کد خبر 114315
A
غیرفعالان 6.8 میلیون نفر بیشتر شدند!

آمارهای ۱۰ ساله مرکز آمار ایران نشان می‌دهد با افزایش ۶.۸ میلیونی جمعیت غیرفعال کشور، هم‌اکنون جمعیت خانه‌نشین به ۴۰.۲ میلیون نفر رسیده است.

آمارها و محاسبات مراکز آماری نشان می‌دهد در حال حاضر حدود ۴۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از جمعیت کشور دچار غیرفعالی بوده و عملا تنها نقش یک مصرف کننده را در اقتصاد کشور بازی می‌کنند. به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از مهر، آنها به هر دلیلی ترجیح داده اند در منازل بمانند و تلاشی برای کسب و کار و فعالیت در بازار کار نداشته باشند. همچنین برخی می‌گویند غیرفعالی به آن شکلی که عنوان می شود، مطرح نیست و آمارهای ارائه شده دقت کافی را ندارند به نحوی که میلیون‌ها نفر در کشور هستند که از روش‌های مختلف به کسب درآمد و فعالیت اقتصادی اقدام می‌کنند اما قابل شناسایی نیستند و تمایلی به اعلام نوع فعالیت خود به آمارگیران ندارند. برخی هم ممکن است بگویند شغلی ندارند و منظور آنها شغل رسمی دولتی و مانند آن باشد، ولی به هر حال از محل‌هایی درآمد کسب می‌کنند. از سویی نظریه ای وجود دارد که معتقد است حتی اگر فرض غیرفعالی و خانه نشینی ۴۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از جمعیت کشور درست باشد، به این دلیل است که افراد کاری برای انجام دادن ندارند و اگر شرایط بازار کار کشور تغییر یابد و فرصت اشتغال فراهم شود، قطعا سیل بزرگی از جمعیت برای کسب درآمد و انجام فعالیت اقتصادی داوطلب خواهند بود؛ بنابراین غیرفعالی میلیونی نشان از فلج عظیم فعالیت های اقتصادی و تولیدی کشور دارد. ۶۴ میلیون نفر در سن کار با تمام این تفاسیر، حتی اگر نتوان به گزارش مرکز آمار ایران درباره غیرفعالی ۴۰ میلیون و ۲۰۰ هزارنفر از جمعیت در برابر فعالیت اقتصادی ۲۳ میلیون و ۸۱۸ هزارنفری کشور در سال گذشته هم اعتماد کامل کرد، این موضوع مشخص است که نه تنها ظرفیت مناسبی از جریان تولید و فعالیت‌های اقتصادی در کشور جریان ندارد، بلکه از آنسو جنب و جوش خوبی هم در نیروی کار مشاهده نمی‌شود و تمایل به کسب درآمد از روش‌های غیرمعمول بالا است. علاوه بر این، روند غیرفعالی جمعیت طبق آمارهای رسمی ارائه شده در فاصله سال‌های ۸۴ تا پایان سال ۹۳ به صورت مستمر رو به افزایش بوده به نحوی که تعداد غیرفعالان کشور از ۳۳ میلیون و ۴۶۹ هزارنفر در سال ۸۴ به ۴۰ میلیون و ۱۹۸ هزارنفر در پایان سال گذشته افزایش یافته، در حالی که