کد خبر 232582
A

نویسنده: محمدرضا فرهادی پور*

میل به بهتر کردن شرایط از رحم مادر با ماست و هرگز تا لحظه مرگ رهایمان نخواهد کرد. (آدام اسمیت، ثروت ملل).

خیریه و امور خیر که سوار بر استدلال نوع دوستی است برای خودش تخصصی است که در ایران امروز و طی ده روز گذشته به جد با چالش مواجه شده و بابهای جدیدی را فتح کرده است.

استاد علوم سیاست که باید درسش را به دانشجویان بدهد، کار و بارش را رها کرده و رفته دنبال کاری که نهادهای دیگری باید آن را انجام دهند؛ کاری که تخصص آن را حتمن ندارد.

مربی فوتبالی که باید تیمش را تمرین دهد تیم را رها کرده و به جای استفاده از تعطیلات لیگ رفته در کاری که ذره ای تخصص ندارد، نقش کنشگر اجتماعی امداد نجات را ایفا می کند.

ساده بگوییم خر تو خر شده است.

جای سگ آموزش دیده را سگ خانگی گرفته است.

ناامیدی از دولت که در میزان آن به جد و جهد اغراق شده،  باعث هرج و مرج شده است. این هرج و مرج طلبی خیریه ای گرچه در کوتاه مدت گروهی را خوش می آید، اما در بلندمدت به یک گرفتاری تبدیل خواهد شد.

ساخت ویرانشهرهای زلزله نیاز به تفکرات آرمانشهری دارد و نه هجوم وحشتناک کمکها. نداشتن زمانبندی و مدیریت زمان و مدیریت ارسال و نبود سازماندهی باعث هدررفت انرژی اجتماعی شده است.

درس گرفتن از تاریخ خودش تخصصی است که با کمتر توسعه یافتگی سر سازگاری ندارد.

آلبرت هیرشمن در کتاب "پیشرفتن با جمع" نشان می دهد چطور مردمان آسیب دیده از بلایای طبیعی یا بلایای انسانساز یا دولتساز با تشکیل تعاونی ها و خیریه ها و براساس تجارب مشارکت در کنشهای جمعی پیشین اقدام به بهبود زندگی خود می کنند و در این مسیر از راهنمایی نهادهای خیریه مشهوری مثل آکسفام بهره مند می شوند.

اقدامات ابتکاری در هنگامه نیاز با شکلدهی یک ساختار یا نهاد جدید می توانند به حل مشکل از مسیر درستش کمک کنند، وگرنه از مسیر منحرف خواهند شد. کنشهای کاملا شخصی سلبریتیها اگر در دل کنش جمعی سازماندهی شده هضم نشوند، فقط برای سلبریتی آب و نان و نام می شوند.

یادگیری از گذشته باید چراغ راه امروز و آینده کنشهای جمعی ما باشد.

*کارشناس اقتصادی

اخبار مرتبط

ارسال نظر

عناوین بیشتر

آخرین اخبار عناوین بیشتر