کد خبر 9366
A

مالیات و سیستم مالیاتی در کشور موضوعی است که تقریباً همیشه به عنوان یک موضوع فرعی در درآمدهای دولت‌ها مطرح بوده است. در جایی که در آمد نفتی اغلب بیش از نیازهای دولت‌ها در بودجه سالیانه بوده است، تمرکز بر سیستم مالیاتی همواره در سایه این درآمدها قرار گرفته است.

اکنون وزیر اقتصاد سخن از جبران کاهش احتمالی درآمدهای نفتی با مالیات می‌کند. اما واقعیت رقمی پشت این سخن چیست؟ و برای جبران کاهش فروش نفت، چقدر مالیات باید پرداخت؟ در طول حدود یک قرن از دسترسی کشور به منابع نفتی و درآمدهای اغلب کلان این منبع برای دولت‌ها، آنچه همواره مورد غفلت واقع شده، جایگاه مالیات به عنوان اصلی‌ترین، مهم‌ترین و در عین حال شفاف‌ترین منبع در آمدی دولت است. درآمدی که البته موضع پاسخگو بودن دولت‌ها را به دنبال داشته و شاید یکی از مهم‌ترین علل کندی توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران نیز بوده است. اما امروز بحث تحول در نظام مالیاتی کشور و تمرکز بر درآمدهای مالیاتی دولت از سوی وزیر اقتصاد در یک زمینه و یک شرایط کاملاً متفاوت مطرح می‌شود: کمبود در آمد نفت را با مالیات جبران کنیم. شمس‌الدین حسینی وزیر اقتصاد اخیراً در یک برنامه تلویزیونی اشاره کرده است که: ساختار تأمین مالی دولت در جریان اقتصاد مقاومتی مورد تأکید قرار گرفته است، یعنی اگر در فروش نفت دچار مشکل شدیم از طریق منابع مالیاتی کشور هزینه‌ها تأمین شود. وی اذعان کرده است که هم‌اکنون 43 درصد هزینه‌های کشور از طریق منابع مالیاتی تأمین می‌شود. این سخنان وزیر اقتصاد واجد سه نکته ای قابل توجه است. اول: نوع بیان و تمرکز حسینی بر در آمدهای مالیاتی حاکی از آن است که هنوز دولت علاقه چندانی برای تصحیح سیستم مالیاتی و اتکا بر مالیات به عنوان درآمد اصلی دولت ندارد و«اگر» کشور در فروش نفت با مشکل مواجه شود درآمدهای مالیاتی در دستور کار قرار خواهند گرفت. این بدین معنا است که همچنان در آمد نفتی نقطه تمرکز دولت در وصول درآمدهایش در بودجه کشور است. دوم: از سویی، در حالی شمس‌الدین حسینی از 43 درصدی مالیات در هزینه های کشور سخن می‌گوید که به اذعان علی عسگری، رئیس سازمان امور مالیاتی کشور در شش ماهه نخست امسال 85 درصد درآمدهای مالیاتی محقق شده است. به عبارت دیگر سیستم مالیاتی کشور هنوز دارای خلل و فرج‌هایی است که وصول مالیات را با مشکلات فراوانی همراه می‌سازد. این در حالی است که صرفاً نفس سهم 43 درصدی مالیات در هزینه‌ها نیز خود موضوعی است که نیازمند تفکر و تأمل است. سوم: اشاره حسینی به جبران کاهش فروش نفت با منابع مالیاتی نیاز به نگاهی دقیق‌تر دارد. به طور کلی تحریم‌ها بخشی از درآمد نفتی کشور را تحت تأثیر قرار داده است. گزارشات پراکنده از میزان تولید و فروش نفت ایران طی ماه‌های اخیر بسیار متناقض و متفاوت بوده است. در حالی که رسانه های خارجی از صادرات 800 هزار بشکه ای نفت ایران بعد از تحریم‌ها سخن می‌گوید اما وزیر نفت کشور، تولید نفت را برابر 4 میلیون بشکه در روز و صادرات را حدود 2 میلیون بشکه عنوان کرده است. نگاهی به گزارشات اوپک از منابع مستقل، نشان می‌دهد که طی ماه سپتامبر میزان تولید نفت ایران معادل 2 میلیون و 723 هزار بشکه در روز بوده است. در مدت مشابه سال قبل اما رقم تولید نفت ایران 3 میلیون و 628 هزار بشکه بوده است. اگر چنانچه گزارش اوپک از منابع مستقل را بنای محاسبات خود قرار دهیم می‌توان گفت، از سال گذشته تولید نفت کشور تقریباً یک سوم کاهش یافته است. در همین حال طبق آمار در دسترس صادرات نفت ایران در سال 2011 برابر با 2 میلیون 280 هزار بشکه در روز بوده است. با این حساب چنانچه فرض کنیم معادل کاهش تولید از سال 2011 تا کنون، یعنی کاهش یک سومی تولید، صادرات نیز یک سوم کاهش یافته باشد، اکنون صادرات نفت ایران شاید در حدود 1 میلیون و هشتصد هزار بشکه در روز است که بر این اساس نسبت به سال گذشته حدود 500 هزار بشکه کاهش را شامل می‌شود. اکنون، جبران 500 هزار بشکه نفت فرضی در روز، با در آمدهای مالیاتی به چه معنا می‌تواند باشد. معادل این کاهش روزانه 55 میلیون دلار درآمد دولت است که سالیانه بیش از 20 میلیارد دلار خواهد بود. حال سؤال اینجا است که جبران این رقم کلان با مالیات چگونه محقق می‌شود و به معنی رشد چند درصدی مالیات یا اضافه کردن چند منبع مالیاتی جدید خواهد بود؟ در نتیجه سخنان وزیر اقتصاد کمی ایده‌آل و آرمانی به نظر می‌رسد. در جایی که از همان ابتدا، درآمد نفتی توجه به مالیات و فواید اقتصادی و سیاسی و اجتماعی تمرکز بر آن به عنوان منبع اصلی در آمد دولت را منتفی ساخته، اکنون جبران کاهش فروش نفت با منبع مالیاتی کمی اغراق گونه به نظر می‌رسد. ضمن آنکه باید در توان زیرساخت‌های مالیاتی کشور و قانون فعلی نیز برای رسیدن به این هدف بیشتر مطالعه و دقت کرد.

ارسال نظر

عناوین بیشتر

آخرین اخبار عناوین بیشتر