انتظار می رفت با افزایش هزینه های خانوار و میل به کسب درآمد برای پوشاندن هزینه های جاری زندگی، باید از تعداد غیرفعالان کاسته می شد. حال که برنامه ریزی دولت‌ها و سیاست گذاری‌ها بر مبنای مستندات مرکز آمار ایران دستکم در بخش بازار کار است، استناد به آمارهای موجود نشان می‌دهد جمعیت فعال اقتصادی سال ۸۴ (یعنی گروه هایی که در سن کار قرار داشتند) ۵۶ میلیون و ۷۶۱ هزارنفر بوده که از این تعداد ۳۳ میلیون و ۴۶۹ هزارنفر غیرفعال و خانه نشین و ۲۳ میلیون و ۲۹۳ هزارنفر از نظر اقتصادی فعال بودند. خالص اشتغال کشور در سال ۸۴ به تعداد ۲۰ میلیون و ۶۱۸ هزارنفر و تعداد بیکاران هم ۲ میلیون و ۶۷۴ هزارنفر بوده است. حال اگر بخواهیم مقایسه ای آماری با وضعیت بازار کار کشور در سال ۹۳ داشته باشیم، باید گفت تعداد جمعیت فعال کشور در سال گذشته ۲۳ میلیون و ۸۱۸ هزارنفر بوده که ۲ میلیون ۵۱۴ هزار نفر از آنها بیکار، ۲۱ میلیون و ۳۰۴ هزار نفر شاغل و ۴۰ میلیون و ۱۹۸ هزار نفر از مجموع ۶۴ میلیون جمعیت در سن کار، غیرفعال و خانه نشین بودند. بنابراین در طول ۱۰ سال آنچه که اتفاق افتاد، اینکه تعداد بیکاران با اندکی کمتر در مرز ۲.۵ میلیون نفر باقی ماند و تعداد کل شاغلان نیز تنها ۷۰۰ هزار نفر بیشتر شد؛ به عبارتی از سال ۸۴ تا ۹۳ متوسط سالیانه ۷۰ هزار شغل در کشور ایجاد شد که هرگز تامین کننده نیازهای میلیونی بازار کار کشور نبوده و نخواهد بود. نکته حائز اهمیت اینکه بر تعداد جمعیت در سن کار کشور در فاصله ۸۴ تا پایان ۹۳ به میزان ۷ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر بیشتر شد اما به جای اینکه این جمعیت بتواند جذب بازار کار شود، غیرفعال شده و به میلیون‌ها خانه نشین اضافه شدند. حالا در پایان سال ۹۳، تعداد مردان دچار غیرفعالی کشور که حتی شامل صدها هزار نفر فارغ التحصیل دانشگاه ها نیز می شود، به حدود ۱۲ میلیون نفر و تعداد زنان دچار غیرفعالی نیز به ۲۸ میلیون و ۲۰۵ هزارنفر بالغ شده است. تعداد مردان دارای غیرفعالی در سال ۸۴ بالغ بر ۱۰ میلیون و ۱۰۵ هزارنفر و تعداد زنان نیز ۲۳ میلیون و ۳۶۴ هزار نفر بوده است. حالا این آمارها در پایان سال ۹۳ به ترتیب در مورد مردان به حدود ۱۲ میلیون نفر و درباره زنان نیز به رقم بی سابقه ۲۸ میلیون و ۲۰۵ هزارنفر رسیده است. در این سال، تعداد مردان در جستجوی کار یک میلیون و ۷۵۴ هزارنفر و شاغلان هم ۱۸ میلیون و ۲۰۵ هزارنفر و تعداد زنان در جستجوی کار ۷۵۹ هزارنفر و شاغلان نیز ۳ میلیون و ۹۹ هزارنفر اعلام شد.

