کد خبر 163977
A

با روی کارآمدن دونالد ترامپ و کابینه جنگی در حال آرایش او، تنش و آشوب منطقه‌ای بیش از پیش در فضای ابهام قرار گرفته و نمی‌توان چشم‌انداز روشنی از آنچه در کانون‌های بحران یعنی عراق، سوریه و یمن می‌گذرد، نمایان ساخت. به‌خصوص که تنش میان ایران و عربستان باعث شده توجهات مجددا به برجام و رویکرد ایران در منطقه برگردد.

در همین خصوص استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با بیان اینکه با وجود تمدید تحریم‌ها، اتفاق تازه‌ای در برجام صورت نگرفته است، معتقد است که میانه‌روهای آمریکایی درصدد بودند لقمه‌ای جلوی تندروها بیندازند تا آنها را راضی و ضرب اقدامات ترامپ را در ماه‌های آینده بگیرند. دکتر احمد نقیب‌زاده با بیان اینکه ایران باید از ظرفیت‌های برجام استفاده کند، بر این نظر است که لغو و نقض برجام از جانب ایران صورت نگیرد، چون اگر این اتفاق رخ دهد، آنها همین را می‌خواهند و در تلاش هستند تا اقداماتی صورت دهند که ایران ناقض برجام باشد تا دستشان برای اقدامات بعدی باز باشد. به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از دنیای اقتصاد، نقیب‌زاده با بیان اینکه ترامپ می‌تواند برای ایران فرصت باشد، افزود: «اگر قرار است برخی اظهارات ترامپ در منطقه عملیاتی شود، می‌تواند در روابط دوجانبه هم اتفاق بیفتد.» این کارشناس ارشد مسائل اروپا معتقد است نگران اجماع مجدد احتمالی علیه ایران نیست، بلکه از این بیم دارد که آمریکا و اسرائیل اقدامات انفرادی‌ای را صورت دهند و این می‌تواند بسیار خطرناک باشد. او با اشاره به اینکه تمام نشانه‌ها از جمله مقالات و گزارش‌های غربی حکایت از این دارند که مسائل منطقه‌ای دقیقا به ضرر عربستان در حال تغییر است، می‌گوید که عربستان به زودی در منطقه تنها خواهد شد.

 

تمدید تحریم‌های 10 ساله ایران موسوم به «آیسا» در کنگره آمریکا، به این پرسش در داخل کشور دامن زده است که آیا این اقدام نقض صریح برجام است یا نقض روح حاکم بر برجام؟

نه، نقض برجام نیست، اگر بود در زمانی که توافق هسته‌ای به امضا رسید، باید لغو آن‌را از آمریکا می‌خواستند؛ با این استدلال که همگی تحریم‌ها در حال لغو شدن است،پس این مورد هم باید لغو شود. بنابراین سوال اینجا است که چرا نخواستند؟ برای اینکه این تحریم‌ها جزو تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای نبود. از سوی دیگر، اگر بخواهیم در چارچوب روح برجام آن‌را توضیح دهیم، بستگی به تلقی ما دارد. همان‌طور که بارها گفته‌ام، تا زمانی که بین ایران و آمریکا خصومت برقرار است، آمریکایی‌ها بیکار نخواهند نشست و در این مسیر سنگ‌اندازی خواهند کرد. به‌عنوان مثال اگر نخواهند به ایران هواپیما بفروشند، کسی نمی‌تواند آنها را مجبور کند. در چنین شرایطی ایران باید سیاست خود را به جایی ببرد که نقطه صفر نامیده می‌شود. یعنی نه دوستی نه عداوت. تا این قضایا در یک زمانی به حالت عادی برگردد و گرنه کارشکنی به هر صورت ادامه خواهد یافت و شاید تحریم‌های دیگری نیز در راه باشد.

درخصوص این تمدید تحریم‌ها دو نکته اساسی مطرح است: نکته اول اینکه قرار نیست این تحریم‌ها اعمال شوند و رئیس‌جمهوری آمریکا هم تاکید دارد که این تحریم‌ها اگر اعمال شود واکنش نشان خواهیم داد و به‌نظر می‌رسد که فعلا قرار نیست این تحریم‌ها اعمال شوند. نکته دوم اینکه ظاهرا میانه‌روهای آمریکایی درصدد بودند لقمه‌ای جلوی تندروها بیندازند تا آنها را راضی و ضرب اقدامات ترامپ را در ماه‌های آینده بگیرند و مانع از اقدامات شدیدتر آنها شوند. تاکید یکی از سناتورها در این خصوص که این اقدام برای همین موضوع بوده نشان می‌دهد که عدم وتوی اوباما درخصوص این مصوبه در واقع همین استدلال است. اگرچه در داخل ایران انتقادها به این موضوع زیاد بود، اما اشکالی ندارد چون در عالم دیپلماسی شما باید چنین مواضعی را اتخاذ کنید تا بتوان جلوی اقدامات شدیدتر را گرفت، اما در اساس اقدام تازه‌ای صورت نگرفته است.

