کد خبر 73975
A

معاون اول دولت دهم در نامه‌ای افشاگرانه به سوابق دوستی خود با محمود احمدی‌نژاد اشاره و با گلایه از وی اعلام کرد: گیریم که امروز در منظر مردم محکوم شدم اما دیر نخواهد بود که روزنامه اعمال ما نزد خدای متعال گشوده می‌شود و حق و باطل نمایان می‌گردد.

متن کامل نامه‌ رحیمی به احمدی نژاد که در اختیار ایلنا قرار گرفته به شرح ذیل است: بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای دکتر احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم دولت های نهم و دهم سلام علیکم این مختصر را چگونه می‌توانم آغاز کنم جز آنکه بگویم: چون دوست دشمن است شکایت کجا برم؟ البته شما دشمن نبوده‌اید و مرا با شما دوستی و رفاقت دیرینه ایست که مربوط به سال‌های اخیر نیست. نیک می دانید و دیگران هم خوب است در این مجال مطلع شوند که رفاقت من و شما به سال‌های دوری بر می‌گردد که در کردستان و آذربایجان غربی بودید و سپس به اردبیل رفتید تا تقدیرمان این باشد که هر دو استانداری دولت ششم را تجربه کنیم. گذر زمان شما را به ریاست جمهوری و بنده را به خدمتگزاری در دیوان محاسبات کشور رساند. از ابتدای آشنایی، هم من و هم شما همواره حق رفاقت بجا آورده‌ایم و در برخی مواقع هم اختلاف دیدگاه‌هایمان مانع از تداوم رفاقت‌هایمان نشد، در همان دوره البته افراد منتقد با بهانه جملات مقلوب شده جریان رسانه‌ای تخریب بنده را کلید زدند و متهم به اغراق و تملق شدم. چندی گذشت و اصرار کردید که به جمع دولت بپیوندم؛ پاسخم منفی بود با این استدلال که اگر در دیوان بمانم بیشتر منشأ کمک و خدمت به کشور خواهم شد. نپذیرفتید و بدون اطلاع من حکمی صادر کردید و با حفظ سمت به عنوان معاون حقوقی منصوب نمودید که خلاف مقررات بود. چاره ای نداشتم جز آنکه از دیوان محاسبات استعفاء بدهم و به همین خاطر باعث رنجش برخی از دوستان قدیمی و صمیمی‌ام شدم و آغاز رنجش‌ها هم از همانجا شروع شد. به دولت آمدم و آنچه در توان داشتم در طبق اخلاص گذاشتم و در انجام وظایف محوله بویژه ترمیم روابط دولت و مجلس کوتاهی نکردم. در اواخر دولت نهم بود که به دلایلی که هنوز هم برخی از آنها برای من نامعلوم است، چند تن از اعضای دولت را کنار گذاشتید و حتما خاطرتان هست که من از باب مشورت مخالف بودم و دلایلی آوردم و وقتی نپذیرفتید، یادآوری کردم که دولت از نصاب می‌افتد و نیازمند رأی مجدد اعتماد مجلس می‌شود. ماجرای معاون اولی پیش آمد. بعد از ناکامی گزینة اول، به بنده پیشنهاد دادید. و همان موقع گفتم که با وجود کینه‌های سیاسی و برخی زخم‌های کهنه، از من بگذرید، زیرا عاقبت کار را می‌دانستم که برخی مخالفان سیاسی با عنادورزی به دنبال هتک حیثیت و بر باد دادن آبرویم خواهند بود؛ اما باز هم مخالفت با تصمیم شما سخت بود. آقای دکتر احمدی نژاد؛ دوست عزیز و قدیمی! در دولت دهم همة اعضاء شاهد و گواهند که جز کار و کار به چیزی نمی‌اندیشیدم و 6 صبح تا 12 شب، حداقل زمانی بود که مصروف خدمت در دفتر کارم می کردم. و این جدیت در کار از نگاه منصف نمایندگان محترم وقت مجلس شورای اسلامی پنهان نماند و در نا مه‌ای به امضاء 211 نفر تقدیر خود را از انتصاب شما اعلام نمودند. زمان گذشت و رفته رفته احمدی‌نژاد و رفتارهایش متفاوت از سال‌های گذشته شده بود. هربار که به مشورت می‌نشستیم به سروش آسمانی کذایی بیشتر توجه می‌کردید تا مشورت‌های ناشی از تجربه های مختلف من. در سال آخر دولت اصرارتان بر کاندیداتوری فرد مورد نظر چنان بود که گویی از جایی به شما الهام می‌شده است و حاضر نبودید حرفی غیر از آن بشنوید و نظر بنده و جمعی از همکارانم در دولت را نپذیرفتید و وقعی ننهادید تا جایی که اینجانب با همفکری برخی از اعضای کابینه چاره‌ای نداشتم جز اینکه در شرایط سخت عمل جراحی همسرم برای ثبت در آیندة تاریخ و برای دلگرمی همکارانم در دولت خطر کنم و به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ثبت نام نمایم تا به طور نمادین اختلاف نظرم را