غیرفعالی جمعیت توقف ندارد! براساس داده های جدول، همانطور که در فاصله سال‌های ۸۴ تا پایان ۹۳ بر تعداد جمعیت در سن کار کشور افزوده شده است، بر تعداد جمعیت غیرفعال و خانه نشین نیز افزوده شده و می توان گفت بخش بزرگی از افرادی که در طول سال‌های اخیر به سن کار رسیده اند، به جای انجام فعالیت اقتصادی دچار غیرفعال و سرگشتگی شده اند و تمایلی به کسب و کار از خود نشان نمی دهند. همچنین عملکردهای بسیار ضعیف اشتغال زایی نیز باعث شده است تا جمعیت شاغلان کشور افزایش چندانی نداشته باشد و تعداد بیکاران هم در سطح ۱۰ سال قبل باقی بماند و چیزی از آن کم نشود. علاوه بر این، بر تعداد جمعیت فعال اقتصادی یعنی مجموع شاغلان و بیکاران هم ۵۲۵ هزارنفر افزوده شود.

  • محسنی
    0 | 0

    دوستان یه سوال دارم: قیمت نفت چه تاثیری روی قیمت مسکن داره؟ اخه امروز نفت ایران حدود 20 دلار شد

    • ناشناس
      0 | 0

      با افزایش صادرات ایران. کم تر هم خواهد شد

    • ناشناس
      0 | 0

      چه ربطی به موضوع خبر داشت!!؟

    • رضا
      0 | 0

      کاهش قیمت نفت باعث کاهش درامدهای دولت خواهد شد و چون دولت بزرگترین پیمانکار کشور هست(و در واقع بخش خصوصی فعالیت چندانی نداره)باعث کاهش سرمایه گذاری در کشور میشود و این خود باعث ایجاد سیاست های انقباظی میشود،سیاست های انقباظی باعث کاهش کاهش پول در دست مردم و ... میشود و به تبع آن کلیه بازارها وارد فاز رکود میشوند،سعی کردم خیلی خلاصه توضیح بدم!
      اما در رابطه با تحلیل بازار مسکن اینو بگم که فعلا هیچ خبری نیست!و بازار همچنان راکده و به احتمال زیاد سال ۹۵ هم رکود باشه که این تاخیر در بلند مدت بسیار خطرناکه،چون به سمت عرضه مسکن به شدت ضربه میزنه،اما احتمالا و بنا بر چرخه معروف بازارها و دلایل خاص آن احتمال شروع رونق از سال ۹۶ وجود داره

    • ناشناس
      0 | 0

      کاهش قیمت نفت یعنی کسری بودجه برای دولت که باید از یک یا چند جا تامینش کنه.آسانترین راه چاب اوراق قرضه و پول و کم کردن ارزش پول در مقابل ارزهای خارجی مخصوصا دلار هست.واین یعنی تورم از همه لحاظ.اگر آثار اون رو الان نمیبینیم حتما بعد از انتخابات خواهیم دید!

  • محمدى
    0 | 0

    ارزانى قیمت ارز و وجود سود سبرده بانکى دو عامل اصلى خانه نشینى مردم است
    دولت با فروش ارز دولتى و مفت فروشى ارز نه تنها به تولید کننده کمک نکرده بلکه باعث جند برابر شدن واردات و قاجاق کالا شده است و صادرات نیز به علت ارزانى ارز ، مقرون به صرفه نیست
    وجود سود سبرده بانکى نیز باعث رکود و بالا بودن سود وامها مى باشد که تولیدو خدمات را کران مى کند
    لطفاً کسانى که از کتاب قران با اطلاع هستند بکویند که فرق بین قرض الحسنه و ربا جیست ؟؟؟

    • hamid
      0 | 0

      اسلام از این جهت میگه نزول حرومه چون کسی که پولی رو به قرض بگیره و با اون به واردات و کارهای کاذب مثلا دلالی بپردازه عواقبی داره که جبران ناپذیره(نمونش حال و اوضاع امروز ایران)
      ولی با اوراق مشارکت هیچ مشکلی نداره و حتی تشویق هم میکنه
      چون اوراق مشارکت صرف کارای تولیدی و خدماتی میشه.
      ...

    • ناشناس
      0 | 0

      تا کی باید به خاطر بنجل های داخلی راه ورود اجناس با کیفیت را بست؟؟؟؟

    • ناشناس
      0 | 0

      هیچ درکی از شرایط نداری،ارز ارزون هست؟؟یا ریال خیلی ضعیف؟؟همه چیز رو قاطی کردی
      سود بانک از محل سرمایه گذاری بانکها هست،ربطی به ربا نداره،توقع داری مردم پولشون بدن بانک ،که فقط بانک سود کنه؟؟؟

  • ابراهیم
    0 | 0

    رشد جمعیت کم است باید بیشتر و بیشتر شود .

    • ناشناس
      0 | 0

      بی عرضگیه دولت ها رو تقصیر جمعیت ننداز، کشوری با اینهمه ثروت میتونه چند برابر این جمعیت داشته باشه...

  • ناشناس
    0 | 0

    مردم بیکارن بدبختا چیکار کنن همه خانه نشین شدن دولت خجالت نمیکشه میگه بیکاری ۱۰٪بیکاری بالای۷۰٪

  • احسان
    0 | 0

    سود بانکی همه رو خونه نشین کرده!

    • ناشناس
      0 | 0

      همچین می گی سود بانکی انگار همه سرمایه دارن. نه عزیز اکثر بیکارها جوانند، سرمایه ای در بانک ندارن و با کمک والدینشون زندگی می کنند.