در چنین شرایطی این سوال مطرح شده که نحوه مواجهه ایران با این اقدام چگونه باشد؟ بعضی معتقدند که ما باید به ظرفیت‌های خود برجام مراجعه کنیم و موضوع را به لحاظ حقوقی پیگیر باشیم، دسته دوم معتقد به راه‌های دیگری هستند. آیا اساسا ایران راهبرد مشخص و موثری دارد تا در مقابل این اقدامات آمریکا ایستادگی کند؟

درخصوص برجام بله، اما درخصوص این تحریم‌ها ایران نمی‌تواند کاری کند، جز گرفتن مواضعی که شاید مفید واقع شود یا نه. اما در مورد برجام و اینکه لطمه‌ای به آن وارد شد، بله ما باید به کمیسیون رجوع کنیم. نکته مهم این است که لغو و نقض برجام از جانب ایران صورت نگیرد، چون اگر این‌طور شود، آنها همین را می‌خواهند و در تلاش هستند تا اقداماتی صورت دهند که ایران ناقض برجام باشد تا دستشان برای اقدامات بعدی باز باشد.

با توجه به اینکه آیسا یا قانون تحریم‌های ایران در اختیار رئیس‌جمهوری آمریکا است، می‌توان پیش‌بینی کرد که ترامپ چه اقدامی را درخصوص آن انجام خواهد داد؟

متاسفانه سیاست خارجی آمریکا فعلا در ابهام قرار دارد و مشخص نیست ترامپ می‌خواهد چه‌کار کند. بنابراین نمی‌توان پیش‌بینی کرد، اما این موضوع بستگی به رفتار ایران هم دارد. مساله این است که در این شرایط دشمنان ایران هم خیلی فعال هستند. عربستان سعودی پول خرج می‌کند و اسرائیل هم فشار وارد می‌کند. من نمی‌دانم آیا ایران اقدامی برای ارتباط با ترامپ و تیم او صورت داده است یا نه. با توجه به اینکه ترامپ شخصیت معامله‌گری دارد، ایران می‌تواند این تهدید را تبدیل به فرصت کند وگرنه تهدید مضاعفی متوجه ایران خواهد بود.

بنابراین رویکرد اقتصادی ترامپ می‌تواند یک فرصت برای ایران باشد؟

بله، با توجه به نشانه‌هایی که در منطقه از خود بروز داده اینکه به‌دنبال اسقاط بشار اسد نیست و با روسیه می‌خواهد همکاری کند. بنابراین معنی آن می‌شود اینکه به‌طور غیرمستقیم هم دارد با ایران همکاری می‌کند. بنابراین اگر قرار است این همکاری‌ها در منطقه صورت گیرد می‌تواند در روابط دوجانبه هم اتفاق بیفتد. از این‌رو گفتارها و رفتارهای متناقض ترامپ را باید در کنار مشاوران و حلقه‌های فکری‌ای که در کنار او هستند، در نظر داشت.

در چنین فضایی برخی چنین استدلال می‌کنند که پیگیری‌های حقوقی در برجام و استفاده از ظرفیت‌های توافق هسته‌ای اگرچه مطلوب و مفید است، اما در نهایت ایران باید به سمت چندجانبه‌گرایی در سیاست خارجی حرکت کند و روابط سیاسی و اقتصادی فعال‌تر و گسترده‌تری را با اتحادیه اروپا و به‌خصوص با اعضای 1+5 صورت دهد تا در سال‌های آتی بتواند علاوه بر برخورداری از منافع همکاری‌های اقتصادی، برجام را به نوعی بیمه کند. تا چه حد این استدلال را صحیح می‌دانید؟

بسیار موثر است، حتی در کوتاه‌مدت نیز پاسخگو است و می‌تواند اتفاقا در درازمدت هم خیلی از مسائل را حل کند. چون اروپایی‌ها نیز از برخی سیاست‌های آمریکا ناخشنود هستند و این‌گونه نیست که از آمریکا راضی باشند. به همین دلیل با اجبار تن می‌دهند و ایران می‌تواند از این فرصت استفاده کند و با اروپا روابط فعال‌تری را برقرار کند و به آمریکایی‌ها بفهماند که الان دو قطب دیگر قدرت نیز وجود دارد که یکی روسیه و دیگری چین است و اگر آمریکا بخواهد در چنین شرایطی ایران را در انزوا قرار دهد، امکان‌پذیر نیست و سیاست‌هایش شکست می‌خورد.