با رویکرد شما بیان کنم و البته در نهایت باز هم به اصرار شما، بازی را بار دیگر در صحنة رفاقت باختم و باز هم حرفتان را گوش کردم و علیرغم میلم انصراف دادم. آقای دکتر احمدی نژاد! در جریان قهر شما پس از ماجرای آقای مصلحی بسیاری از دوستان شما تلاش کردند که من هم کار را رها کنم تا دولت بخوابد و بسا کسانی که به من گفتند آماده باشم برای عهده دار شدن کفالت ریاست جمهوری. اما گفتم حوصله کنید احمدی نژاد باید برگردد که من میانه او و خودم را با خدمت به نظام آزموده‌ام که: ما را سریست با او که گر خلق روزگار دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم. ذکر یک نمونه دیگر از خاطرات تلخ این دوره شاید خالی از فایده نباشد. به یاد دارید که خودم را در فضای سیاسی و رسانه‌ای سپر کردم تا خانم دکتر دستجردی که پرتلاش و مردانه در میدان کار بود از دولت خارج نشود؟ اما متاسفانه شما لجبازی کردید و به بهانه تعلل در عزل رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران که فردی توانمند و متعهد بودند، او را عزل کردید و مرا هم نزد رسانه‌ها و افکار عمومی سکه یک پول ساختید و البته همان موقع در جریان قرار گرفتم که با مشورت اطرافیان پیش‌نویس عزل بنده را هم آماده کرده بودید. و اما اینک که از هر سو مورد هجمه قرار گرفته‌ام و نا آگاهان نیز گمان کرده‌اند که درهای رحمت خدا به روی بندگان، راه در دالان‌های سیاست دارد و رسانه‌ها عرض و آبرو و حیثیت 35 ساله خدمت و امنیت و آسایش همسر بیمار و دختران رنجورم را به باد داده‌اند و بی آنکه اصل ماجرا را بدانند و تبیین کنند حدیث مدعی را با کینه بر سر بازار جار می‌زنند و بر سر تقسیم غنائم این آبروریزی و هتک حیثیت، مسابقه و مناظره راه انداخته‌اند. شما بهتر از هر کسی می‌دانید که در 5 سال گذشته، مگر به ضرورت، در مقام پاسخگویی به رسانه‌ها برنیامده‌ام. مگر آنجا که استانداری کردستان، تراکتورهایی را که دولت به کشاورزان منطقه هدیه داده بود و با ابتکار خودشان بطور نمادین آرم مقدس الله مندرج در پرچم جمهوری اسلامی ایران را طراحی و به نمایش درآوردند و برخی رسانه‌های مغرض آن آرم مقدس را تعبیر به جمله‌ای از باب مداهنه نمودند، و تا امروز از سر جهل مرا مورد طعن و شماتت قرار می‌دهند، پاسخی داده‌ام؟! آیا وقتی در حضور رئیس کمیسیون آموزش مجلس، وزیر علوم وقت و جمعی از اساتید دانشگاه از رساله دکتری خود دفاع کردم و فرد مدعی را به خاطر ادعای کذب در دادگاه محکوم نمودم، سخنی به رسانه‌ها کشاندم تا دفاعی کرده باشم؟! آیا وقتی با تلاش همکارانم در دیوان محاسبات، فساد موجود در بیمه ایران را افشاء کردم و با یک مهندسی معکوس، خود متهم آن شدم، جمله‌ای در دفاع بر زبان آوردم؟! یا وقتی برای نخستین بار مفاد قرارداد ننگین کرسنت را در حضور رسانه‌ها بالای دست گرفتم و آن را متوقف کردم، کسی در برابر انتقام گیری مخالفین، حتی آخ از زبان من شنید؟! همه آنچه ظرف چندین سال بر من رفته است، یک طرف ماجرا است و البته این زخم وقتی "کاری" می شود که جنابعالی نیز مصلحت را در آن می‌جویید که دامن خود را از آن برچینید! آقای احمدی نژاد؛ دوست عزیز و قدیمی! آیا بهتر نبود با اطلاعی که به صحت و سلامت زندگی من که از نزدیک با آن آشنا هستید داشتید، گواهی می‌دادید؟ و شهادت می دادید که من به بیت المال خیانت نکرده‌ام و زندگی‌ام به ریالی مال حرام آلوده نیست؟ آیا نباید می‌گفتید که رحیمی پس از عمری خدمت چون حقوق و مزایای بازنشستگی‌اش برقرار نشده، برای گذران زندگی به سختی افتاده است؟ آقای احمدی نژاد، براستی نمی‌دانید یا فراموش کرده‌اید که ماجرای این پرونده چیست؟ شاید فراموش کرده‌اید که رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های گاه و بیگاه شما را می‌خورد. یادتان می آید در ماجرای یکشنبه سیاه چقدر اصرار کردم که نکنید و آبرو نبرید و بگذارید از مجاری قانونی، ماجرا پی‌گیری شود. من با توکل بر خداوند و به گواه وضعیت دیروز و امروز زندگی‌ام که تغییری نکرده و شاهد سلامت زندگی من است تا لحظة آخر و تا جایی که قانون اجازه می‌دهد در پی اعاده حیثیت و اثبات بی‌گناهی خود و خانواده‌ام هستم. اما شما نیز گویا مانند برخی رسانه‌های معاند خارجی وناآگاه به این نتیجه رسیده‌اید که هرچه هست همین فضای غبار آلود رسانه‌ها و دعواهای سیاسی است؟ گیریم که امروز در منظر مردم محکوم و در آینده نیز با استناد به همین اخبار و اطلاعات آمیخته حق و باطل و منازعات دور از حق و عدالت اصلاح طلب و اصول گرا، تاریخ را نیز اینگونه نوشتند، اما دیر نخواهد بود که روزنامه اعمال ما نزد خدای متعال گشوده می‌شود و حق و باطل نمایان می‌گردد. از آنکه جاهل است و یا مغرض است، توقع و یا اعتراضی ندارم. بر رسانة ملی که با تغییرات جدید متاسفانه در پی جلب و جذب مخاطب به هر قیمتی، برآمده و به بهانه تبیین راهکار مبارزه با مفاسد اقتصادی، میدان‌هایی فراخ برای عقده گشایی علیه ارگان‌ها و نهادهای انقلابی و تریبونی برای تطهیر فتنه گران فراهم می آورد، هرجی نیست. اما از دوستی که از 5 سال پیش در جریان رنج‌هایی که بر خود و خانواده‌ام رفته است، و از نزدیک اشک دختران، رنجوری همسر، سکتة منجر به مرگ مادر، سکتة خواهری که افتخار دارد شهیدی را نثار انقلاب اسلامی کرده است و اشک چشم برادری که هنوز از ترکش خصم التیام نیافته است را دیده، و من بخاطر تداوم دوستی با او از خودگذشتگی‌ها کرده ام و تا امروز که بیانیه دو پهلویش را در دفاع از خودش دیدم، کلامی در تضعیفش بر زبان نیاورده‌ام، این انتظار نمی‌رفت که از مضمون بیانیه دو صفحه‌ای اش، جز برائت از رحیمی، استنباط نشود. آقای احمدی نژاد عزیز! برای آگاهی ملت شریف ایران و یادآوری مجدد بار دیگر می‌گویم که: همواره در آستانه برگزاری انتخابات مجلس، کمیته‌هایی برای برنامه‌ریزی و راهبری امر انتخابات توسط جریانات سیاسی تشکیل می‌گردد. در این راستا برای انتخابات مجلس هشتم نیز کمیته‌ای متشکل از برخی چهره‌های اصولگرا برگزار و بنا شد از کاندیداهای اصولگرا در سطح کشور از طریق کمک‌های غیردولتی پشتیبانی مالی شود. در میان افراد کمک کننده فردی به نام جابر ابدالی که از سوی برخی نمایندگان مجلس و مقامات قضایی و اجرایی به اینجانب معرفی شده بود، برای کمک اعلام آمادگی نمود. بنده نیز به واسطة حساسیت و اطمینان خاطر از سالم بودن کمک‌های نامبرده همچون سایر موارد در خصوص ایشان از طریق حراست دیوان محاسبات از مجاری ذیصلاح، در خصوص وی استعلام کردم که پس از اطمینان و پاسخ مثبت که اسناد آن ضمیمة پرونده است، برای دریافت کمک از وی اعلام آمادگی نمودیم و از وی خواستیم که به کاندیداهایی که ما معرفی می‌کنیم از محل حساب شخصی و با چک بانکی خودش کمک نماید. در نهایت نامبرده مجموعاً یک میلیارد و دویست میلیون تومان را به این امر اختصاص داد و البته کلیة اسناد و کپی چک‌های صادره که به قریب 170نفر از کاندیداهای مجلس هشتم پرداخت شده است در پرونده ثبت و ضبط است و همه آن به مصرف انتخابات رسید. بنابراین کل این مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان بوده و عینا به حساب نامزدها پرداخت گردیده است. آیا شما اطلاع نداشتید که کل ماجرا همین است که متاسفانه در اثر اطلاع رسانی نادرست و مغرضانه و نگاه سیاسی خصمانه به موضوع یک کلاغ چهل کلاغ کردند که فلانی برده است و خورده است. وقتی کمک کننده این یک میلیارد و دویست میلیون تومان و نیز دریافت کنندگان، مشخص و معلوم هستند، لذا باید پرسید ارتباط این موضوع با بنده چیست؟ و آیا به اندازه همه جرائمی که برای اینجانب تعیین شده است، می‌توان عمل مجرمانه از ماوقع آنچه گفته شد، استخراج نمود؟ آیا آسیبی که ظرف 5 سال گذشته در افکار عمومی و بطور گسترده در تیراژ میلیون‌ها بار در رسانه‌های داخل و خارج به خود و خانواده‌ام وارد شده است، کمتر از مجازاتی است که در این حکم برایم تعیین شده است؟ درپایان توفیق و عاقبت بخیری همگان را از خداوند متعال خواستارم. والسلام محمد رضا رحیمی

