{{weatherData.name}} {{weatherData.weather.main}} C {{weatherData.main.temp}}
کد خبر 352806

در طی سالهای متمادی فرضیاتی که مطالعات اقتصادی را جهت‌دهی می‌کنند دچار تغییرات عمده‌ای شده‌اند.

اقتصاد علمی است درباره این که کشورها چطور کالاها و خدمات را تولید می‌کنند و چطور آن‌ها را مصرف می‌کنند. علم اقتصاد وضعیت مالی جهان را در نقاط حساس تاریخی تحت تأثیر قرار داده است.

به بیان دیگر می‌توان گفت علم اقتصاد یکی از ارکان حیاتی و روزمره تمام افراد است.

در طی سالهای متمادی فرضیاتی که مطالعات اقتصادی را جهت‌دهی می‌کنند دچار تغییرات عمده‌ای شده‌اند.

بسیاری بر این باورند آدام اسمیت ( فیلسوف اخلاق گرای اسکاتلندی در دوران روشنگری) بود که عمل اقتصاد را پایه ریزی کرد.   اگرچه خود او تحت تأثیر نویسندگان فرانسوی‌ای بود که نفرت خود را از مرکانتیلیسم بروز داده بودند. در واقع اولین مطالعات در مورد این‌که اقتصاد چگونه عمل می‌کند، توسط نویسندگان فرانسوی فیزیوکرات انجام شده است. آدام اسمیت نیز تعداد زیادی از ایده‌های آنان را بررسی کرد آن‌ها را به سمت اینکه اقتصاد چگونه کارکردی باید داشته باشد، گسترش داد.

اسمیت باور داشت که رقابت باید خود تنظیم‌کننده باشد و دولت نباید از طریق تعرفه‌ها، مالیات‌ها و یا به هر طریق دیگر، مشارکتی در اقتصاد داشته باشد؛ مگر این‌که دخالت دولت در راستای کمک به رقابت در بازار آزاد باشد. تعداد زیادی از تئوری‌های اقتصادی حال حاضر، حداقل در برخی جوانب، واکنشی هستند به زمینه‌ی بنیادی کار اسمیت.

اقتصاد به زبان ریاضی

لئون والراس، اقتصاددان فرانسوی، در کتاب خود با عنوان «عناصر اقتصادهای ضعیف»، مفاهیم جدیدی را وارد اقتصاد کرد. والراس به ریشه‌ی تئوری‌های اقتصادی بازگشت و مدل‌ها و تئوری‌هایی را بازسازی کرد که نشان‌دهنده‌ی چیز جدیدی بودند که او در نهایت دریافت. تئوری موازنه‌ی عمومی حاصل کار او بود. علاوه بر این او تلاش کرد تا مفاهیم اقتصاد را به جای استفاده از زبان معمول، به صورت آماری و به زبان ریاضیات ارائه نماید. سپس آلفرد مارشال مدل ریاضی اقتصاد را به سطح بالاتری ارتقا داد. او مفاهیم بسیاری را پیش کشید که بسیاری از آن‌ها هنوز هم به خوبی درک نشده‌اند. مفاهیمی از قبیل مزیت مقیاس، مطلوبیت نهایی و پارادایم بهای واقعی.

تقریباً غیرممکن است که یک اقتصاد را به دقت یک علم آزمایشگاهی رساند، از این رو اقتصاد در حاشیه‌ علوم قرار دارد. اگرچه از طریق مدل ریاضی اقتصاد، برخی نظریه‌های اقتصادی قابل آزمایش شده‌اند.

تفکرات اقتصادی به دو شاخه عمده تقسیم می‌شوند

  • شاخه تئوریک

  • شاخه کاربردی

اقتصاد تئوریک یا اقتصاد نظری زبان آمار و ریاضیات و مدل‌های محاسباتی را  به کار می‌گیرد تا مفاهیم خالص را مورد آزمایش قرار دهد. این نوع اقتصاد به نوبه‌ی خود به اقتصاددانان کمک می‌کند تا حقیقت اقتصادهای کاربردی را دریابند و آن را به شکل سیاست‌ دولتی درآورند. چرخه‌ی کسب‌وکار، چرخه‌ی شکوفایی و زوال و اقدامات ضد تورم همگی حاصل علم اقتصاد هستند و فهمیدن آن‌ها به دولت و بازار کمک می‌کند تا با این متغیرها سازگار شوند.

اقتصاد کاربردی به کاربرد نظریه‌های اقتصادی و اقتصادسنجی در حوزه‌های عملی، اطلاق می‌شود. اقتصاد کاربردی با بهره‌گیری از تئوری‌های اقتصادی و اقتصادسنجی، در حل طیف وسیعی از مسائل عملی همچون جمعیت‌شناسی اقتصادی، اقتصاد کار، اقتصاد کسب و کار، اقتصاد کشاورزی و سازمان‌های صنعتی، اقتصاد توسعه، اقتصاد آموزش، اقتصاد سلامت، اقتصاد پولی و اقتصاد بخش عمومی، کمک می‌نماید.

ارسال نظر