یعنی در واقع اگر ما ناقض برجام نباشیم، اینها نمی‌توانند به سادگی اجماع مجددی را علیه ایران اعمال کنند؟

بله دقیقا، چون کار بسیار سختی خواهد بود و من از اینکه اجماع مجددی علیه ما شکل بگیرد، نگران نیستم، نگرانی و واهمه من از بابت اقدام انفرادی آمریکا و اسرائیل است. این خطر برجسته‌تری است که گهگاهی در افق نمایان می‌شود. به‌خصوص که اسرائیل تاکنون به دلیل هشدارهای اوباما دست به اقدامی بزند که تاکنون نزده است و خود آمریکای ترامپ نیز این‌کار را صورت دهد و این می‌تواند بسیار خطرناک باشد.

اینکه گفته می‌شود به دلیل رویکرد عملگرایانه ترامپ، احتمال همکاری بین واشنگتن و مسکو وجود دارد و این مساله می‌تواند به ضرر منافع تهران باشد، تا چه حد واقع‌بینانه است؟

بله احتمال آن هم زیاد است، اما نزدیک شدن آمریکا به روسیه ضرری را متوجه ما نخواهد کرد. بعضی‌ها فکر می‌کنند که روسیه به ما بی‌نیاز می‌شود در صورتی که چنین نیست. چون تضاد منافع این دو قدرت که از بین نمی‌رود. چون این تضاد منافع گاهی شکل خشن و گاهی هم حالت نرم به خود می‌گیرد که در این شرایط باز هم نیاز روسیه به ایران از بین نمی‌رود؛ بنابراین از این بابت نگرانی جدی‌ای وجود ندارد.

از سوی دیگر و در جبهه دولت‌های عربی نیز این تکاپوها باعث شده تا عربستان سعودی در یک تغییر سیاست آشکار خواستار حفظ برجام اما فشار و تمرکز بر رویکرد ایران در منطقه شود. آیا این موضوع را می‌توان نوعی چرخش در نگاه اعراب و در راس آنها سعودی‌ها دانست؟

این در واقع آرزوی اعراب است. اما عملی نمی‌شود، چون تمام نشانه‌ها از جمله مقالات و گزارش‌های غربی حکایت از این دارند که مسائل منطقه‌ای دقیقا به ضرر عربستان در حال تغییر است و آمریکا نیز مانند گذشته از این کشور حمایت نمی‌کند و حتی نشانه‌هایی از برخی پرونده‌های قدیمی همچون پرونده ترور رفیق حریری در حال آشکار شدن است که نقش سعودی‌ها در این ترور را تایید می‌کند. از سوی دیگر خبرهایی که از جبهه‌های مقاومت در سوریه در حال شنیده شدن است نشان می‌دهد که همه اینها علیه منافع عربستان در حال رخ دادن است.

آیا می‌توان گفت که اینها بتوانند نظر ترامپ را متوجه آنچه اقدامات بی‌ثبات‌ساز ایران در منطقه نامیده می‌شود، جلب کنند؟

چرا ممکن است، به‌خصوص که پول‌هایی را از طریق لابی‌های عربی در حال خرج کردن هستند، اما در مجموع سیاست آمریکا درمورد عربستان به‌خصوص با توجه به مقالاتی که اکنون در مجلات معتبر نوشته می‌شود این است که عربستان به زودی در منطقه تنها خواهد شد. به همین دلیل تغییراتی در رویکرد خود داده تا بتواند بدون آمریکا هم قادر باشد سیاست‌های خود را پیش ببرد.

حال در چنین شرایطی مسیر تنش‌های تهران و ریاض چه سمت و سویی خواهد یافت؟ آیا این کشمکش‌ها حفظ و تشدید خواهد شد یا شاهد فروکش کردن آن خواهیم بود؟

بله به ناچار باید فروکش کند، چون نه به نفع ایران است و نه عربستان. به‌خصوص که عربستان ضعف‌هایی دارد که هرچه بحران‌ها استمرار بیشتری داشته باشند، طبیعتا ضعف‌های این کشور آشکارتر می‌شوند و مشکلاتش افزون‌تر؛ بنابراین به ناچار باید با ایران کنار بیاید. چون ایران هم توانمندی‌هایی دارد.

برخی همکاری نفتی ایران و عربستان در اجلاس اخیر اوپک در وین را نوعی نشانه مثبت می‌دانند. آیا می‌توان این همکاری را که در وهله اول به دلیل اهداف و نیازهای اقتصادی عربستان صورت گرفت، نوعی همکاری در مسیر تنش‌زدایی دانست؟

بله در واقع می‌تواند یک نقطه شروعی برای اقدامات بعدی باشد، اما الزاما این‌گونه نیست چون عربستان قبل‌تر هم گفته بود که بیایید بر سر نفت جدا از اختلافات سیاسی همکاری کنیم و این می‌تواند در این راستا باشد.

اخبار مرتبط

ارسال نظر

عناوین بیشتر

آخرین اخبار عناوین بیشتر