  • بر باد رفته
    0 | 0

    بنده هم از جوانانی هستم که جوانیش بر باد رفت.ولی همه بدونید که اتفاقات خوبی تو کشور داره میفته و نتیجش رو از سال 97 می بینیم.تورم باید بیاد زیر 7درصد تا نیاد.سود بین بانکی پایین نمی یاد.سود بین بانکی پایین نیاد.سود سپرده هم پایین نمی یاد.وقتی توذم پایین باشه ارزش سرمایه گزاری می ره بالا و سود سپرده پایین هم دیگه قابل توجیه نیست برای مردم و سرمایه رو به جای بانک صرف سرمایه گزاری رو خانوادشون یا جوانای فامیل می کنن.2.در رابطه با قیمت ارز:زمانی که قیمت ارز بره بالا پول ملی بی ارش می شه و در نتیجه قدرت خرید مردم میاد پایین و نتیجش می شه رکود.دولت هم چون متکی به دلار های نفتی هستش ترجیح می ده دلار رو ببره بالا تا جیبش خالی نشه و مردم هم دست به دعا بمونن.3.تولید داخل:تولید داخل تا زمانی که رقابتی نباشه پیشرفتی هم در کار نیست کاهش قیمتی هم در کار نیست.تولید کننده هم دستگاه بروز جهانی وارد نمی کنه و با دستگاه های قدیمی چند ده سال پیش کار می کنه و تا لنگ می شه دم از پایین بودن قیمت دلار می زنه.به موارد بالا آقازاده های سیری نا پذیر و افراد..... رو هم اظافه کنید حرف زیاد دارم ولی گوش شنوایی نیست.دوستان هم از خدا برکت بخوان ولی در کنارش اقتصاد هم بخونن تا با دلسوزی مسئولین هم آشنا بشن! و معنی مبارزه با استکبار رو هم لطفا دوستان برای بنده توضیح بدن!

    • ناشناس
      0 | 0

      عزیز دلم دولت که داره تمام زورش میزنه که بورس و مسکن بره بالا و دلار بیاد پایین.

    • محمدى
      0 | 0

      تورم جطور بایین امد ؟؟
      دولت با مفت فروشى ارز واردات و قاجاق رو ندانسته زیاد کرد
      و کارخانجات داخلى را به علت کم شدن صادرات به خاطر ارزانى ارز و مقرون به صرفه نبودن صادرات نیمه تعطیل و یا تعطیل نمود که باعث افزایش بیکارى شده است
      در مقابل سود سبرده ها را بالا نکه داشته بطورى که بسیارى از مردم و حتى تولیدکنندکان ، سرمایه خود را در بانک کذاشته تا سودى اسان دریافت کنند که این درامد از مالیات نیز معاف است و عامل اصلى رکود همین سود سبرده است
      یعنى با وجود رکود و نبود تقاضاى خرید ، تورم به ظاهر و بصورت غیر واقعى کاهش یافته و فنر ان جمع شده ، زیرا عامل اصلى تورم جاب ریال و بالا بردن حجم ریال است که همیشه و در این دولت نیز بالا برده شده و براى خروج از رکود این فنر باز مى شود زیرا دولت راهى جز واقعى کردن قیمت ارز و بایین اوردن سود سبرده ندارد که ان موقع قیمتها واقعى واردات و قاجاق به حداقل رسیده و تولید و اشتغال و صادرات افزایش یافته و بایین اوردن سود بانکى بورس و فعالیتهاى اقتصادى را زیاد کرده که دولت مى تواند از معاملات بعد از رکود ، مالیات دریافت کند و کسرى بودجه نداشته و حجم ریال را ثابت نکه دارد تا تورم از بین رفته و قیمتها ثابت شود