  • ناشناس
    0 | 0

    آخ دلم سوخت این آدم چقدر بیگانه

  • مهدی.ن
    0 | 0

    هااااااا . چوبشو خوردی؟ البته خیلی ها چوبشو خوردند . بدونید که در اون دوران چه کارهایی که نشد و مردم ازش بیخبرند . کجاهستند دلواپسان

  • ناشناس
    0 | 0

    میگم تا الان چرا اینا رو مخفی کرده بودین
    نکنه در پی اقدام اقای احمدی نژاد تصمیم به افشای این موارد کردین؟
    من چیزی نمی دونم و قضاوتی هم نمی کنم که چه بین شما گذشته
    ولی اینو بدونین اگه این چیزای که گفتین و خیلی از چیزایی که نگفتین واقعیت داشته باشه و شما در مقابل اونا تا الان سکوت کردین به مملکت و ملت ایران خیانت کردین
    شک نکنین

  • ناشناس
    0 | 0

    بابا اینا دیگه چه موجوداتی هستن . خدایا به تو پناه میبرم

  • حسین
    0 | 0

    اینهمهخ اخلاص داشتی که قضیه بیمه ایران و حلقه فاطمی رو بوجود آوردی اگه نداشتی چیکار می کردی؟!!!

  • ناشناس
    0 | 0

    کجان اونایی که از این آدما طرفداری می کردن...دتیا دار مکافاته...

  • محمد
    0 | 0

    ما رکورد زدیم.ما رکورد زدیم.میدونید که چی میگم.

