کد خبر 26657
A

در حالی که بیلبوردهای کارخانه مینو در سطح شهر به تازگی نصب شده است، موسس کارخانه بینایی خود را از دست داده است.

موسس کارخانه مینو در تبعید اجباری بینایی خود را از دست داده است. این اتفاق در حالی رخ می دهد که سال ها پس از مصادره اموال کارخانه تلاش های او برای گشت بخشی از اموالش بی نتیجه باقی مانده است. به تازگی خسروشاهی بینایی خود را از دست داده است. این روزها بیلبوردهای کارخانه مینو در سطح شهر تهران نصب شده است ولی موسس کارخانه روزهای بسیار بدی را پشت سرمی گذارد. کارخانه نیز سال ها در غیاب او از روزهای اوج فاصله گرفته است. سرگذشت خسروشاهی ها

حسن خسروشاهی - تولید دارو، تی دی، تولی پرس و بسیاری محصولات دارویی دیگراز کارخانه های حسن خسروشاهی به بازار هدایت می شد. حسن خود متولد تبریز بود و فعالیت های اقتصادی را از همان شهر کلید زد. بعدها دامنه فعالیت های خود را به همدان و قزوین هم گسترش داد. پیش از آنکه وارد بازار تجارت دارو شود مدتی واردات پارچه های فاستونی، کاغذ، چای و شکر را انجام می داد. حتی برخی روایت می کنند جهش اقتصادی حسن ازهمین ایام آغاز شد. سال 1314 راهی ایتالیا شد تا هم سیاحت کرده باشد و هم فرصتی تجاری تازه را بدست آورد. او پس از بازگشت به کمک مهندسان ایتالیایی کارخانه نساجی را راه اندازی می کند. پارچه بافی آذربایجان با سرمایه 352 هزار تومان و با حضور 100 دستگاه ریسندگی در همین ایام فعالیت هایش را کلید زد. برخی منابع نقل می کردند، حسن به شدت موردحمایت دستگاه حاکمیت بوده و همین همراهی ها سبب رونق فعالیت های اوشده است. اما برخلاف چنین گمانه زنی هایی گروهی دیگر براین باورند که حسن در خانواده ای مذهبی وسنتی رشد کرده و چندان درکار بهره گیری از رانت ها نبوده است. خانواده حسن خسروشاهی با حضور شش فرزند تکمیل می شد.از میان فرزندان او همگی وارد فعالیت های تجاری شدند ولی نام کاظم بیش از دیگران سرزبان ها افتاد. در روزهای پایانی حیات حسن خسروشاهی، شرکت های مجموعه او بیش از 600 محصول تولید می کردند.

کاظم خسروشاهی - یکی از فرزندان، حسن خسروشاهی بیش از دیگران سودای پیشرفت داشت. کاظم پنجمین فرزند خانواده بود. او تا سوم دبیرستان را در تبریز درس خواند. او دردانشگاه حقوق پذیرفته شد و برای ادامه تحصیل راهی تهران شد ولی تنها پس از دو سال درس خواندن به این نتیجه رسید که رشته اقتصاد را باید نیمه کاره رها کند. کاظم از همین روی تصمیم گرفت راهی امریکا شود تا شاید فرصتی تازه برای تحصیل پیدا کند. کاظم خسروشاهی درکتاب خاطراتش شرح مفصلی ازاین سفر نوشته است. او نقل می کند برای سفر به امریکا مجبور بوده به بمبی وکراچی برود. از آنجا در یک کشتی نظامی و به همراه 6 هزار سرباز راهی ایالات متحده می شود. حضور درکنار سربازان به او زندگی با نظم را آموخت. او حتی آموزش های نظامی را هم درهمین کشتی دید. حضور او در ایالات متحده با دو اتفاق همراه شد.کاظم همزمان درس را ادامه داد ودر کنار آن سعی کرد، بازارهای جدیدی را برای تجارت پدر مهیا کند. مذاکرات او هم نتیجه داد و نمایندگی شرکت دارویی ماکسون رابینز را در همان کشور گرفت. او پس از بازگشت به ایران کارخانه کیوان که مواد غدایی و بسکویت تولید می کرد را به «مینو» تبدیل کرد.کاظم در دوران تحصیل دوستی با جمشید آموزگار را هم تجربه کرده بود. آموزگار در دوران نخست وزیری، کاظم را به عنوان وزیربازرگانی انتخاب می کند ولی انتصاب به چنین پستی برای او دردسرهای بسیاری داشت. اموال کاظم و کارخانه مینو به همین دلیل در روزهای بعد از انقلاب مصادره شدند. کاظم در حال حاضر در پاریس زندگی می کند. نقل می کنند او در روزهای باقیمانده تا انقلاب خوشحال بوده که حکومتی اسلامی اداره کشور را دردست می گیرد. او اعتقاد داشت این حکومت عدالت را در کشور اجراء می کند ولی مدتی بعد از این آرزوها خسروشاهی از سوی حاکمیت جدید برای گسترش همان عدالت تحت تعقیب قرار می گیرد.

  • ناشناس
    0 | 0

    بهتر بود از تیتر بهتر و محترمانه تری استفاده می شد .

  • ناشناس
    0 | 0

    وای بر مایی که قدر کارآفرینان ایران زمین را ندانستیم و بر آنان جفا کردیم.
    از ماست که بر ماست.

  • ناشناس
    0 | 0

    بدبختیهای امروز ما ریشه در همان تندرویها و حذف کردنها دارد.از ماست که برماست!

  • سید رضا
    0 | 0

    و تاریخ قضاوت خواهد کرد . حقیقت هیچ وقت کتمان شدنی نیست .
    شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی میکنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است .
    دود اگر بالا رود از کسر شان شعله نیست روی دریا خز نشیند قعر دریا گوهر است .

ارسال نظر

عناوین بیشتر

آخرین اخبار عناوین بیشتر