    • بر باد رفته
      0 | 0

      جناب محمدی:سود سپرده رو دولت بالا نگه نمی داره چون دست دولت نیست دست بانک مرکزی هستش.بانک مرکزی هم سود سپرده رو با توجه به نرخ تورم تعین می کنه و ملاک هم 2 درصد بالاتر از نرخ تورم.برای مثال وقتی تورم 10 درصد باشه سود سپرده باید 12 درصد باشه.بانک مرکزی به دو دلیل نرخ سود سپرده رو پایین نیاورده:1.منابع مالی محدود شده به خاطر معوقات بانکی(دوستانی که وام گرفتن و پس نمی دن)که خود 2 دسته هستند.دسته 1:کسانی که برای وضع فعلی رکود دچار مشکل شده دسته 2:کسانی که نمی خوان پس بدن(گردن کلفتی) یه سوم هم داریم که بدهی دولت به بانک مرکزی هستش و دسته آخر بدهی بانکه ها به بانک مرکزی.دلیل ذوم طبعیت نکردن موسسات غیر مجاز(گردن کلفت)شما فرض بگیر بانک مرکزی میاد و با فرض تورم 13 درصد نرخ سود سپرده رو می زاره مثلا 15 درصد.هم وطن عزیز می بینه به ضررش هست که این پول در بانک باشه خوب دو انتخواب داره 1.سرمایه گزاری در بورس2.راه اندازی کسب و کار(خودش یا اقوام) هنوز تصمیمش رو نگرفته که در تیتر ها می خونه فلان موسس غیر مجاز داره سود 22 درصد می ده خوب به نظر شما چی کار می کنه؟سوال اینجاست که چطور این موسسات با تورم رو به پایین سود رو به بالا می دن؟در واقع شخص a,b,c,dمبلغی در موسسه غیر مجاز می زاره و نوبت این میشه که بره سود بگیره در همون ماه شخص e حساب باز می کنه و اتفاقی که می افته موسسه میاد سپرده جدید رو به جای سود به سپرده گزار a,b,c,d می ده در واقع این موسسات همه ورشکسته هستند!!!و هر روز دارن در باطلاق فرو می ردن.از روز اول ورشکسته بودن؟نه از روز اول پول سپرده گزار رو ملک می خریدن و چون تورم رو به بالا بود و مسکن به همون شکل سود کلان به جیب می زدن.نتیجه:هر زمان دولت بدهی خودش به بانک رو پرداخت کرد (کامل یا بخشی)و معوقات بانکی پرداخت شد(کامل یا بخشی) به همون نسبت بانک مرکزی اقدام به جمع آموری موسسات غیر مجاز و پاین آوردن سود سپرده می کنه.هموطن عزیز هم وارد بورس می شه و بوس هم می شه موتور محرک و اقتصاد از رکود میاد بیرون
      بانک مرکزی باید موسسه غیر مجاز رو تحت تملک خودش بگیره یا موسسه غیر مجاز از بانک مرکزی پیروی کنه
      شما فکر کن اقتصاد کشو بین حلقه بدهی های ذکر شده و در نتجه منابع بانکی قفل شدن
      یه نکته خدمت مردم عزیز:شما چرا وقتی مثال 30 میلیون در بانک به عنوان سپرده قرار می دید خیالتون راحته که سر ماه سود می گیرید و ضرری نمی کنید؟آیا به قدرت واقعی سرمایتون نگاه می کنید؟چرا فقط عدد 30 میلیون رو نگاه می کنید؟به این فکر کنید همین 30 میلیون چند سال پیش پول 5 تا پراید بود ولی الان چی؟
      در رابطه با صنعت هم باید تکنولوژی روز استفاده بشه به همراه دانش روز و همچنین تولیدات در محیط رقابتی باشه نه مثلا صنعت خودر دست یه سری اشخاص خاص باشه.همچنین صنعت هم برای منابع یا باید روی سهام حساب کنه یا منابع بانکی تا این دو تا محرکش باشن ولی متاسفانه تولید کننده عزیز قصد داره تا آخر عمرش حمایت بشه که نتیجش رو در خودرو دیدیم.بخش سهام هم که می بینید رفته رفته سرمایه داره به اون سمت هدایت میشه و با حل شدن موانع ابتدای گفت و گو سرمایه عظیمی که سپرده گزار ها در بانک دارن به اون سمت حرکه می کنه .به امید خدا و همت دولت و بانک مرکزی

  • ناشناس
    0 | 0

    به عبارت دیگر ملت در حال نابود شدن هستن.به این میگن اضمحلال و فروپاشی.

ارسال نظر

عناوین بیشتر

آخرین اخبار عناوین بیشتر