  • کردستانی
    0 | 0

    جیک جیک مستونت بود،فکرزمستونت بود!؟

  • ناشناس
    0 | 0

    اشک تمساح

  • ناشناس
    0 | 0

    کل جریمه رو بده و حبسش رو بره که نمیره یک ده هزارم فساد مالیش نمیشه خیلی هم سخت بگیرن فرار میکنه خارج

  • ناشناس
    0 | 0

    تجسم واقعی دروغ و فساد و وقاحت هستند این جماعت

  • ناشناس
    0 | 0

    دلم کباب شد بدبخت مگه چقدر دزدیده همش یه میلیارد که اصلا پیش اختلاس پدیده شاندیز و بابک جون چیزی حساب نمیشه

    • .
      0 | 0

      پدیده شاندیز اختلاس کرده؟؟؟
      لعنت بر آدم دروغگو

  • حمید
    0 | 0

    "بر رسانة ملی که با تغییرات جدید متاسفانه در پی جلب و جذب مخاطب به هر قیمتی، برآمده و به بهانه تبیین راهکار مبارزه با مفاسد اقتصادی، میدان‌هایی فراخ برای عقده گشایی علیه ارگان‌ها و نهادهای انقلابی و تریبونی برای تطهیر فتنه گران فراهم می آورد، هرجی نیست"جناب آقای رحیمی شما با همین جمله در محضر بسیاری از ملت بدلیل تهمت و افترا مدیونید پس خواهشا مظلوم نمایی نکنید.

  • ناشناس
    0 | 0

    این آقاخط قرمز احمدی نژاد بود ! کسی جرات سوال کردن نداشت

  • ناشناس
    0 | 0

    همه سر و ته یه کرباسین

  • ناشناس
    0 | 0

    در اخرین سفر دولت احمدی نژاد به اهواز یادت بود که نماینده های خوزستان را در استانداری از جلسه بیرون کردی وحتی به سید شریف حسینی توهین کردی چون بهت گفت اقای معاون محترم به جای اینکه هرروز مصوبه جدید بیاری برا خوزستان اول ان طرحهای نیمه تمام که هنوز بودجه تخصیص ندادید مشخص کنید که شما جوش اوردید نگو اون موقع اصلا وقت اینکارها رو نداشتید وبه زمین خواری و روشوه گرفتن مشغول بودید در پایان به تمام مردم خوزستان عرض میکنم انشااله به حقمان خواهیم رسید

  • ناشناس
    0 | 0

    خدا ازتون نگذر وقتی مرد تو صفه مرغ گوشت الاف شده بودن شما دزدیاتونو میکردین اون دنیا منتظره تونیم قیامتی هس خدایی بالا سرمونه

  • ناشناس
    0 | 0

    ها ها هو هو.

  • ناشناس
    0 | 0

    بعد از مرگ سهراب نوش دارو.....................

  • ناشناس
    0 | 0

    "سروش اسمانی کذایی" چیست!!!!!

    • ناشناس
      0 | 0

      دریافتیات الاهی که گاه می تونه غیر الاهی باشه!

  • حاجی واشنگتن
    0 | 0

    حالا شما خواننده های عزیز چرا اینقدر نظر میدید...کشش ندید...

  • ناشناس
    0 | 0

    تمامی افراد کابینه ها ی دولت های نهم ودهم باید به همین وضع حتی بدتر از این همراه محمود چان محاکمه واجرای مجازات سریع بشوند .......

  • امیر
    0 | 0

    من معلم بدبخت که دقت می کنم 25 صدم حق دانش اموزی ضایع نشه حالا باید بشنوم معاون اول رئیس جمهور مملکت دزده وقتی مملکت در وپیکر نداره وهمش میگن خط قرمز نتیجه اش همینه دیگه

  • حسین
    0 | 0

    آن چنان گرم است بازار مکافات
    دیده گر بینا شود هر روز روز محشر است

  • ناشناس
    0 | 0

    بی خیال.به ماچه؟؟؟؟بذاربخورن ببرن بکشن....

  • بی نام
    0 | 0

    اقای رحیمی العان دیگه شیر شدن فایده ای نداره اون موقع باید مرد بودی و در حق مردم ایران مردانگی میکردی عزیزم

  • ناشناس
    0 | 0

    به نظر من اجرای قانون بهتر است ..باید در مورد همه اینطور باشد.

  • معلم شرمنده خانواده
    0 | 0

    دیگه تاکی مگر مرگ دروغ است ما معلم ها بایک میلیون زندگی میکنیم وباعزت میمیریم شما بایک میلیارد با خفت میمیرید ازخون شهیدان خجالت بکشید

ارسال نظر

عناوین بیشتر

آخرین اخبار عناوین بیشتر