیم با مقام‌های ایرانی را که پیشتر در ماجرای تماس چند دقیقه‌ای باراک اوباما با حسن روحانی به یک قدمی شکسته شدن رسیده بود، بشکند، ثابت می‌کند وضعیت بحرانی در پشت پرده چقدر برای او جدی است. اهرم فشار او یعنی تحریم‌ها و سیاست قلدرمآبانه‌اش به پاسخی مثبت برای دیدار با روحانی نینجامیده و او نتوانسته است موضوع رابطه بحرانی تهران و واشنگتن را با استانداردهای ذهنی خود حل و فصل کند و آن را به برگ برنده‌ای برای دور نخست ریاست جمهوری‌اش تبدیل کند.

چرا تحریم دوباره؟

اما چرا ترامپ با وجود آشکار شدن همه این ناکامی‌ها همچنان ایران را تحریم می‌کند؟ او دو روز پیش چند نهاد بانکی ایران، از جمله بانک مرکزی ایران را تحریم کرد. کاری که بی تردید سایه آن بر دیدارهای دیپلماتیک مجمع عمومی سازمان ملل و برگزاری نشست 1+4 سنگینی خواهد کرد و چه بسا شکاف میان تهران و واشنگتن را عمیق‌تر سازد. اغلب ناظران بین‌الملل پاسخ مشترکی به این سؤال می‌دهند و آن اینکه ترامپ دیدگاه منسجم و تعریف شده‌ای در سیاست خارجی خود ندارد. هر چند بسیاری از امریکایی‌ها معتقدند سیاست‌های کج‌دار و مریز و پیش‌بینی ناپذیر ترامپ پایبندی به قواعد گزاره‌ای است که پیش‌تر توانست پیروزی او را در انتخابات ریاست‌ جمهوری سال 2016 امریکا رقم بزند و آن اینکه او به‌خلاف کارکشته‌های سیاست، «هنر معامله‌گری» می‌داند و این هنر بر اساس یک الگوی ذهنی موسوم به«تئوری مرد دیوانه» برای

برهم زدن محاسبات طرف مقابل و وادار کردن او به تسلیم و گرفتن امتیاز استوار است، اما به نظر نمی‌رسد که سیاست متناقض و سیال این روزهای دولت امریکا در قالب این تئوری جای گیرد.  چراغ سبز به معاف شدن شماری از مشتریان نفتی ایران از تحریم‌های فرامرزی، کنار گذاشتن جان بولتون، چهره تندروی دولتش، درخواست مذاکره بدون پیش شرط با ایران و در عین حال تحریم دوباره آن در مواجهه با پیش شرط ثابت ایران یعنی لغو همه تحریم‌ها تنها وجوهی از سیاست آشفته و ناکام کاخ سفید را نشان می‌دهد. سیاستی که وزیر خارجه ایران در پیامی توئیتری با اشاره به تحریم‌های جدید علیه ایران، آن را نشانه «استیصال» این کشور خوانده است.

 پمپئو دور میز وزرای خارجه می‌نشیند؟

همه شواهد و قرائن نشان می‌دهند که امریکا اساساً قصد و توانی برای راه‌اندازی جنگی دیگر را ندارد و وقتی از تهدید به تقابل نظامی با ایران دم می‌زند و نشانه‌ای از عقب‌نشینی ایران مشاهده نمی کند به درخواست مذاکره روی می‌آورد و پس از مواجهه با مقاومت تهران باز هم تحریم می‌کند. احتمالاً ترامپ قبلاً فکر می‌کرده است که تحریم راهی برای واداشتن ایران برای مذاکره مستقیم و برگ برنده‌ای برای انتخاب دوباره او در دور دوم ریاست جمهوری است اما سؤالی که اکنون مطرح است این است: آیا او هنوز هم بر این باور است؟

ایران البته راه مذاکره با نمایندگان امریکایی در هر سطحی را نبسته و اعلام کرده در صورت بازگشت کاخ سفید به توافق هسته‌ای، این امکان برای امریکا وجود دارد که در قالب نشست‌های 1+5 با نمایندگان ایران دیدار و گفت و گو کند. حالا بعد از اوج گرفتن تنش‌های اخیر بین ایران و امریکا، اولین نشست اعضای برجام در سطح عالی وزرای خارجه به گفته محمدجواد ظریف چهارشنبه پیش رو در نیویورک برگزار می‌شود. پمپئو در صورتی می‌تواند دور این میز بنشیند که تصمیم جدید و جدی بگیرد و آب رفته را به جوی برگرداند.

ارسال نظر

  • ناشناس
    ۰ ۰

    تو این مملکت همه مردم رو یه چیز دیگه فرض کرده و کوچکترین احترامی برای شعور مردم قائل نیستن!!

آخرین قیمت ها از کف بازار
سایر بخش های خبری